جمعه ۳۰ مهر ۱۴۰۰ - الجمعة 16 ربيع أول 1443

(۱۳۸۶/۰۶/۳۱) سخنرانی های ماه رمضان – آسیب های اخلاقی و اجتماعی (۱۰) ۱۳۸۶/۰۶/۳۱

مکان : مسجد ملا احمد خوی دعوت کننده : امنای مسجد شرکت کنندگان : جمعی از نمازگزاران و روزه داران مؤمن مناسبت : ماه مبارک رمضان موضوع : آسیبهای اخلاقی و اجتماعی جلسه : دهم   راههای شناخت نفاق و منافقان : بخش پیشین ، بیان ویژگی های منافقان را برعهده داشت در این فصل […]

مکان : مسجد ملا احمد خوی

دعوت کننده : امنای مسجد

شرکت کنندگان : جمعی از نمازگزاران و روزه داران مؤمن

مناسبت : ماه مبارک رمضان

موضوع : آسیبهای اخلاقی و اجتماعی

جلسه : دهم

 

راههای شناخت نفاق و منافقان :

بخش پیشین ، بیان ویژگی های منافقان را برعهده داشت در این فصل به ویژگی ها و نشانه های آشکار منافقان می پردازیم ، علامت هایی که هر یک از آنها می تواند حقیقت درونی انسانهای مؤمن نما و کفر گرا را به ما بنمایاند .

 

۱- لحن گفتار :

نخستین راه شناخت منافقان ، دقت در سخنان ایشان است یعنی همان خصیصه زبان آوری که بزرگ ترین پوشش و پناه منافق است چه ، هرسلاحی که بسیار به کار گرفته شود ، طرز کارش معلوم و اسرارش آشکار خواهد شد امام علی (ع) در ارائه این راه نقشی ممتاز دارد و افزون بر ارائه ، مستند قرآنی آن را نیز نشان داده است :

عَنْ عَبْدِالعَظیمِ الحَسَنی ، عَنْ اَبی جَعْفَر الثّانی ، عَنْ آبائِهِ (ع) :

قالَ اَمیرالمُؤمنین (ع) :

قُلْتُ : اَرْبَعهً اَنْزَلَ اللهُ تَصْدیقی بِها فِی کِتابِه

قُلْتُ : اَلْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسانِهْ ، فَاِذا تَکَلَّمَ ظَهَرَ (۱)

فَاَنْزَلَ اللهُ تَعالی : وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ القُول (۲)

 

چهار چیز گفتم که خداوند آنها را در کتابش تصدیق کرده است : و گفتم : مرد در زیر زبانش نهفته است ، چون سخن بگوید ، آشکار شود پس خداوند متعال نازل فرمود : بی گمان آنان را از لحن گفتارشان می شناسی منافق هرچند خوددار و راز نگه دار باشد ، سرانجام بر اثر فشارهای درونی راز خود را بیرون می افکند و با نیش و کنایه هایش خود را افشا می کند او می کوشد با تعبیرات موذیانه هم آزار برساند و هم موضع مخالف خود را پنهان کند ، غافل از آنکه نیّتش از سخنش هویدا است و مصداق این قاعده کلّی است که :

ما اَضْمَرَ اَحَدٌ شَیْئاً اِلاّ ظَهَرَ فِی فَلَتاتِ لِسانِهْ (۳)

هیچ کس چیزی را پنهان نکرد ، مگر آنکه در لغزش های زبانش و خطوط چهره اش پدیدار شد .امام علی (ع) در سخن بلند دیگری بر این راه کار صحّه می گذارد :

عَلی لِسانِ المُؤمِنِ نُورٌ یَسْطَعُ وَ عَلی لِسانِ المُنافِقِ شَیْطانٌ یَنْطِقُ (۴)

بر زبان مؤمن نوری است که می درخشد و بر زبان منافق شیطانی است که سخن می گوید.

 

شاید گفته شود که این راهکار ارجاع به یک معیار مشخص و معین نیست و نمی توان آن را تحت ضابطه و قاعده درآورد ، زیرا حواس ما به درک لحن القول ، نور ساطع و شیطان ناطق راهی ندارد و ممکن است در تشخیص خطا رویم و یکی را به جای دیگری بگیریم پاسخ اجمالی این است که ابزارهای شناخت متعددند و دل یکی از آنها است معرفت شهودی و فطری قلب زمینه خطاب نبوی و تعلیم محمدی را فراهم می آورد :

اِسْتَفْتِ قَلْبَکَ وَ اِنْ اَفْتُوکَ النّاس ُ (۵)

از دلت بپرس ، اگرچه مردم بر (خلاف) آن فتوایت دهند .

امام علی (ع) در دعای شعبانیه می فرماید :

وَ اَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرَها اِلَیْک حَتّی تَخْرِقَ اَبْصارُ القُلوبِ حُجُبَ النُّورِ (۶)

دیده دلهایمان را با نور نظرش به تو ، روشنی بخش تا دیده دل حجابهای نور را نیز بدرد .

این معنا که دل مانند سر ، دو چشم و دو گوش دارد ، از دیدگاه روایات مسلم است ، اما گردش و چرخش شیطان ها در پیرامون دل آدمی ، او را از این طریق شهود و نظر به ملکوت محروم می کند .به مدد این وسیله و راهکار ، می توان از عملکرد منافقان در زمینه تحریف معارف دینی و دخالت در فرهنگ مذهبی جلو گرفت و مهم ترین اثر تخریبی آنان را مانع شد از این رو رسولخدا (ص) برای شناسایی حدیث هایی که بوسیله منافقان ، ساخته و پرداخته می شد ، به همین طریقه اشاره کرده می فرمایند :

اِنَّ عَلی کُلِّ حَقٍّ حَقیقَهً وَ عَلی کُلِّ صَوابٍ نُوراً فَما وافَقَ کِتابَ اللهِ فَخُذُوهُ وَ ما خالَفَ کِتابَ اللهِ فَدَعُوهُ (۷)

به هر حقّی ، حقیقتی و بر هر صوابی نوری است ، پس موافق کتاب را بگیرید و مخالفش را واگذارید.

دست یابی به این تشخیص و مجهّز شدن به این سلاح ، به جامعه امکان می دهد تا منافقان خُرد و کلان را بشناسد و از میان خود براند . این طریقه و نشانه ، گرچه تنها راه شناخت منافقان نیست ، مهمّ ترین آنها است از این رو امام علی (ع) آن را بر دیگر نشانه های منافق مقدّم داشته و فرموده است :

لِلْمُنافِقِ ثَلاثُ عَلاماتٍ : یُخالِفُ لِسانُهُ قَلْبَهْ وَ قُولُهُ فِعْلَهْ وَ سَریرَ تُهُ عَلانِیَتَهُ (۸)

منافق را سه نشانه است : زبانش با دلش ، گفتارش با کردارش و درونش با نمودش یکسان نیست.

 

پی نوشت:

(۱) بحار الانوار ج ۷۱ ص ۲۸۳

(۲) سوره محمد آیه ۳۰

(۳) نهج البلاغه حکمت ۲۶

(۴) ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه ج ۲۰ ص ۲۸۰

(۵) مسند احمد بن حنبل ج ۴ ص ۲۸۸

(۶) اقبال الاعمال / سید بن طاووس ج ۳ ص ۲۹۹

(۷) وسائل الشیعه ج ۱۸ ص ۷۸

(۸) ورام بن ابی فراس ، تنبیه الخواطر ج ۲ ص ۱۱۷ / تاریخ یعقوبی ج ۲ ص ۲۰۸

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر