جمعه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ - الجمعة 19 شوال 1443

(۱۳۸۸/۰۸/۰۸) خطبه های نماز جمعه خوی – ۸ آبان ۱۳۸۸

خطبه اول: الف: تقوی از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه (۵۱) محور بحث، خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه است که فرازهایی از آن را در زمینه ی تقوی در جلسه گذشته مطرح کردیم اکنون امیرمؤمنان (ع) در ادامه همان موضوع می فرماید: وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیْها بِاللهِ و از خداوند برای پرهیزکاری یاری بخواهید چون تحمل […]

خطبه اول:

الف: تقوی از دیدگاه امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه (۵۱)

محور بحث، خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه است که فرازهایی از آن را در زمینه ی تقوی در جلسه گذشته مطرح کردیم

اکنون امیرمؤمنان (ع) در ادامه همان موضوع می فرماید:

وَ أَنْ تَسْتَعِینُوا عَلَیْها بِاللهِ

و از خداوند برای پرهیزکاری یاری بخواهید

چون تحمل کردن سختی و سنگینی تکالیف شرعی و اراده بر استمرار بخشیدن به انجام آنها ، به جز توفیق و عنایت ویژه ی خداوند امکان پذیر نخواهد بود

لذا بر اساس مفاد آیات قرآن می بینیم انبیاء الهی در انجام رسالت خویش، عنایت و توفیق خداوند و توکل بر قدرت و عظمت او را رمز موفقیت و پیروزی خود میدانستند

بطوریکه حضرت شعیب خطاب به قوم خود می فرماید :

اِنْ اُریدُ اِلاَّ الْاِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ مَا تَوْفِیقِی اِلاّ بِاللهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ اِلَیْهُ اُنِیبُ  (1)

من جز اصلاح تا آنجا که توانایی دارم نمی خواهم و توفیق من جز به خدا نیست بر او توکّل کردم و به سوی او باز می گردم

وَ تَسْتَعِینُوا بِها عَلَی للهِ

و برای انجام دستورات خدا از تقوی یاری بجویید

امیرمؤمنان (ع) در مقام توضیح یاری جستن از تقوا برای انجام دادن دستورات الهی چنین می فرماید:

فَإِنَّ التَّقْوی فِی الْیَوْمِ الْحِرْزُ وَ الْجُنَّهِ

زیرا تقوی امروز پناهگاه و سپر بلای شماست

بطوریکه خداوند می فرماید:

وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا یَضُرُّ کُمْ کَیْدُهُمْ شَیْئاً  (2)

اگر در برابر شان (یهود) استقامت و تقوا پیشه کنید نقشه های خائنانه آنان به شما زیانی نمی رساند

وَ فِی غَدٍ الطَّرِیقُ اِلَی الْجَنَّهِ

و فردا راه رسیدن به بهشت است

 

 

ب: آسیبهای خانواده (۷)

آسیبهای ناشی از شوهر (۴)

۷- بخل ورزیدن:

بطوریکه در مباحث گذشته بصورت مفصّل مورد بررسی قرار گرفت ؛ یکی از تعهدات مرد در برابر زن و فرزندان تأمین نیازمندیهای مادی آنان در حدّ متعارف است.

لکن زیاد اتفاق می افتد که بعضی از مردان در عین برخورداری از مواهب زندگی نسبت به زن و فرزند سخت می گیرند و حقوق آنها را آنطور که لازم است ادا نمی کنند

لذا درحق چنین اشخاصی رسولخدا (ص) می فرماید:

۱- شَرُّ النّاسِ الضَّیِّقُ عَلَی أَهْلِه  (3)

بدترین مردم کسی است که بر خانواده اش تنگ بگیرد .

و در حدیث دیگر می فرماید:

۲- اَبْغَضُ الْعِبادِ اِلَی اللهِ عَزَّوَجَلَّ مَنْ ضَنَّ عَلَی عِیالِهِ  (4)

منفورترین بندگان نزد خداوند کسی است که به خانواده اش بخل بورزد.

 

۸- تهمت ناروا به زن (قَذْف ):

یکی از گناهان کبیره که در قرآن به او وعده عذاب داده شده است نسبت ناروا (زنا) به زنان است.

خداوند می فرماید:

الف: إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ لُعِنُوا فِی الدُّ نْیا وَ الْآخِرَهِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِیمٌ (۵)

کسانیکه زنان پاکدامن و بی خبر ( از هرگونه آلودگی) و مؤمن را متهم می سازند در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست

در گناه کبیره بودن قَذْف و حرمت آن ، راستگویی و دروغ گویی فرق نمی کند باید نسبت دهنده حدِّ قذف بخورد مگر اینکه چهار نفر شاهد عادل شهادت بدهند.

لذا خداوند می فرماید:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِاَرْبَعَهِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَهً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَهً اَبَداً وَ اُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ  (6)

و کسانی که زنان پاکدامن را (به زنا) متهم می کنند سپس چهار شاهد (بر مدعای خود) نمی آورند آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید و آنها همان فاسقانند

لازم به یادآوری است که در روایات اهل بیت (ع) تعبیرات تند و شدیدی در ارتباط با قَذف وارد شده است. بعنوان نمونه چند مورد را یادآوری میکنیم:

 

الف: رسولخدا (ص) فرمود:

مَنْ قَذَفَ إِمْرَأَتَهُ بِالْزِّنا نَزَلَتْ عَلَیْهِ اللَّعْنَهُ وَ لا یُقْبَلُ مِنْهُ صَرْفٌ وَ لا عَدْلٌ  (7)

هر کس به زنش تهمت ناروا بزند لعنت بر او فرود می آید و هیچ مبلغ و فدیه ای پذیرفته نمی شود

 

ب: باز رسولخدا (ص) فرمود:

لا یَقْذِفُ إِمْرَأَتَهُ إِلاّ مَلْعُونٌ – أَوْ قالَ : مُنافقٌ فَإِنَّ الْقَذْفَ مِنَ الْکُفْرِ ، وَ الْکُفْرُ فِی النّارِ لا تَقْذِفُوا نِساءَکُمْ فَإِنَّ فِی قَذْفِهِنَّ نَدامَهً طَوِیلَهً وَ عُقُوبَهً شَدِیدَهً  (8)  

به زنش تهمت (زنا) نمی زند مگر کسی که مورد لعنت خداوند است یا فرمود: منافق است؛ زیرا تهمت زنا زدن ، از کفر است و کفر جایش آتش است به زنانتان تهمت نزنید زیرا نتیجه تهمت زدن به آنها پشیمانی طولانی و کیفر سخت است.

خطبه دوم:

هفته جاری دارای مناسبتهای متعددی می باشد از آنجمله است :

 

 

الف: اصلاح الگوی مصرف (۲۶)

انواع اسراف (۱۱)

اسراف در مسکن (۵)

ویژگیهای مسکن از نظر اسلام (۲)

جلسه گذشته موضوع آرامش بخش بودن را بعنوان یکی از ویژگیهای مسکن از دیدگاه اسلام مورد بحث قرار دادیم اکنون در ادامه همان موضوع ویژگی های دیگری را مطرح می کنیم.

۲- استحکام ساختمان :

مقاوم و مستحکم بودن در برابر حوادث و سوانح طبیعی یکی دیگر از ویژگیهای مهم ساختمان است که هم عقل به آن حکم می کند و هم مورد تأکید شرع می باشد و در احادیث متعدد بر این موضوع سفارش شده است.

الف: در روایتی از امام صادق (ع) درباره خاکسپاری سعد بن معاذ چنین وارد شده است:

رسولخدا (ص) از قبر سعد بن معاذ پایین رفت و او را لحد کرد سپس با خشت ، قبر او را مرتب و هموار نمود ایشان در خلال کار ، تقاضای سنگ و خاک می کرد و دَرزها و فاصله های میان خشت ها را می پوشانید و چون از کار فراغت یافت و خاک روی قبر پاشید و قبر او را هموار و مرتب نمود.

فرمود: من می دانم این جنازه ، به زودی می پوسد و متلاشی می شود ولی خداوند ، بنده ای را دوست دارد که هرگاه کاری انجام می دهد ، آن را مُتقن و محکم انجام دهد.  (9)

 

ب : امام صادق (ع) فرمود :

مَنْ بَنا فَاقْتَصَدَ فِی بَنائِهِ لَمْ یُوجَر (۱۰)

هرکسی خانه ای بنا کند و درساخت و ساز آن اقتصاد ورزد اَجر و بهره ای نخواهد داشت.

لازم به ذکر است که اقتصاد در ساخت و ساز ، با صرفه جویی در مصالح ساختمانی، استفاده از قطعات و مصالح نامرغوب غیرمقاوم و مانند آن تحقق می یابد.

 

ج : رسولخدا (ص) ، پس از خاکسپاری فرزندش ابراهیم و مرتب کردن قبر او نیز فرمود:

اِذا عَملَ اَحَدُ کُمْ عَمَلاً فَلْیُتْقِن  (11)

هرگاه کسی از شما ، کاری انجام می دهد ، محکم انجام دهد

بدیهی است اگر محکم سازی قبور و جایگاه مردگان ، حائز اهمیّت است ، مقاوم سازی خانه ها که محل زندگی و جای خورد و خواب و مکان عبادت است ، از اهمیت بیشتری برخوردار است به خصوص با توجه به وجوب حفظ جان که توضیح آن گذشت. (۱۲)

اهمیّت این امر ، برای کشور ما که در منطقه زلزله خیز واقع شده ، محسوس تر و عینی تر است به گفته یکی از کارشناسان مسکن و شهرسازی:

تجربه نشان میدهد هر ۱۰ سال یک بار زمین لرزه ویرانگر در ایران رخ می دهد بنابراین مهم ترین خطری که در کشور ما ، ساختمان ها را تهدید می کند سوانح طبیعی به ویژه زلزله است یکی از راههای بسیار مهم برای کاهش میزان زیانهای ناشی از زمین لرزه در کشور ، طراحی و احداث ساختمانهای مقاوم و تدوین و اجرای آیین نامه های ایمنی ساختمان ها در برابر زمین لرزه است.  (13)

 

 

ب : سالروز ولادت امام رضا (ع) :

امروز جمعه مصادف با ۱۱ ذی القعده سالروز ولادت با سعادت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است که این مناسبت را به محضر حضرت ولیعصر (عج) و شما نمازگزاران تبریک می گویم.

یکی از القاب معروف آن بزرگوار که در میان سایر القاب خیلی بارز و برجسته می باشد لقب عالم آل محمد (ص) است.

می خواهیم مقداری در زمینه این لقب و مباحث پیرامونی آن توضیحاتی بدهیم.

 

۱- ریشه و اساس لقب :

بر اساس مفاد برخی از روایات این لقب ریشه در خود خاندان رسولخدا (ص) دارد .

از امام موسی بن جعفر (ع) نقل شده است که همواره خطاب به فرزندان خود می فرمود :

هذا اَخُوکُمْ عَلِیُّ بْنُ مُوسی عالِمُ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) فَاسْألُوهُ عَنْ اَدْیانِکُمْ وَاحْفَظُوا ما یَقُولُ لَکُمْ فَاِنّی سَمِعْتُ اَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد (ع) غَیْرَ مَرَّهٍ یَقُولُ لِی إِنَّ عالِمَ آلِ مُحَمَّدٍ (ص) لَفِی صُلْبِکَ وَ لَیْتَنِی اَدْرَکْتُهُ فَاِنَّهُ سَمِیُّ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ (۱۴)

این برادر شما علی بن موسی ، عالم آل محمّد (ص) است ، پس از وی پرسشها و مجهولات خویش را بپرسید و آنچه به شما یاد می دهد آن را حفظ کنید، از پدرم ( امام صادق (ع) ) چندین بار شنیدم که فرمود : عالم آل محمد (ص) در صلب توست و ای کاش او را درک می کردم و او هم نام با امیرمؤمنان (ع) است.

 

۲- دانش امام (ع) از زبان خود :

ابوالصلت هِرَوی که مدتی ملازم امام (ع) بود می گوید :

سَمِعْتُ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضا (ع) یَقُولُ کُنْتُ أَجْلِسُ فِی الرَّوْضَهِ وَ الْعُلَماءُ بِالْمَدینَهِ مُتَوافِرُونَ فَاِذا عَیَّ الْواحِدُ مِنْهُمْ عَنْ مَسْئَلَهٍ اَشارُوا اِلَیَّ بِاَجْمَعِهِمْ وَ بَعْثُوا اِلَیَّ الْمَسْئَلَهَ فَاُجیبُ عَنْها  (15)

در روضه ( حرم پیامبر (ص)) می نشستم و شهر مدینه آکنده از عالمان بود اما هرگاه یکی از آنان در مسئله ای دچار مشکل ( و سرشکستگی ) می شد همگان مرا مورد اشاره قرار می دادند و مسائل مشکل را پیش من می فرستادند و من پاسخ همه آنها را می دادم.

 

۳- دانش امام (ع) از زبان دیگران :

الف : رجاء بن ضحّاک که مأمور آوردن امام هشتم (ع) از مدینه به خراسان بود می گوید:

هنگامی که امام رضا (ع) را به دستور مأمون به خراسان آوردم، مأمون از رفتار و حالات و خصوصیات وی از من سوالاتی کرد. من آنچه را در طول سفر از امام (ع) دیده بودم گزارش دادم.

مأمون به من گفت :

یَابْنَ ضَحّاکَ هَذا خَیْرُ أَهْلِ الْاَرْضِ وَ أَعْلَمُهُمْ وَ أَعْبَدُهُمْ فَلا تُخْبِرْ اَحَداً بِما شاهَدْتَهُ مِنْهُ  (16)  

ای پسر ضحّاک این شخص بهترین ، داناترین و عابدترین فرد روی زمین است آنچه را که از فضایل و مناقب او دیده ای نزد کسی فاش نکن

 

ب : ابوالسلام هِروی نقل می کند :

ما رَأَیْتُ اَعْلَمَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضا (ع) ما رَآهُ عالِمٌ اِلاّ شَهِدَ لَهُ بِمِثْلِ شَهادَتِی وَ لَقَدْ جَمَعَ الْمَأمُونُ فِی مَجالِسَ لَهُ عَدَداً مِنْ عُلَماءِ الْاَدْیانِ وَ فُقَهاءِ الشَّریعَهِ وَ الْمُتَکَلِّمینَ فَغَلَبَهُمْ حَتّی ما بَقِیَ مِنْهُمْ اَحَدٌ اِلاّ اَقَرَّ لَهُ بِالْفَضْلِ وَ اَقَرَّ عَلی نَفْسِهِ بِالْقُصُورِ  (17)

عالم تر از علی بن موسی الرضا (ع) ندیدم و هر عالمی که او را می دید همانند من به دانش او اقرار می کرد . مأمون مجالسی می آراست و به درخواست او شماری از دانشمندان دیگر ادیان و فقیهان شریعت و متکلّمان در آن مجالس شرکت می داد.

امام (ع) همه را مغلوب می فرمود و در نهایت تمامی آنان به برتری دانش او و ناتوانی خویش اقرار می کردند.

 

۴- زمینه های نشر دانش امام (ع) :

چند عامل ، در نشر علوم امام (ع) نقش اساسی داشتند :

۱- گستردگی دایره قلمرو اسلام که در برگیرنده بسیاری از کشورهای امروز بود از قبیل:

ایران ، افغانستان ، ترکمنستان ، قفقاز ، ترکیه ، عراق ، سوریه ، فلسطین ، عربستان ، سودان ، الجزایر ، مراکش ، تونس ، اسپانیا  (18)  

گوستاولوبون فرانسوی می نویسد :

حقیقت مطلب این است که سلطنت سیاسی اعراب در زمان هارون و پسرش مأمون به اوج قدرت رسید زیرا حدّ شرقی سلطنت آنها در آسیا ، مرز چین بود و در آفریقا اعراب ، قبایل وحشی را تا مرز حبشه و رومیان را تا تنگه بُسفور به عقب راندند و همچنان تا کرانه های اقیانوس اطلس پیش رفتند.  (19)

 

۲- دانشمند و دانش دوست بودن شخص خلیفه (مأمون) و تشکیل جلسات و اجتماعات علمی

 

۳- ترجمه علوم کشورهای دیگر به زبان عربی از قبیل :

کتب فلسفی ، نجوم ، شیمی ، پزشکی ، منطق ، هندسه و موسیقی

۴- گسترش مباحث کلامی و فعالیتهای علمی پیروان ادیان و مذاهب از قبیل: زرتشتیان ، صائبیان ، نسطوریان ، رومیان ، هندیان و …

 

 

ج :‌ مناسبتهای دیگر هفته :

هفته جاری دارای مناسبتهای متعدد و مهم دیگری است از قبیل :

روز نوجوان ، روز بسیج دانش آموزی ، روز دانش آموز ، آغاز هفته تربیت و روز ملّی مبارز با استکبار بمناسبت تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام (ره) در سال ۱۳۵۸٫ش

و لازم به یادآوری است که در طول هفته گذشته چند اتفاق تلخ مربوط به جهان اسلام به وقوع پیوست از آنجمله است :

انفجار روز یکشنبه در عراق که ۱۵۵ نفر کشته و حدود ۵۰۰ نفر زخمی برجای گذاشت.  (20)

و انفجار روز چهارشنبه در بازار مرکزی شهر پیشاور پاکستان که ۹۸ تن کشته و ۲۱۳ تن دیگر مجروح شدند.

و در حمله صبح روز چهارشنبه طالبان به یک هتل در افغانستان حدود ۱۰ نفر کشته و ۵ تن زخمی شدند.  (21)

با توجه به اینکه در نوع حوادث این هفته یک طرف موضوع استکبار جهانی و آمریکاست ؛ لذا در این زمینه یک نکته اساسی را یادآوری می کنم.

و آن اینکه حضرت امام (ره) در پیام خود بمناسبت تسخیر لانه جاسوسی دو جمله مهم و تاریخی بیان فرمودند که لازم است در تحلیل و تفسیر آن کتابها و مقالات متعددی نوشته شود و هرچه تاریخ بگذرد آن دو جمله کهنه نخواهد شد.

یکی اینکه : تسخیر لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامیدند.

دیگر اینکه : آن را بزرگتر از انقلاب اول معرفی فرمودند.

و اگر بخواهیم اجمالاً به اهمیّت و عظمت این دو جمله پی ببریم چند مورد از نتایج و آثار تسخیر لانه جاسوسی و بدست آمدن اسناد محرمانه و سرّی را یادآوری می کنم:

۱- معلوم گردید همه توطئه ها علیه ایران وکشورهای منطقه از طریق لانه جاسوسی برنامه ریزی وهدایت میشد

۲- اشغال لانه جاسوسی از تکرار تجربه تلخ تاریخی ۲۸ مرداد سال ۳۲ جلوگیری کرد.

۳- از این طریق تمامی اشخاص و جریانهای سیاسی و عوامل آمریکا در داخل ایران شناسایی شدند.

۴- چهره واقعی آمریکا برای جهانیان معرفی و اُبُهت کاذب و پوشالی او در افکار عمومی شکسته شد

 

 

د : انتظار از زائرین خانه خدا :

با تشکر از عازمین به زیارت بیت الله الحرام که امروز بصورت گروهی درنمازجمعه شرکت کرده اند. جلسه گذشته بمناسبت آغاز هفته حج مطالبی در ارتباط با عظمت و جایگاه این عمل عبادی و سیاسی مطرح گردید.

در ادامه همان مباحث روایتی را از امام صادق (ع) در تفسیر آیه شریفه :

وَ منْ کانَ فِی هذِهِ أَعْمی فَهُوَ فِی الْآخِرَهِ اَعْمی وَ اَضَلَّ سَبیلاً  (22)

هرکس در این دنیا کور باشد در آخرت نیز کور است و گمراه تر وارد شده است ترجمه می کنم . فرمود:

ذاکَ الَّذِی یُسَوِّفُ الْحَجَّ – یعنی حَجَّهَ الْاِسْلامِ – یَقُولُ : الْعامَ أَحُجُّ ، اَلْعامَ أَحُجُّ حَتّی یَجیئَهُ الْمَوْتُ  (23)

او کسی است که حج یعنی حج واجب را به تأخیر اندازد و بگوید: امسال حج می روم سال دیگر حج می روم تا آنکه سرانجام مرگش فرا رسد.

شما باید خدا را شاکر باشید که این توفیق را پیدا کردید که عازم سفر حج هستید. لازم می دانم چند نکته را یادآوری کنم:

الف : با تمامی وجود توجه داشته باشند که به محضر خداوند وارد می شوند

امام رضا (ع) فرمود : عِلَّهُ الْحَجِّ اَلْوِفادَهُ اِلَی اللهِ  (24)

حکمت حج وارد شدن بر خداوند است.

 

ب : حفظ کردن وحدت اسلامی با توجه به توطئه های جدّی استکبار برای برهم زدن اتحاد مسلمانان بویژه در این کنگره عظیم و وحدت بخش

 

ج : حضور جدّی و پرشور در مراسم برائت از مشرکان و توجه عمیق به پیام حج مقام معظم رهبری مدظله العالی و دعا برای رهایی و نجات مسلمانان در بند اشغالگران اسرائیلی و آمریکایی و حامیان آنان

 

پی نوشت :

(۱)     سوره هود   آیه ۸۸

(۲)     سوره آل عمران آیه ۱۲۰

(۳)     کنز العمال / متقی هندی ج ۱۶ ص ۳۷۵            

(۴)     الفردوس / شیرویه ج ۱ ص ۳۶۷                

(۵)     سوره نور آیه ۲۲

(۶)     سوره نور   آیه ۴  

(۷)     بحار الانوار / علامه مجلسی ج ۱۰۳ ص ۲۴۹

(۸)     جامع الاخبار / سبزواری ص ۴۴۶

(۹)     علل الشرایع / صدوق   ج ۱ ص ۳۰۹

(۱۰)   بحار الانوار / علامه مجلسی ج ۷۳   ص ۱۵۰      

(۱۱)   فروع کافی / کلینی ج ۳ ص ۲۶۲

(۱۲)   اسلام و الگوی مصرف / دکتر کلانتری ص ۱۶۸ -۱۶۹

(۱۳)   روزنامه جمهوری اسلامی ایران ۷/۱۲/۸۱

(۱۴)   بحار الانوار / علامه مجلسی ج ۴۹ ص ۱۰۰

(۱۵)   کشف الغمه / اِربلی ج ۲ ص ۳۱۷              

(۱۶)   عیون اخبار الرضا / صدوق ج ۲ ص ۱۸۲

(۱۷)   إعلام الوری بأعلام الهدی /   طبرسی ج ۲ ص ۶۴              

(۱۸)   سیره پیشوایان / پیشوایی ص ۵۱۰          

(۱۹)   تاریخ تمدن اسلام و اعراب / ترجمه حسینی ص ۲۱۱

(۲۰)   سایت شورای سیاستگذار ی ائمه جمعه کشور  

(۲۱)   سایت واحد مرکزی خبر

(۲۲)   سوره مائده آیه ۹۷            

(۲۳)   تفسیر عیاشی ج ۲ ص ۳۰۵                  

(۲۴)   عیون اخبار الرضا / صدوق ج ۲ ص ۹۰/۱