پنج شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰ - الخميس 17 جماد ثاني 1443

(۱۳۸۶/۱۰/۲۲) درسهایی از نهضت عاشورا (اخلاص) ۱۳۸۶/۱۰/۲۲

مکان : مسجد ملا احمد دعوت کننده : دفتر امام جمعه ، حوزه علمیّه نمازی ، حوزه علمیّه الزّهرا (س) ، هیئت امنای مسجد ملا احمد شرکت کنندگان : جمعی از اقشار مختلف مردم و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع) مناسبت : دهه اول ماه محرم موضوع : درسهائی از نهضت عاشورا (اخلاص) سخنران : حجت […]

مکان : مسجد ملا احمد

دعوت کننده : دفتر امام جمعه ، حوزه علمیّه نمازی ، حوزه علمیّه الزّهرا (س) ، هیئت امنای مسجد ملا احمد

شرکت کنندگان : جمعی از اقشار مختلف مردم و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع)

مناسبت : دهه اول ماه محرم

موضوع : درسهائی از نهضت عاشورا (اخلاص)

سخنران : حجت الاسلام و المسلمین سید رضی موسوی شکوری امام جمعه خوی

 

۲- اِخْلاص :

عن ابی عبدالله الحسین (ع):

اَللّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنْ ما کانَ مِنّا تَنافُساً فِی سُلطانٍ

خدایا تو می دانی که آنچه از ما سرزد برای رقابت فرمانروایی

وَ لاَ الْتِماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ

و نیز دست رسی به مال بی ارزش دنیا نبود

وَ لکِنْ لِنُرِیَ الْمَعالِمَ مِنْ دینِکَ

بلکه از آن روست که نشانه های آیین تو را بنمایانیم

وَ نُظْهِرَ الْاِصْلاحَ فِی بِلادِکَ

و سروسامان بخشی را در سرزمینهایت آشکار سازیم

وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ

تا بندگان ستمدیده توآسوده گردند

وَ یُعْمَلَ بِفَرائِضِکَ وَ سُنَنِکَ وَ أَحْکامِکَ

به فرایض و سنن و احکام تو عمل کنند.

فَاِنْ لَمْ تَنْصُرُونا وَ تَنْصِفُونا قَوِیَ الظَّلَمَهُ عَلَیْکُمْ

اگر ما را (در این راه مقدس) یاری نرسانید و در خدمت ما نباشید ستمگران بیش از پیش

وَ عَمِلُوا فِی اِطْفاءِ نُورِ نَبِیکُمْ

بر شما نیرو گیرند و در خاموش کردن نور پیامبر (ص) شما بکوشند.

 

توضیح :

توجه به چند نکته در مورد این فرمایشات اباعبدالله الحسین (ع) ضروری است :

الف : این مطالب بخشی از سخنرانی معروف به خطبه امر به معروف و نهی از منکر است .

ب : در مورد زمان و مکان ایراد خطبه اختلاف نظر وجود دارد.

ج : محتوای مطالب نمایانگر این است که امام (ع) بعد از تصمیم گیری برای مبارزه این مطالب را ایراد فرموده است.

 

یادآوری :

برتمامی پیروان و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع) ضرورت دارد توجّه عمیق داشته باشند که امام انگیزه ها و فلسفه قیام خویش را به صورت خیلی روشن و آشکار بیان فرموده است:

۱- قیام من برای مسابقه در کسب قدرت و یا رسیدن به ثروت بی ارزش دنیا نیست.

۲- اهداف من عبارتند از :

الف : نمایاندن نشانه های دین خداوند .

ب : انجام اصلاحات در جامعه اسلامی .

ج : ایجاد امنیّت برای مظلومان و ستمدیدگان از بندگان خدا .

د : فراهم سازی شرایط برای عملی شدن فرائض ، سُنن و احکام خداوند.

 

سؤال :

با توجه به چهار هدف اساسی مطرح شده از ناحیه امام (ع) این پرسش را مطرح می سازیم که آیا در جامعه ای که حاکمیّت آن در اختیار معاویه ، یا یزید ، یا بنی امیّه یا بنی عباس ، یا پهلوی و یا آمریکا قرار دارد چگونه می توان این چهار هدف مقدس را عملی ساخت ؟قطعاً پاسخ منفی است مگر اینکه مبارزه برای از میان بردن این حکومتهای طاغوتی و جایگزین کردن حکومت عدل اسلامی صورت پذیرد و تجربیات قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیز همین را نشان می دهد.

 

سؤال دوم :

با توجه به این مقدمات و مطالب عقلی و شرعی آیا عزادار یا مداح ، یا پیرو ابا عبدالله الحسین (ع) می تواند بگوید : من فقط عزاداری می کنم و بر شهدای کربلا گریه می کنم دیگر با مسائل پیرامونی زمان و عصر خویش کاری ندارم ؟و آیا می توانیم بگوئیم ما با روحانی و مبلّغ دینی که از مسائل سیاسی جامعه و موضوعات مبتلا به بین المللی بحث می کند کاری نداریم دنبال روحانی هستیم که بی تفاوت باشد ، صرفاً به مطالب تاریخی ، قصّه و داستان بپردازد ؟ جالب است اباعبدالله (ع) در بخش دیگر همان خطبه چنین می فرمایند:

وَ اَنْتُمْ اَعْظَمُ النّاسِ مُصیبَهً لِما غُلِبْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ مَنازِلِ الْعُلَماءِ

مصیبت شما از همه بزرگتر است زیرا در حفظ منزلت علماء ودانشمندان مغلوب شدید (کاش در حفظ آن) تلاش می کردید.

ذلِکَ بِاَنَّ مَجارِیَ الْأُمُورِ وَ الْأَحْکامِ عَلی أَیْدِی الْعُلَماءِ بِاللهِ الْأُمَناءِ عَلی حَلالِهِ وَ حَرامِهْ فَاَنْتُمُ الْمُسَلَّبُونَ تِلْکَ الْمَنْزِلَهِ وَ ما سُلِبْتُمْ ذلِکَ اِلاّ بِتَفَرُّقِکُمْ عَنِ الْحَقِّ وَ اخْتِلافِکُمْ فِی السُّنَّهِ بَعْدَ الْبَیِّنَهِ الْواضِحهِ

این برای آن است که مجرای کارها و گذرگاههای احکام ( یعنی پستهای کلیدی ) به دست عالمان به خداست که بر حلال و حرام خدا امین اند و از شما این منزلت را ربودند علّت ربوده شدن تفرّق و جدائی شما از حق و اختلافتان در سنّت پیامبر (ص) بوده با اینکه دلیل روشن داشتید.

 

پی نوشت :

(۱)   تحف العقول ص ۲۳۹   و بحار الانوار ج ۱۰۰ ص ۷۹