شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰ - السبت 17 ربيع أول 1443

(۱۳۸۸/۰۹/۲۶) عدم بصیرت ، یکی از زمینه های حادثه عاشورا

مکان : سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی دعوت کننده : دبیر ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر شرکت کنندگان :روحانیان ، اعضای ستاد و جمعی از مسئولان هیئت های عزاداری مناسبت : در آستانه ماه محرم الحرام موضوع : عدم بصیرت ، یکی از زمینه های حادثه عاشورا سخنران : امام […]

مکان : سالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

دعوت کننده : دبیر ستاد احیاء امر به معروف و نهی از منکر

شرکت کنندگان :روحانیان ، اعضای ستاد و جمعی از مسئولان هیئت های عزاداری

مناسبت : در آستانه ماه محرم الحرام

موضوع : عدم بصیرت ، یکی از زمینه های حادثه عاشورا

سخنران : امام جمعه و رییس حوزه های علمیه

 

طبری در تاریخ خود می نویسد:

اباعبدالله الحسین (ع) در منزل ذوحُسْم خطبه ای خواند و سخنرانی کوتاهی ایراد کرد و صریح تر از آنچه تاکنون گفته انگیزه قیام خود را بیان کرد و آمادگی خویش را برای شهادت اعلام داشت(۱)

و در آن خطبه چنین فرمود :

اَمّا بَعْدُ اِنَّهُ قَـدْ نَـزَلَ مِنَ الْاَمْتر ما قَــدْ تَرَوْنَ وَ اِنَّ الدُّنْـیا قَدْ تَغَـیَّرَتْ وَ تَنَکَّـرَتْ وَ أَدْبَرَ مَعْرُوفُها وَاسْتَمَرَّتْ جِدّاَ وَ لَمْ یَبْقَ مِنْها إِلاّ صُبابَهٌ کَصُبابَهِ الْاِناءِ ، وَ خَسیسِ عَیْشٍ کَالْمَرْعَی الْوَبیلِ اَلا تَرَوْنَ أنَّ الْحَقِّ لا یُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا یُتَناهی عَنْهُ لِیَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فِی لِقاءِ رَبِّهِ مُحِـقّاً فَاِنّی لا أَرَی الْمَـوْتَ إِلاّ شَهادَهً وَ الْحَیاهَ مَعَ الْظّالِمینَ إِلاّ بَرَماً (۲)

اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الـدُّنْیا وَ التـدِّینُ لَعِـقٌ عَلی أَلْسِنَتِـهِمْ یَحُوُطُونَهُ مادَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصُوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانُونَ(۳)

اما بعد کار ما به اینجا کشیده است که می بینید چهره دنیا دگرگون و ناسازگار شده، نیکی اش پشت کرده ، با شتاب درگذر است و از آن جز اندکی همچون ته مانده ظروف بیش نمانده است که آن نیز زندگی پستی است همچون چراگاهی سخت و پرخطر

آیا نمی بینید که به حق عمل نمی کنند و از باطل باز نمی دارند؟

در چنین شرایطی مؤمنان را بایسته است که خواهان دیدار خدا ( و شیفته شهادت ) باشند که من چنین مرگی را جز سعادت و شهادت و زندگی در کنار ظالمان را جز ننگ و خواری نمی بینم

حقا که مردم بندگان دنیا هستند و دین ناچیزی بی جا بر زبانشان است که بر گردش تا آنجا حلقه می زنند که دنیایشان در فراخ باشد و هرگاه با بلا آزموده شوند دینداران اندک گردند امام (ع) در این سخنرانی کوتاه روی چند موضوع اساسی و سرنوشت ساز تأکید فرمودند:

الف: تغییر پیدا کردن وضعیت جامعه اسلامی و حاکمیت ظلم و ستم بر مردم و رخت بر بستن ارزشهای دینی از جامعه

ب: عمل نشدن به معارف دینی در مقابل رشد و توسعه منکرات و زشتی ها در جامعه اسلامی

ج: تبیین وظیفه اصلی مؤمنان که همانا قیام دربرابر ظلم و جنایت و تغییر دادن شرایط جامعه ولو منجر به شهادت آنان گردد و نهی کردن آنان از تسلیم در برابر ستمگران و گردن نهادن بر زندگی ذلّت بار و سعادت شمردن شهادت در راه حق

د: در نهایت اشاره به فرهنگ انحرافی حاکم بر مردم و سطحی بودن دینداری آنان که در اثر دنیا طلبی و عدم بصیرت و تسلیم در برابر حاکمیّت ستمگران بوجود آمده است

 

عدم بصیرت جامعه یکی از زمینه های حادثه عاشورا :

با توجه به محتوای خطبه صریح اباعبدالله (ع) در آن شرایط حساس لازم می دانم مواردی را از انحراف جامعه از مسیر حق و عدم بصیرت مسلمانان آن عصر مطرح کنم تا مدعی اینکه عدم بصیرت یکی از زمینه های بوجود آمدن حادثه عاشورا می باشد کاملاً روشن و مشخص گردد

 

الف : برخورد امام (ع) با مروان :

امام (ع) قبل از خروج از مدینه در کوچه با مروان بن حکم ملاقات کرد

مروان با بی شرمی تمام و در اوج جسارت خطاب به آن حضرت گفت:

اِنّی آمُرُکَ بِبَیْعَهِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ یَزید فَاِنَّهُ خَیْرٌ لَکَ فِی دینِکَ وَ دُنْیاکَ (۴)

من به تو دستور می دهم از امیرمؤمنان یزید بیعت بکن چون خیر دنیا و آخرت تو در این است

لازم به یادآوری است بطوریکه ملاحظه می شود آقای مروان، که مدعی مسلمان بودن است در عین حال فرق یزید را با فرزند رسولخدا (ص) نمی تواند تشخیص بدهد و در نهایت تأمین دنیا و آخرت امام (ع) را در تبعیت از یزید می داند.

 

پاسخ امام (ع) :

اباعبدالله الحسین (ع) در پاسخ خویش

سه مطلب را مورد توجه اساسی قرار دادند:

۱- ابتدا روی کار آمدن یزید را بعنوان یک مصیبت تلقی نموده لذا فرمودند:

اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ وَ عَلَی الْاِسْلامِ السَّلامُ

اِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْاُمَّهُ بِراعٍ مِثْلِ یَزیدَ

۲- مطلب دوم اینکه امام (ع) ریشه بی ادبی و فساد اعتقادی مروان را مورد توجه قرار داده و چنین فرمودند:

وَیْحَکَ اَتَأمُرُنِی بِبَیْعَهِ یَزیدَ وَ هُوَ رَجُلٌ فاسِقٌ

وَ لا أَلُومُکَ عَلی قَوْلِکَ لِاَنَّکَ اللَّعینُ الَّذِی لَعَنَکَ رَسُولُ اللهِ (ص) وَ اَنْتَ فِی صُلْبِ اَبیکَ الْحَکَمِ بْنِ اَبِی الْعاصِ فَاِنَّ مَنْ لَعَنَهُ رَسُولُ اللهِ (ص) لا یُمْکِنُ لَهُ وَ لا مِنْهُ اِلاّ أَنْ یَدْعُوَا اِلی بَیْعَهِ یَزیدَ

وای بر تو آیا فرمانم می دهی با یزید که فردی فاسق است بیعت کنم؟

ای معصیت کار زیاده روی کردی در برابر این گفتار سرزنشت نمی کنم زیرا تو آن نفرین شده هستی که مورد لعن رسولخدا (ص) قرار گرفتی با اینکه هنوز در صلب پدر خود حکم بن ابی العاص بودی برای کسیکه رسولخدا (ص) نفرینش کرده باشد چیزی جز اینکه به بیعت یزید فراخواند ممکن نیست.

 

۳- تبیین ریشه ها و زمینه های روی کار آمدن انسانی فاسد و فاسق همانند یزید:

لذا می فرمایند:

وَ قَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ (ص) یَقُولُ :

اَلْخِلافَهُ مُحَرَّمَهٌ عَلی آلِ اَبِی سُفْیانَ وَ عَلَی الطُّلَقاءِ وَ اَبْناءِ الطُّلَقاءِ فَاِذا رَأَیْتُمْ مُعاوِیَهَ عَلی مِنْبَرِی فَابْقَرُوا بَطْنَهُ فَوَ اللهِ لَقَدْ رَآهُ أَهْلُ الْمَدینَهِ عَلی مِنْبَرِ جَدّی فَلَمْ یَفْعَلُوا ما اُمِرُوا بِه فَابْتَلاهُمُ اللهُ بِاِبْنِهِ یَزیدَ زادَهُ اللهُ فِی النّارِ عَذاباً(۵)

 

ب : جسارت نیروهای عمربن سعید:

در کتب تاریخی مطرح شده است که موقع خروج کاروان اباعبدالله الحسین (ع) از مکه ، عمر بن سعید ، اعزامی یزید به مکه تعدادی از نیروهای خود را جهت جلوگیری از خروج کاروان امام (ع) اعزام کرد که میان دو گروه درگیری بوجود آمد

در نهایت کاروان به راه خود ادامه داد که نیروهای عمر بن سعید فریاد زدند :

یا حُسَیْنُ اَلا تَتَّقِی اللهَ تَخْرُجُ مِنَ الْجَماعَهِ فَتُفَرِّقُ بَیْنَ هِذِهِ الْاُمَّهِ(۶)

این جملات سخیف حکایت از انحطاط فرهنگی کامل آن روز جامعه اسلامی دارد که قیام اباعبدالله (ع) در برابر یزید یک نوع ایجاد تفرقه در میان امت اسلامی قلمداد می کند.

پی نوشت :

(۱) بررسی تاریخ عاشورا / دکتر آیتی ص ۱۰۶

(۲) تاریخ طبری ج ۳ ص ۳۰۷

(۳) بحارالانوار / علامه مجلسی ج ۷۸ ص ۱۱۶ و مقتل الحسین (ع) / خوارزمی ج ۱ ص ۲۳۷

(۴) موسوعه کلمات الامام الحسین (ع) ص ۲۸۴

(۵) الفتوح / ابن اعثم کوفی ج ۵ ص ۱۷ و مقتل الحسین / خوارزمی ج ۱ ص ۱۸۴

(۶) تاریخ طبری ج ۳ ص ۲۹۶

 

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر