جمعه ۲۴ دی ۱۴۰۰ - الجمعة 11 جماد ثاني 1443

(۱۳۸۲/۰۹/۲۱) خطبه های نماز جمعه خوی – ۲۱ آذر ۱۳۸۲

خطبه اول: موضوع: علل ستایش و سرزنش قرآن از انسان قبلاً طی دو جلسه بیان شد که از سوئی قرآن انسانها را با ویژگی‌های متعدد تعریف و تمجید می‌کند از جمله: ۱ـ انسان نماینده خدا در زمین است. ۲ـ‌ انسان امانت‌دار خداوند است. ۳ـ انسان موجود برگزیده است. ۴ـ انسان دارای مقام تکریم است. ۵ـ […]

خطبه اول:

موضوع: علل ستایش و سرزنش قرآن از انسان

قبلاً طی دو جلسه بیان شد که از سوئی قرآن انسانها را با ویژگی‌های متعدد تعریف و تمجید می‌کند از جمله:

۱ـ انسان نماینده خدا در زمین است.

۲ـ‌ انسان امانت‌دار خداوند است.

۳ـ انسان موجود برگزیده است.

۴ـ انسان دارای مقام تکریم است.

۵ـ خداوند به انسان از روح خود دمیده‌است.

۶ـ نعمت‌های زمین برای انسان آفریده شده است.

در مقابل در برخی از آیات انسان را مورد سرزنش قرار می‌دهد:

۱ـ ‌انسان به خداوند ناسپاس است.

۲ـ انسان تنگ چشم و بخیل است.

۳ـ انسان ضعیف و ناتوان است.

۴ـ انسان فقط در گرفتاریها در یاد خدا است.

۵ـ‌ انسان بسیار مال دوست است.

۶ـ انسان افزون طلب است.

 

سؤال:

‌علت یا علل این مدح و ذم یا تعریف و نکوهش چیست؟

جواب:

احتمالاً بعضی فکر می‌کنند که انسان دارای دو سرشت خوب و بد است. و مرکب از روح و جسم است و این مدح و ذم از این بعد ناشی می‌شود.

 

لکن از دیدگاه اسلام:

انسان دارای همه کمالات بصورت بالقوه است که باید به فعلیت برساند. و باز از نظر اسلام شرط اصلی رسیدن انسان به کمالات ایمان توام با عمل است. و همه ضعف‌ها و نقص‌های انسان از ضعف ایمان و یا بی‌ایمانی حاصل می‌شود.

 

مثال:

۱ـ وَالْعَصْر إِنَّ الْإِنسانَ لَفی خُسْر الّا الّذین آمَنُوا وَ عَمِلُوالصّالحات

۲ـ در سوره تین می‌فرماید:

لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم

ثم رددناه أسفل سافلین

إلا الذین ءامنوا و عملوا الصالحات فلهم أجر غیر ممنون

 

یعنی:

هر چیزی که ثبات و قوام انسان بدان بستگی دارد در خلقت انسان در نظر گرفته شده‌است.

اسفل سافلین:

علامه‌ طباطبایی: مراد از اسفل سافلین مقام منحطی است که از هر پستی پست‌تر و از مقام هر شقی و زیانکاری پائین‌تر است.

 

عوامل انحراف انسان از مسیر حق:

قرآن تمامی علل و موانع اصلی هدایت بشر را در سه محور خلاصه می‌کند.

الف) وسوسه‌های شیطان

ب) هوای نفس

ج) دنیا پرستی

 

واژه شیطان:

بصورت مفرد ۷۰ و بصورت جمع (شیاطین) ۱۸ بار در قرآن مطرح شده‌است.

معنی شیطان:

طبق گفته‌ جوهری، ابن اثیر و راغب اصفهانی از ماده شطن بمعنی دور شدن است. عرب می‌گوید:‌ شطن عنه ای بَعُدَ

مقصود از شیطان چیست؟

شیطان به معنی متمرد و دور شده از حق هم شامل ابلیس می‌شود. و هم دربرگیرنده سایر موجود شرور و متمرد از جن و انس می‌شود. چون این واژه جنبه وصفی دارد و اسم موجود خاص نیست و قرآن نیز دارد: «شیاطین الجن و الانس»

 

حوزه کاری شیطان:

از آیات و روایات استفاده می‌شود کار شیطان صرفاً وسوسه کردن

«قُلْ اَعوذُ بِرَبِّ النّاسْ مَلِکِ النّاسْ اِلهِ النّاسْ مِنْ شَرِّالْوَسْواسِ الْخْنّاسْ اَلَّذی یُوَسْوِسُ فی صُدورِ النّاس»

است که خوب را بد و بد را خوب جلوه می‌دهد. زینت دادن ثروت اولاد، شیرین جلوه دادن گناه، وادار سازی انسان به فساد و تباهی.


 

 

خطبه دوم:

مناسبت‌های هفته:

۱ـ شهادت شهید مفتح

۲ـ روز وحدت حوزه و دانشگاه

۳ـ‌ روز حمل و نقل

۴ـ روز پژوهش

۵ـ فتح آندلس بدست مسلمانان

 

روشهای کاندیداتوری

۲ـ شخص دیگر انسان را معرفی نماید. مستند این شیوه آیه شریفه ۲۶ از سوره مبارکه قصص است که دختر حضرت شعیب به پدر پیشنهاد می‌دهد که حضرت موسی را استخدام نماید:‌

« قالت إحداهما یأبت استئجره إن خیر من اسئجرت القوی الامین»

دو شرط اساسی برای مدیریت:

الف) قدرت که تنها قدرت جسمانی مورد نظر نیست بلکه قدرت و توانایی به انجام مسئولیت است.

ب) امانت‌داری و مورد اعتماد بودن

 

تذکر:

کسانیکه در مسئولیت تنها تعهد را شرط می‌دانند و یا در مقابل کسانی تنها تخصص را هر دو اشتباه می‌کنند. متخصصان خائن و متعهدان بی اطلاع هر دو برای کشور مضر هستند.

 

منطق اسلام

جالب است که در برنامه‌های اسلامی همه جا علم و تقوی در کنار هم قرار گرفته است.

الف)‌ مرجع تقلید اعلم و عادل باشد.

ب) رهبر مجتهد و عادل باشد.

ج) قاضی مجتهد و عادل باشد.

۳ـ کاندیداتوری بنا به درخواست و تقاضای جمعی از مردم یا گروهی و حزبی و یا صنف خاصی صورت بگیرد.

مصداق بارز این شیوه از کاندیداتوری امیرالمومنین(ع) بود که مردم آن بزرگوار را برخلاف میل باطنی ایشان کاندیدا کردند که تا آن زمان در عالم اسلام چنین نشده بود لذا فرمود:

«اَما والّذی فلق العبد و برء السمه لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اَخَذ الله علی العُلماء أَن لا یقارَوا علی کَفّه طالم و لا سغب مظلومٍ لالقبت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اوّلها»

 

تذکر:‌

در این سه شیوه چه از ناحیه معرفان و چه از ناحیه کاندیداها چند نکته اساسی مورد توجه قرار گرفته است: علم، امانتداری، حمایت از مظلوم، مبارزه با ستمگر، احساس مسئولیت.

 

روز وحدت حوزه و دانشگاه

ضمن تبریک این روز به تمامی حوزویان و دانشگاهیان.

تذکر چند نکته لازم است:

اول:

قبل از اینکه دانشگاه به سبک جدید در ایران تأسیس گردد دو گروه وجود نداشت همه در مکتب‌خانه شروع می‌کردند و در حوزه‌های علمیه ادامه می‌دادند. و در رشته‌های مختلف علوم دانشمند تحویل جامعه داده می‌شد.

امثال:

شیخ طوسی، خواجه‌نصیرالدین طوسی، ملاصدرا، ابن سینا، ابوریحان بیرونی، ذکریای رازی، ابن رشد، حافظ شیرازی، مولوی.

دوم:

جدایی دانشگاه و حوزه در دوران شاه با توطئه استعمار بر جدائی این دو قشر منجر گردید و آسیبهای فراوانی متوجه جامعه گردید.

سوم:

امام سریع متوجه این توطئه گردید، لذا جمعی از شاگردان خود را متوجه دانشگاه فرمود: شهیدان مطهری، بهشتی، باهنر، مفتح که دارای ثمرات بی‌شماری بود.

ـ مبادرت دانشجوئی سامان داده شد.

ـ دانشجویان مذهبی در مقابل جریان‌های فکری الحاوی حمایت می‌شد.

ـ معارف اسلامی ترویج گردید.

ـ با گرو‌ه‌های کمونیستی تقابل بوجود آمد.

ـ وحدت حوزه و دانشگاه ترویج شد.

 

اهداف وحدت

۱ـ تبادل اطلاعات علمی در جهت رفع نواقص و کمبودهای هر دو قشر

۲ـ بالا بردن سطح فرهنگ جامعه و محرومیت زدایی از کشور در زمینه‌های مختلف

۳ـ محقق ساختن اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی با مشارکت علمی و اجرایی

۴ـ بهره‌وری هر چه بهتر و بیشتر از علم و تکنولوژی جدید با پشتوانه قرار دادن معنویت بر دانش.