جمعه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ - الجمعة 19 شوال 1443

(۱۳۹۰/۱۰/۲۶) اخلاق کارگزاران حکومتی ۲۶/۱۰/۱۳۹۰

مکان : سالن اجتماعات فرمانداری دعوت کننده : فرماندار محترم شرکت کنندگان : اعضای شورای اداری مناسبت : پنجمین شورای اداری در سال ۹۰ موضوع : اخلاق کارگزاران حکومتی سخنران : امام جمعه و رییس حوزه های علمیه خوی   نامه امیر مؤمنان(ع) به اَشعَث بن قَیس استاندار آذربایجان قبل از پرداختن به متن نامه […]

مکان : سالن اجتماعات فرمانداری

دعوت کننده : فرماندار محترم

شرکت کنندگان : اعضای شورای اداری

مناسبت : پنجمین شورای اداری در سال ۹۰

موضوع : اخلاق کارگزاران حکومتی

سخنران : امام جمعه و رییس حوزه های علمیه خوی

 

نامه امیر مؤمنان(ع) به اَشعَث بن قَیس استاندار آذربایجان

قبل از پرداختن به متن نامه لازم می‌دانم دو مطلب را بعنوان مقدمه مطرح کنم

 

۱- اَشعَث کیست ؟

اَشعث بن قَیس کِندی دوران جاهلیت را مشاهده کرده بعدا به ظاهر مسلمان شد موقع هجرت رسولخدا (ص) ۲۵ سال داشت پس از رحلت پیامبر (ص) با تعدادی دیگر از کندیان، مُرتد شد و مسلمانان او را اسیر کردند مورد عفو خلیفه اول قرار گرفت و با خواهر او ام فروه ازدواج کرد حاصل این ازدواج محّمدبن اشعث از قاتلین امام حسین (ع) در کربلا بود

 

مرحوم کلینی از امام صادق (ع) نقل کرده فرمود :

إِنَّ الاَشْعَثَ بْنَ قَیْسٍ شَرِکَ فِی دَمِ أَمیرِ الْمُؤْمنِینَ (ع) وَ ابنَتُهُ جَعْدَهُ سَمَّتِ الْحَسَنَ (ع) وَ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ شَرِکَ فِی دَمِ الْحُسَیْنِ (ع) (۱) 

یعنی اشعث در ریختن خون امیرالمؤمنین (ع) شرکت داشت ( ابن ملجم در منزل او مهمان بود) و دخترش جعده امام حسن (ع) را مسموم کرد و محمد فرزندش در ریختن خون امام حسین (ع) شریک بود (۲)

اشعث در زمان خلیفه سوم استاندار آذربایجان شد و مدتی در زمان امیرمؤمنان (ع) در همان سمت باقی ماند بعداً بدلیل خلاف‌کاری‌های متعدد عزل شد. شرح حال او در منابع زیر مطرح شده است

رجال / شیخ طوسی – شرح نهج البلاغه / ابن ابی الحدید – الفتوح / ابن اعثم کوفی – اُسد الغابه فی معرفه الصحابه / ابن اثیر – انساب الاشراف / بلاذری – دایره المعارف بزرگ اسلامی- الطبقات الکبری/ ابن سعد – الاستیعاب / ابن عبد البِرّ – تاریخ بغداد / خطیب بغدادی

 

۲- آذربایجان کجاست ؟

از منابع استفاده می‌شود در سال ۲۰ هجری منطقه آذربایجان زیر پرچم دین مقدس اسلام قرار گرفت. باز از برخی منابع تاریخی استفاده می‌شود که محدوده آذربایجان آن روز از اکنون بسیار گسترده تر بوده حتی تعبیر برخی از مورّخین این است که آذربایجان خود مملکت عظیمی است. (۳)

 

یعقوبی می‌نویسد :

معاویه هر سال سی هزار هزار (سی میلیون) درهم از خراج آذربایجان دریافت می‌کرد و این نشان می‌دهد که تاچه اندازه آن منطقه گسترده و آباد بوده است (۴)

 

یاقوت حموی از علمای قرن ششم :

 پس از ذکر محدوده آذربایجان که شامل بخش‌هایی از: گیلان و مازندران ، زنجان ، طارم و تبریز از شهرهای خوی ، سلماس ، ارومیه ، اردبیل ، مرند و مراغه تحت عنوان شهرهای آذربایجان نام می‌برد

 

سپس می نویسد :

آذربایجان کشوری بزرگ گرانمایه و مملکتی بزرگ است که بیشتر آن کوهستان است دژهای بسیار و خواربار فراوان و میوه‌های گوناگون دارد من سرزمینی با این همه باغستان و چشمه سار و پرآب ندیده‌ام راهپیمایی در بخش‌های آن نیاز به برداشتن آب ندارد زیرا هرجا بروی آب زیر پای ات روان است. آبش سرد و گوارا و سالم است و مردمش خوشگل و سرخ و سفید و نازک پوست هستند زبانی دارند به نام آذری که کسی جز ایشان نفهمد مردم نرم خو و خوش معامله ولی کنس هستند سرزمین آشوب زده است و هیچ گاه از جنگ نیاسوده و از این جهت بیشتر شهرها و روستاها ویران است (۵)

در منابع زیر در زمینه گذشته و تاریخ و محدوده آذربایجان بحث شده است

تاریخ طبری حوادث سال ۲۲

فتوح البلدان / بلاذری ج ۲ ص ۴۰۰

دایره المعارف بزرگ اسلامی ج ۱ ص ۱۹۴

 

متن نامه :

ابتدا لازم به یادآوری است که مرحوم سید رضی بخشی از نامه را آورده است بخش های دیگرآن در کتب ذیل مطرح شده است :

۱- کتاب صفین / نصربن مزاحم   ص ۲۰

۲- کتاب عقد الفرید / ابن عبدریّه   ج ۳ ص ۱۰۴

۳- کتاب الامامه و السیاسه / ابن قتیبه ج ۲ ص ۹۱

 

وَ إِنَّ عَمَلَکَ لَیْسَ لَکَ بِطُعْمَهٍ وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَهٌ

این مسئولیت برای تو وسیله آب و نان نیست بلکه امانتی است در گردنت

 

توضیح :

واژه طُعْمَهٍ ۲ بار در نهج البلاغه مطرح شده است یکی همین مورد است، دیگری در خطبه ۱۸۲ است که امیرمؤمنان (ع) می‌فرماید:

فَلَمَّا اسْتَوْفَى طُعْمَتَهُ وَ اسْتَکْمَلَ مُدَّتَهُ رَمَتْهُ قِسِیُّ الْفَنَاءِ بِنِبالِ الْمَوْتِ

در حق حضرت سلیمان (ع) است ، یعنی وقتی که پیمانه عمرش لبریز و روزی او تمام شد تیرهای مرگ از کمان‌های نیستی بر او باریدن گرفت لغت شناسان واژه طُعْمَه را به معنای روزی و رزق می‌دانند.خلاصه در حکومت علوی کارگزار حق ندارد با مسئولیت و جایگاه خویش بعنوان طُعْمَه برخورد کند چون تلّقی طُعْمَه دارای آثار و تبعاتی است از قبیل:

* بالا کشیدن به ناحق بیت المال

* مقدّم داشتن نزدیکان و دوستان بر دیگران

* از میان رفتن شایسته سالاری

* معامله بر سر اعطای مقام

* بی‌تفاوتی در برابر مسئولیت‌ها

* رواج پیداکردن تملّق و رشوه

* راه افتادن باند بازی

 

و دهها انحراف دیگر که در صورت توسعه و گسترش کلّ جامعه را آلوده خواهد کرد.در مقابل از دیدگاه امیرمؤمنان (ع) مسئولیت و جایگاه‌ها امانت الهی است. واژه امانت از مفاهیم ارزشی بوده و به دو معنی استعمال شده است

 

الف : به معنای صفتی از صفات نفسانی انسان و در مقابل آن صفت خیانت است؛ به انسان متصّف به این صفت امین می‌گویند.

 

ب : امانت به مالی اطلاق می‌شود که نزد فردی گذاشته شود . امانت به این معنا در بسیاری از مباحث فقه مورد اشاره و بحث قرار گرفته است از قبیل: ودیعه ، رهن ، شرکت ، مضاربه ، وکالت و لُقَطه

 

مقصود امام (ع) از امانت در نامه به اشعث همین معنی است ( وَ لَکِنَّهُ فِی عُنُقِکَ أَمَانَهٌ)

امانت به این معنی شرایط ، دستورالعمل‌ها و آثار متعددی را با خود به همراه دارد از قبیل:

* هرکسی لیاقت امانت داری را ندارد

* حفظ کردن امانت از نابودی واجب است

* کوتاهی در حفظ امانت حرام و موجب ضمانت است

* خیانت در امانت حرام و موجب مؤاخذه است

 

تذکر :

اگر این فرهنگ علوی در جامعه بشری زنده شود

بسیاری از ناهنجاری‌های مدیریتی برچیده خواهد شد

مسئولیت‌ها به عهده انسان‌های امین گذاشته می‌شود

اشخاص برای تصاحب سِمَت سرو دست نمی‌شکنند

پارت بازی و باند بازی برچیده می‌شود

تهمت، افتراء و هتک حرمت اشخاص برچیده میشود

ضابطه جایگزین رابطه می‌شود

ضعف‌ها و تخلّفات مدیریتی به حداقل خواهد رسید

سطح اعتماد مردم به مسئولان بالا خواهد رفت. (۶)

 

پی نوشت :

(۱) روضه الکافی / کلینی ج ۸ ص ۱۶۷          

(۲) سیمای کارگزاران علی (ع) / ذاکری ج ۱ ص ۴۴۴

(۳) ‌معجم البلدان / یاقوت حموی ج ۱ ص ۱۲۸    

(۴) تاریخ یعقوبی ج ۲ ص ۲۳۳

(۵) معجم البلدان / یاقوت حموی ج ۱ ص ۲۳۴

(۶)   یادداشت های شخصی