پنج شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰ - الخميس 17 جماد ثاني 1443

(۱۳۸۶/۰۶/۲۵) سخنرانی های ماه رمضان – آسیب های اخلاقی و اجتماعی (۴) ۱۳۸۶/۰۶/۲۵

مکان : مسجد ملا احمد خوی دعوت کننده : امنای مسجد شرکت کنندگان : جمعی از نمازگزاران و روزه داران مؤمن مناسبت : ماه مبارک رمضان موضوع : آسیبهای اخلاقی و اجتماعی جلسه : چهارم ۱- خداوند در سوره یونس آیه ۸-۷ می فرماید : إِنَّ الذّینَ لا یَرْجُونَ لِقائَنا وَ رَضوا بِالْحَیاهِ الدُّ نْیا […]

مکان : مسجد ملا احمد خوی

دعوت کننده : امنای مسجد

شرکت کنندگان : جمعی از نمازگزاران و روزه داران مؤمن

مناسبت : ماه مبارک رمضان

موضوع : آسیبهای اخلاقی و اجتماعی

جلسه : چهارم

۱- خداوند در سوره یونس آیه ۸-۷ می فرماید :

إِنَّ الذّینَ لا یَرْجُونَ لِقائَنا وَ رَضوا بِالْحَیاهِ الدُّ نْیا وَ اطْمَأَ نُّوا بِها وَ الَّذینَ هُمْ عَنْ آیاتِنا

غافِلُونَ اُولِئکَ مَأْواهُمْ النّارُ بِما کانُوا یَکْسِبُون

آنها که ایمان به ملاقات ما (روز قیامت) ندارند و به زندگی دنیاخوشنود و بر آن تکیه کردند و آنها که از آیات ما غافلند ، همه آنهاجایگاهشان آتش است به خاطرکارهایی که انجام می دادند.

 

توضیح :

در این آیه خداوند برای جهنّمیان سه ویژگی بیان فرموده است :

۱- امیدی به معاد و رستاخیز ندارد . لا یَرجُونَ لِقائَنا

۲- بر زندگی دنیا خوشنوند و اطمینان دارند . رَضُوا بِالحَیاهِ الدُّنیا

۳- از نشانه های خداوند غافلند . عَنْ آیاتِنا غافِلُون

 

تذکر :

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی می نویسد :

الآیاتُ اَمیرُالمُؤمِنینَ وَ الأَمَّهُ (ع)

یعنی هدف از آیاتِنا در آیه امیرالمؤمنین و سایر ائمه (ع) هستند.

در ادامه می نویسد :

وَ الدَّلیلُ عَلی ذلِکَ قُولُ اَمیرالمُؤمِنین (ع) ما لِلّهِ آیَهٌ اَکْبَرَ مِنّی

یعنی برای خداوند نشانه ای بزرگتر از من نیست .(۱)

 

در تفسیر روح البیان :

در زیل این آیه یک حدیث قدسی آورده که خداوند می فرماید :از سه گروه در شگفتم :

۱- از کسانیکه ایمان به آتش دوزخ دارند و می دانند در پیش روی آنهاست چگونه می خندند.

۲- و از کسانیکه به دنیا دل بسته اند در حالی که می دانند به زودی از آن جدا می شوند.

۳- و از کسانیکه غافلند و می دانند فرشتگان خداوند از آنها غافل نیستند چگونه مشغول لهو و لعب هستند ؟

 

تفسیر مذکور در ذیل همین حدیث داستانی نقل می کند که :نُعمانِ بن مُنذِر یکی از پادشاهان حیره در عصر جاهلیت روزی در زیر درختی برای گستردن بساط لهو و لعب فرود آمد . شخصی بنام عُدَی از نزدیکان پادشاه گفت :ای پادشاه این درخت آوازی دارد آیا می دانی چه می گوید؟ این درخت میگوید:

رُبَّ رَکْبٍ قَدْ أَناخُوا حَوْلَنا یَمْزَجُونَ الْخَمْرَ بِالْماءِ الزُّلالِ

ثُمَّ أَضْحَوْ أَسَفَ الدَّهْرِ بِهِمْوَ کَذلِکَ الدَّهْرُ حالاً بَعْدَ حالٍ(۲)

چه بسیار سوارانی که در اطراف ما از مرکب فرود آمدند و بساط عیش و نوش گستردند شراب را با آب زلال آمیختند ولی چیزی نگذشت که طوفانهای روزگارآنها را ازمیان برداشت

و این گونه است دنیا هر زمانی بعد از زمانی دیگر. (۳) لازم به یادآوری است که آیات متعددی در قرآن در زمینه غفلت وجود دارد که بدلیل محدود بودن وقت دیگر به آنها نمی پردازیم فقط به صورت فهرست چند مورد اشاره می کنیم :

۱- سوره انبیاء آیه ۹۷

۲- سوره کهف آیه ۲۸

۳- سوره اعراف آیه ۱۴۶

۴- سوره اعراف آیه ۳۶

۵- سوره عنکبوت آیه ۶۵

۶- سوره زخرف آیه ۲۶

۷- سوره ق آیه ۲۲

۸- سوره مریم آیه ۳۹

 

غفلت از دیدگاه روایات :

در کتب روائی ما روایات متعددی پیرامون عواقب سوء غفلت و آثار زیانبار آن وارد شده است که ما تنها به چند مورد اشاره می کنیم :

۱- هنگامی که رسول خدا (ص) به معراج رفت از ناحیه خداوند به او خطاب شد :

یا اَحْمَدُ (ص) اَنْتَ لا تَغْفَلْ اَبَداً مَنْ غَفَلَ عَنّی لا اُبالی بِاَیِّ وادٍ هَلَکَ (۴)

ای احمد (ص) هرگز غافل نشو هرگز از من غافل شود من نسبت به اینکه او در کدام راه هلاک و نابود می شود اعتنا نمی کنم.

 

۲- امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (ع) در عبارتی کوتاه و پرمعنی می فرماید :

الْغَفْلَهُ اَضَرُّ الاَعْداءِ(۵)

غفلت از بزرگترین دشمنان انسان است .

 

۳- باز از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده فرمود :

الغَفْلَتُ تُکْسِبُ الاِغْتِرارَ وَ تُدْنِی مِنَ البَوارِ(۶)

غفلت سبب غرور انسان می شود و مقدمات هلاکت او را فراهم می سازد.

 

عوامل غفلت :

(۱) : جهل و نادانی :

غفلت و بی خبری سرچشمه های زیادی دارد که نخستین عامل آن ، جهل و ناآگاهی است.

۱- عدم شناخت مقام پروردگار

۲- بی توجهی به مسئله قیامت

۳- ناآگاهی نسبت به بی اعتباری مال و مقام و ثروت دنیا

۴- بی خبری از وسوسه های شیطان و شیطان صفتان ، ازمهمترین عوامل غفلت هستند.

امیرالمؤمنین (ع) در این زمینه می فرماید :

إِنَّ مَنْ عَرَفَ الاَیّامَ لَمْ یَغْفَلْ عَنِ الاِسْتِعْدادِ (۷)

کسی که وضع روزگار (و بی اعتباری دنیا) را بداند از آمادگی برای سفر آخرت غافل نمی شود.آری ، جهل به هر یک از این امور ، سبب افتادن در گرداب (غفلت ) و گرفتار شدن در عواقب شوم آن است.

 

(۲) غرور و خود بینی :

در طول تاریخ افراد و اقوام زیادی دیده شده اند که بر اثر غرور دردام (غفلت)گرفتار شده و نتوانستند دربرابر دشمنان مقاومت کنند از این رو ضربات دشمن ، آنها را از پای در آورده است.

 

(۳) مستی نعمت :

مستی نعمت ( که با غرور شباهت زیادی دارد ، اما در واقع چیزی جدای از آن است ) نیز انسان را در گرداب غفلت می افکند. هنگامی که افراد کم ظرفیت خود را در ناز و نعمت دیدند ، گویی مست می شوند و مستی آنها را در (غفلت) از واقعیتهایی که اطراف او را گرفته است ، فرو می برد و این بی خبری و غفلت همچنان ادامه می یابد تا سرانجام سیلی اجل در صورت او نواخته شود و بیدارش کند .

همان گونه که امیرالمؤمنین علی (ع) فرموده اند :

مَنْ غَفَلَ عَنْ حَوادِثِ الاَیّامِ اَیْقَضَهُ الْحَمامُ (۸)

کسیکه ازحوادث روزگار غافل شود مرگ او را بیدار خواهد کرد .

 

(۴) آرزوهای دراز :

یکی دیگر از عوامل غفلت آرزوهای دراز و دست نیافتنی است زیرا تمام فکر و اندیشه انسان را مشغول ساخته و از سایر امور غافل می سازد امیرالمؤمنین (ع) در خطبه معروف دیباج می فرماید :

وَ اعْلَمُوا یا عِبادَ اللهِ اِنَّ الاَمَلَ یُذْهِبُ العَقْلَ وَ یُکَذِّبُ الوَعْدَ وَ یَحِثُّ عَلَی الغَفْلَهِ وَ یُورِثُ الحَسْرَهَ (۹)

بدانید ای بندگان خدا آرزوهای دراز عقل انسان را می برد و وعده قیامت را دروغ می شمارد و انسان را بر غفلت ترغیب می کند و سرانجام حسرت به بار می آورد .

 

(۵) آسایش و رفاه .

(۶) عبادت بدون اندیشه :

بدین جهت است که در روایت وارد شده است :

تَفَکُّرُ ساعَهٍ خَیْرٌ مِنْ عِبادَهِ سَبْعِیْنَ سَنَهً

(۷) سرگرمی های ناسالم .

(۸) غرور جوانی .

(۹) تندرستی و سلامتی .

(۱۰) ثروت اندوزی .

(۱۱) فراموش کردن نعمتهای خداوند .

(۱۲) مقام و موقعیت :

فرعون در برابر حضرت موسی (ع) مقاومت کرد و نصایح آن حضرت نتوانست قلب او را بیدار سازد ،لذا فرعون خطاب به قوم خود فریاد زد :

یا قُومِ اَلَیْسَ لِی مُلکُ مِصرَ وَ هذِهِ الاَنْهارُ تَجْری مِنْ تَحْتی اَفَلا تُبْصِرُون (۱۰)ای قوم آیا پادشاهی مصر مال من نیست درحالیکه این نهرها از زیر من جاری است . آیا نمی بینید ؟

 

پی نوشت :

(۱) تفسیر قمی ج ۱ ص ۳۰۹ و تفسیر نور الثقلین ج ۳ ص ۲۰۲

(۲) تفسیر روح البیان ج ۴ ص ۱۸

(۳) اخلاق در قرآن ج ۲ ص ۳۲۷-۳۲۸

(۴) ارشاد القلوب ج ۱ ص ۲۱۴

(۵) غرر الحکم ج ۱ ص ۱۲۸

(۶) غرر الحکم ج ۶ ص ۲۲۷

(۷) میزان الحمه ج ۳ ح ۱۵۱۸۹ (باب الغفله )

(۸) شرح فارسی غرر الحکم ج ۷ ص ۲۹۶

(۹) بحار الانوار ج ۷۴ ص ۲۹۳

(۱۰) سوره زخرف آیه ۵۱