یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰ - الأحد 18 ربيع أول 1443

(۱۳۸۶/۱۰/۲۱) درسهایی از نهضت عاشورا (ادب) ۱۳۸۶/۱۰/۲۱

مکان : مسجد ملا احمد دعوت کننده : دفتر امام جمعه ، حوزه علمیّه نمازی ، حوزه علمیّه الزّهرا (س) ، هیئت امنای مسجد ملا احمد شرکت کنندگان : جمعی از اقشار مختلف مردم و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع) مناسبت : دهه اول ماه محرم موضوع : درسهائی از نهضت عاشورا (ادب) سخنران : حجت […]

مکان : مسجد ملا احمد

دعوت کننده : دفتر امام جمعه ، حوزه علمیّه نمازی ، حوزه علمیّه الزّهرا (س) ، هیئت امنای مسجد ملا احمد

شرکت کنندگان : جمعی از اقشار مختلف مردم و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع)

مناسبت : دهه اول ماه محرم

موضوع : درسهائی از نهضت عاشورا (ادب)

سخنران : حجت الاسلام و المسلمین سید رضی موسوی شکوری امام جمعه خوی

        

۱- أَدَبْ :

یکی از درسهای حماسه عاشورا که ضرورت دارد شیعیان اهل بیت (ع) و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع) از این نهضت فرا بگیرند ، ادب است.

تعریف ادب :

لغت شناسان در تعریف ادب می فرمایند :

اَلْاَدَبُ حُسْنُ الْاَخْلاق(۱)

زیبائی در معاشرت و برخورد با دیگران و اخلاق پسندیده را ادب می نامند.در کتب اخلاقی ، روائی و تاریخی مباحث متعددی از ابعاد مختلف در زمینه ادب مورد توجه و بررسی قرار گرفته است و بعضاً کتابهائی تحت عنوان ادب به رشته تحریر در آمده است.

 

مانند:

اَدَبُ الطَّفْ در زمینه شرح حال شعرائی که در قرون مختلف در زمینه حماسه عاشورا شعر و مرثیه سروده اند. در نهایت یکی از مباحث مهمی که در این رابطه مورد توجه قرارگرفته ، این نکته اساسی است که آیا ادب ذاتی است یا اکتسابی ؟

 

توضیح :

در پاسخ به این پرسش اهل نظر بویژه علمای اخلاق دیدگاههای متفاوتی دارند که موجب شده مکتبهای متعدد تربیتی بوجود بیاید. لکن چیزی که در این بحث لازم است مورد توجه قرار بگیرد این است که از مفاد آیات و روایات استفاده می شود که ادب هم بُعد ذاتی یا بعبارت دیگر بُعد وراثتی و ژنتیکی دارد و هم بُعد اکتسابی و تربیتی دارد.

 

ادب ذاتی :

به ادبی گفته می شود که از راه انتقال صفات و خصوصیات پدر و مادر به انسان منتقل می شود .

امیرالمؤمنین (ع) می فرماید :

حُسْنُ الْاَخْلاقْ بُرْهانُ کَرَمِ الْاَعْراقْ

زیبائی اخلاق دلیل پاکی وراثت و ریشه خانوادگی است .

 

ادب اکتسابی :

به ادبی گفته می شود که انسان در سایه تعلیم و تربیت صحیح بدست می آورد . نقل شده وقتی رسولخدا (ص) مَعاذِبن جَبَل را به یمن اعزام کردندچنین توصیه فرمودند :

عَلِّمْهُمْ کِتابَ الله وَ اَحْسِنْ اَدَبَهُمْ

کتاب خدا را به آنان بیاموز و آنان را خوب تربیت کن .

 

ادب در نهضت عاشورا :

اگر تمامی حوادث و لحظات یاران با وفای حضرت اباعبدالله الحسین (ع) را مورد بررسی قرار بدهیم خواهیم دید در تمامی آنها ادب و اخلاق موج می زند به عنوان مثال نمونه هائی از ادب حُرّ بن یزید ریاحی را مطرح می سازیم.

 

شخصیت حُرّ :

ابتدا لازم به یادآوری است که از خاندانهای معروف عراق و از رؤسای کوفیان بود که به درخواست ابن زیاد جهت مبارزه با حضرت اباعبدالله الحسین (ع) فراخوانده شد و به فرماندهی هزار نفر برگزیده شد.حُرّ با لشکریان خود در منزل ذُوحُسْم با امام (ع) مواجه شدند .مرحوم شیخ مفید می نویسد :

فَقالَ الْحُسَیْنُ (ع) لِفِتْیانِهِ اُسْقُوا الْقُومَ وَ أَرْوُوُهُمْ مِنَ الْماءِ وَ رَشِّفُوا الْخَیْلَ تَرْشیفاً

امام حسین (ع) به جوانان خود فرمود :

این مردم را آب دهید و سیرابشان کنید و دهان اسبانشان نیز ترکنید. وقت نماز ظهر امام (ع) دستور داد شخصی بنام حَجّاج بن مسرور اذان گفت .امام (ع) قبل از اقامه نماز سخنرانی کوتاهی ایراد کردند و خطاب به لشکریان حر چنین فرمودند :

اَیُّهَا النّاسُ اِنّی لَمْ آتِکُمْ حَتّی أَتَتْنِی کُتُبُکُمْ وَ قَدِمَتْ عَلَیَّ رُسُلُکُمْ اَنْ اَقْدِمْ عَلَیْنا فَاِنَّهُ لَیْسَ لَنا اِمامٌ لَعَلَ اللهُ اَنْ یَجْمَعَنا بِکَ عَلَی الْهُدی وَ الْحَقِّ فَاِنْ کُنْتُمْ عَلی ذلِکَ فَقَدْ جِئْتُکُمْ فَأَعْطُونِی ما اَطْمَئِنُّ اِلَیْهِ مِنْ عُهُودِکُمْ وَ مَواثیقِکُمْ وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ کُنْتُمْ لِمَقْدَمی کارِهینَ اِنْصَرَفْتُ عَنْکُمْ اِلَی الْمَکانِ الَّذی جِئْتُ مِنْهُ اِلَیْکُمْ (۱)

همه ساکت ماندن و کسی چیزی نگفت. بعد از این سخنرانی امام (ع) به مؤذن دستور داد اقامه گفت و خطاب به حرّ فرمود :

اَتُریدُ اَنْ تُصَلِّیَ بِاَصْحابِکْ ؟

آیا می خواهی با همراهانت نماز بخوانی ؟

حرّ در پاسخ عرض کرد :

تُصَلِّی اَنْتَ وَ نُصَلِّی بِصَلاتِکْ

نه بلکه شما نماز بخوان و ما نیز پشت سر شما نماز می خوانیم. این اولین اظهار ادب حرّ در برابر امام (ع) بود که از خودش نشان داد . باز مرحوم شیخ مفید می نویسد :وقت عصر امام (ع) دستور داد همراهان آماده رفتن شوند . سپس به منادی فرمود برای نماز عصر اذان بگوید . امام (ع) نماز عصر را اقامه کرد و برگشت و خطاب به مردم فرمود :

اَیُّهَا النّاسُ فَاِنَّکُمْ اِنْ تَتَّقُوا اللهَ وَ تَعْرِفُوا الْحَقَّ لِاَهْلِهْ یَکُنْ اَرضْی لِلّهْ عَنْکُمْ وَ نَحْنُ اَهْلُ بَیْتِ مُحَمَّدٍ (ص) وَ اُولی بِوِلایَهِ هذَا الْاَمْرِ عَلَیْکُمْ مِنْ هوُلاءِ الْمُدَّعینَ ما لَیْسَ لَهُمْ وَ السّائِرینَ فیکُمْ بِالْجَوْرِ وَ الْعُدْوانِ وَ اِنْ اَبَیْتُمْ اِلاّ کَراهِیهً لَنا وَ الْجَهْلَ بِحَقِّنا وَ کانَ رَأْیُکُم ُ الْآنَ غَیْرَ ما اَتَتْنِی بِهِ کُتُبُکُمْ وَ قَدَمَتْ بِهِ عَلَیَّ رُسُلُکُمْ اِنْصَرَفْتُ عَنْکُمْ ؟(۱)  

حرّ گفت : من بخدا نمی دانم این فرستادگان و این نامه ها که می فرمائید چیست ؟امام (ع) به برخی از یارانش فرمود : آن دو خورجین را که نامه های کوفیان در آن است بیرون بیاورند. حر ّگفت : ما از آن کسان نیستیم که این نامه ها را نوشته اند و ما تنها دستور داریم که چون شما را دیدار کردیم از شما جدا نشویم تا در کوفه بر عبیدالله وارد شویم .

امام (ع) در پاسخ به حرّ فرمود :

اَلْمُوتُ اَدْنی اِلَیْکَ مِنْ ذلِکْ

مرگ برای تو نزدیک تر از این آرزو است . سپس امام (ع) به یاران خود دستور داد حرکت بکنند .در اینجا بود که لشکریان حُرّ مانع شدند .

 

لذا مجدداً امام (ع) خطاب به حُرّ فرمود :

ثَکَلَتْکَ اُمُّکَ ما تُریدُ ؟

مادرت به عزایت بنشیند از ما چه می خواهی ؟اینجا بود که حُرّ دومین ادب را از خود در محضر امام (ع) نشان داد و عرض کرد :

اَما لُو غَیْرُکَ مِنَ الْعَرَبِ یَقُولُها لِی وَ هُوَ عَلی مِثْلِ الْحالِ الَّتی اَنْتَ عَلِیْها ما تَرَکْتُ ذِکْرَ اُمِّهِ بِالثُّکْلِ کائِناً مَنْ کانَ وَ لکِنْ وَ الله مالِی اِلی ذِکْرِ اُمِّکَ مِنْ سَبیلٍ اِلاّ بِاَحْسَنَ ما نَقْدِرُ عَلَیْهِ

یعنی اگر کسی از عرب جز تو ، در چنین حالیکه تو در آن هستی این سخن را به من می گفت من نیز هرکه بود نام مادرش را به عزا گرفتن می بردم . ولی بخدا من نمی توانم نام مادر تو را جز به بهترین راهی که توانایی برآن دارم ببرم .

 

پی نوشت :

(۱)   مجمع البحرین

(۲)   ارشاد شیخ مفید   ج ۲   ص ۱۱۴

(۳)   همان   ج ۲   ص ۱۱۵

(۴) همان ج ۲     ص ۱۱۵  

 

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر