یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰ - الأحد 18 ربيع أول 1443

(۱۳۸۶/۱۰/۲۵) درسهایی از نهضت عاشورا (عزت )

مکان : مسجد ملا احمد دعوت کننده : دفتر امام جمعه ، حوزه علمیّه نمازی ، حوزه علمیّه الزّهرا (س) ، هیئت امنای مسجد ملا احمد شرکت کنندگان : جمعی از اقشار مختلف مردم و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع) مناسبت : دهه اول ماه محرم موضوع : درسهائی از نهضت عاشورا (عزّت) سخنران : حجت […]

مکان : مسجد ملا احمد

دعوت کننده : دفتر امام جمعه ، حوزه علمیّه نمازی ، حوزه علمیّه الزّهرا (س) ، هیئت امنای مسجد ملا احمد

شرکت کنندگان : جمعی از اقشار مختلف مردم و عزاداران اباعبدالله الحسین (ع)

مناسبت : دهه اول ماه محرم

موضوع : درسهائی از نهضت عاشورا (عزّت)

سخنران : حجت الاسلام و المسلمین سید رضی موسوی شکوری امام جمعه خوی

 

                                          

۵- عِزَّتْ :

یکی از درسهای سرنوشت ساز حماسه عاشورا عزّت می باشد .

عزّت در لغت :

به معنای سختی و صُعوبت است ، لذا به زمینی که سخت باشد و آب در او نفوذ نکند عرب به آن أَرْضٌ عَزازْ می گوید

 

در اصطلاح :

راغب اصفهانی می نویسد :

اَلْعِزَّهُ حالَهٌ مانِعَهٌ لِلاِنْسانِ مِنْ اَنْ یُغْلَبَ

یعنی عزّت حالتی است که نمی گذارد انسان مغلوب شود .

سؤال :

چنین حالتی در انسان چگونه به دست می آید که او را از مغلوب شدن در برابر ناملایمات حفظ نماید ؟

پاسخ :

در پاسخ این پرسش مطالب زیادی می توان مطرح ساخت لکن روایتی از امام حسن مجتبی (ع) نقل شده که پاسخ گویا و روشنی بر این پرسش است.

می فرماید :

اِذا أَرَدْتَ عِزّاً بِلا عَشیرَهٍ وَ هَیْبَهً بِلا سُلْطانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیَهِ اللهِ اِلی عِزِّ طاعَهِ اللهِ(۱)

هرگاه بخواهی بدون داشتن قبیله عزیز باشی و بدون قدرت ، هیبت بدست آوری از سایه ذلّت معصیت خدا در پناه اطاعت او قرار گیر.

بنابراین از دیدگاه دین اسلام ، عزیز به کسی گفته می شود که التزام اعتقادی و عملی به دستورات خداوند داشته باشد

به خاطر همین است که قرآن می فرماید :

وَ لِلّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ (۲)

عزّت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است .

 

مقابل عزّت ، ذلّت است .

اگر انسان قدرت برخورد با مشکلات و ناملایمات نداشته باشد و از توان تصمیم گیری درست و مناسب در برخورد با حوادث ناتوان باشد ، چنین انسانی ناچار است ذلّت را پذیرا باشد.

 

عزّت در حماسه عاشورا :

یکی از مباحث عبرت آموز در حماسه کربلا مصلحت اندیشی های عده ای از مسلمانان بوده که در طول مسیر مدینه به مکه و کوفه تلاش می کردند ، امام (ع) را از این اقدام باز دارند.

۱- بر اساس نقل سید بن طاووس یکی از فرزندان امیرالمؤمنین (ع) در مدینه به امام (ع) پیشنهاد داد برای جلوگیری ازکشته شدن ،

با یزید بیعت کند . امام (ع) در پاسخ فرمودند :

فَتَظُنُّ اَنَّکَ عَلِمْتَ ما لَمْ أَعْلَمْهُ وَاللهُ لا اُعْطِی الدَّنِیهَ عَنْ نَفْسی اَبَداً (۳)

تو گمان میکنی چیزی را می دانی و من از آن بی اطلاع هستم ولی به خدا سوگند که من هیچگاه زیر بار ذلت نخواهم رفت .

۲- امام (ع) دریکی از سخنرانی های خود در روز عاشورا چنین فرمود:

لا وَاللهْ لا اُعْطیهُمْ بِیَدی اِعْطاءَ الذَّلیلِ وَ لا أَفِرُّ فِرارَ الْعَبیدِ (۴)

نه ، به خدا سوگند هرگز دست ذلّت بر دست آنان نمی گذارم و مانند بردگان از برابر آنان فرار نمی کنم.

۳- باز امام درروز عاشورا بعد از شهادت گروهی از یاران چنین فرمود:

اَما وَ اللهِ لا اُجیبَنَّهُمْ اِلی شَیْئٍ مِمّا یُریدُونَ حَتّی اَلْقَی اللهَ تَعالی وَ اَنا مُخَضَّبٌ بِدَمی (۵)

آگاه باشید ، به خدا سوگند من به هیچ یک از خواستهای اینان جواب مثبت نخواهم داد تا درحالیکه به خون خود خضاب شده ام به دیدار خدا نائل گردم .

 

دستور قطع آب :

یکی از رزالتها و ناجوانمردیهای ابن زیاد برای وادار سازی حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و یاران باوفای ایشان به تسلیم ،این بود که به عمر سعد دستوری صادر کرد چند محور داشت :

۱- اِنّی لَمْ اَجْعَلْ لَکَ عُذْراً فِی کَثْرَهِ الْخَیْلِ وَ الرِّجالِ

هرچه خواستی فرستادیم ، بهانه ای نخواهی داشت .

۲- حُلْ بَیْنَ الْماءِ وَ الْحُسَیْنِ وَ أَصْحابِه

در میان آب و اباعبدالله الحسین (ع) و یاران او فاصله ایجاد کن.

۳- فَلا یَذُوقُوا مِنْهُ قَطْرهً

نباید حتی یک قطره آب بنوشند .

 

توجه و دقت :

این دستورِ باصطلاح استاندار خلیفه اسلامی است . برای اینکه خباثت بنی امیه و یزیدیان کاملاً روشن گردد .

این دستور به قدری ناجوانمردانه و دور از انتظار بود که حتی حُرّ که در آن زمان در لشکریان عمرسعد بود این جمله را بر زبان آورد:

وَ أَخَذْ تُمْ بِنَفْسِهِ

شما حتی نفس کشیدن را از اباعبدالله گرفتید .

لذا از روز هفتم به بعد مشکل اصلی شهدای کربلا و اهل بیت اباعبدالله الحسین (ع) مسئله آب و عطش بود و عنوان سقّایی حضرت ابوالفضل (ع) از همین جا بوجود آمد.

و معروف است وقتی وارد شریعه شد و خواست آب بنوشد :

فَذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْن

و باز امام زین العابدین (ع) وقتی که با کمک بنی اسد شهداء را دفن کرد بر روی قبر اباعبدالله الحسین (ع) این جمله را نوشت :

هذَا قَبْرُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِّی بْنِ اَبی طالِبٍ اَلَّذی قَتَلُوهُ عَطْشاناً غَریباً (۶)

و باز بعد از جریان عاشورا در طول تاریخ اهل بیت (ع) هرکدام که مصائب عاشورا را یادآوری می کردند معمولاً به عطش شهداء تأکید می فرمودند.

در حدیثی امام باقر (ع) فرمود :

اِنَّ الْحُسَیْنِ قُتِلَ مَظْلُوماً مَکْرُوباً عَطْشاناً (۷)

 

 

پی نوشت :

(۱) بحار ج ۴۴ ص ۱۳۹

(۲) سوره منافقین آیه ۸

(۳) لهوف / سید بن طاووس ص ۲۷

(۴) بحار الانوار ج ۴۴ ص ۱۹۱

(۵) لهوف سیدبن طاووس ص ۱۰۱

(۶) حیاه الامام الحسین ج ۳ ص ۳۲۵

(۷) کامل الزیارات ص ۱۶۸

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر