جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰ - الجمعة 18 جماد ثاني 1443

(۱۳۹۱/۰۳/۱۵) مشکلات امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و راه حلها (ستاداحیاء)

موضوع : مشکلات امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و راه حلها مناسبت : سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهدای ۱۵ خرداد وچهلم شهدای گمنام مکان : مسجد ملا احمد خوی شرکت کنندگان : مسئولان ، روحانیت واقشار مختلف جامعه   اَلـلّـهُم ارحَــم خُـلَفائــی                     قالَ : یا رَسُولَ […]

موضوع : مشکلات امر به معروف و نهی از منکر در جامعه و راه حلها

مناسبت : سالگرد ارتحال رهبر کبیر انقلاب اسلامی و شهدای ۱۵ خرداد وچهلم شهدای گمنام

مکان : مسجد ملا احمد خوی

شرکت کنندگان : مسئولان ، روحانیت واقشار مختلف جامعه

 

اَلـلّـهُم ارحَــم خُـلَفائــی                    

قالَ : یا رَسُولَ الله مَن خُــلَفائُکَ؟

قالَ : اَلَّـذینَ یــأتُـــون مِن بَعدی

یَروُونَ عَنّــی حَدیثـی و سُنَّتی (۱)

فَیُـعَلِّمـُونَهــا النّاسَ مِن بَعـدی(۲)

اُولئِک رُفَــقائــی فِی الجَـنَّــهِ(۳)

موضوع بحث نقش ولایت فقیه در جامعه اسلامی است لکن قبل از پرداختن به اصل موضوع لازم میدانم چند نکته را یادآوری کنم:

۱- اصل ولایت فقیه از مسلمات فقه شیعه است.

 

موضوع ولایت فقیه از مسلمات فقه شیعه میباشد و در اصل آن تردیدی وجود ندارد. بطوریکه حضرت امام خمینی (ره) مینویسد:

فَوِلایَهُ الفَقیهِ بَـعدَ تصــوِّرِ اطرافِ القَــضِیَّه لَیسَت

أَمراً نَظَریّاً یَحتاجُ اِلی بُرهانٍ وَ مَعَ ذلِکَ دَلَّت عَلَیها

بِــهذاَ المَعنـَی الوَســیعِ روایاتٌ نَـذکُر بعـضَها(۴)

 

سپس حضرت امام به تعدادی از روایات بر ولایت فقیه استدلال می فرمایند از قبیل:

 

۱-مرسله من لا یحضره الفقیه که در ابتدای بحث مطرح کردیم

۲-روایت علی بن حمزه بطائنی(۵)

۳-موثقه سکونی(۶)

۴-توقیع حضرت ولی عصر(عج)(۷)

۵-مقبوله عمر بن حنظله(۸)

۶-مشهوره ابی خدیجه(۹)

۷-صحیحه القداح(۱۰)

۸-روایت جامع الاخبار(۱۱)

۹-تحلیل در حکم سهم امام(۱۲)

۱۰-تبیین حکم امور حسبیه(۱۳)

حضرت امام در پایان استدلالهای خود و نقد اقوال مخالف و پاسخ به شبهات می نویسند:

ثُـمَّ اِنَّ المتَـحصَّلَ مِن جمـیعِ ما ذَکَرناهُ أَن لِلفَقیهِ جمیعُ ما للأِمامِ علـیه السّلامُ اِلّا اذا قـامَ الـدّلیلُ عَلی أنَّ الثـابِتَ لَهُ علـیه السّلامَ لَیسَ مِن جَهَه وِلایتهِ وَ سَلطَنَتِهِ بَل لِجِهاتٍ شخصیَّه ٍتَشریفاً لَهُ(۱۴)

تذکر:

حضرت امام (ره) در کنار مباحث مربوط به ولایت فقیه یک بحث مقدماتی دارند، تحت عنوان:

ضروره الحکومه الاسلامیه در ذیل این عنوان می نویسد:

فَلِلفَقیهِ العادِلِ جمیعُ ما لِـلرَّسُولِ و اَلائِمَّهِ علیهم السّلام مِمّا

یَرجِعُ الی الحکومهِ و السِّیاسَهِ وَلاُ یُعقَلُ الفَرقُ لِأنَ الواِلیَ أَیُّ (۱۵)

شَخصٍ کانَ هو المُجری لِأَحکامِ الشَّریعَهِ وَ المُقیمُ لِلحُدود الألِـهیَّهِ…(۱۶)

 

پاسخ به یک شبهه :

از بعضی از افراد غیر متخصص در احکام دینی شنیده میشود که میگویند:

فلان فقیه و شخصیت علمی حوزوی ولایت فقیه را قبول ندارند و یا میگویند

اساسا ولایت فقیه در قرنهای اخیر مطرح شده است مرحوم نراقی در عوائد الایام مرحوم صاحب جواهر ویا مرحوم شیخ انصاری در کتاب مکاسب مطرح فرموده اندومعمولا به این جمله شیخ زیاد استناد می کنندکه می فرماید:

 

اِقامه الدَّلیلِ علی وجُو بِ طاعهالْفَقیهِ کالاِمامِ

اِلّا ماخَـــرَجَ باِلْــدَّلیلِ دوُنَــهُ خَرْطُ الْقَـتادِ(۱۷)

 

در پاسخ این شبهه باید گفت :

 

۱ -علت اینکه موضوع ولایت فقیه در کتب فقهی ادوار گذشته تاریخ بصورت مبسوط مطرح نشده به خاطر حاکمیت پادشاهـــان جور بوده که شرایط برای حاکمیّت فقیــه فراهم نبوده ، تازه موضوع ولایت فقیه یک موضوع سیــاسی می باشد لذا اگر حاکمان جور می فهمیدند که چنین مباحــثی در حوزه علمیه مطرح می شود قطعا از مطرح شدن سایر مباحث فقهی نیز جلوگیری می کردند.

 

۲٫ فقهای شیعه برای فقیه مناصب متعددی را به ترتیب زیر مطرح فرموده اند :

۱٫ منصب صدور فتوی در احکام شرعی

۲٫ منصب قضاوت وحل وفصل امور مردم

۳٫ منصب ولایت (ولایت فقیه)

برای این منصب هفت مرتبه بیان فرموده اند :

*ولایت براموال غائبین، صغارومجانین

* ولایت براجرا کردن حدود شرعی

* ولایت برامربه معروف ونهی ازمنکر

* ولایت برحکومت وسیاست

* ولایت براموال ونفوس

* ولایت براخذ خمس ،زکات وموقوفات       

* ولایت بروضع قوانین (تشریع)براساس مصالح(۱۸)

 

۳٫ بطوریکه ملاحظه گردید یکی از مناصب مهم فقیه صدور فتوا است اگر مرجعی ولایت فقیه را قبــول نکند صدور فتوا وانتشار رساله عملیــه ندارد وهمچنان حق اخذ خمس ،سهم امام ،زکات و ۰۰۰ از مردم را ندارد .

لذا اینکه گفته می شود فلان مرجع یا فقیه ولایت فقیه را قبول ندارد حرف بی ربطی استتنها چیزی که در میان فقها محل اختلاف است حدود ولایت فقیه می باشد بعضی همانندرهبرکبیر انقلاب اسلامی ولایت را مطلقه می داند ولی بعضی دیگر ولایت را محدود به حدودی کرده اند

 

 

به عنوان مثال مرحوم شیخ انصاری (ره)

 

ولایت بر فتوا دادن ،ولایت بر قضاوت ، ولایت برحکومت وسیاست را که امروز محل بحث است قبول داردولکن ولایت براموال وانفس رازیر سوال می برد که ربطی به مسائل مبتلا‍ء به امروزی ندارد وعبارت(دوُنَهُ خرْطُ الْقَتادِ) شیخ در کتاب مکاسب مربوط به این بخش خاص است .

 

نقش ولایت فقیه در جامعه اسلامی

 

پس از فراغت از مباحث مقدماتی نسباً طولانی به اصل موضوع برمی گردیم که نقش ولایت فقیه در جامعه اسلامی است

ابتدا لازم به یادآوری است که پرداختن به تمامی ابعاد موضوع از حوصله یک یا چند جلسه خارج است چون نقش آفرینی فقهای دارای ولایت در تاریخ در برخورد با جریانهای انحرافی وحاکمان جور در ایران ،عراق ، لبنان و سایر کشور ها بسیار گسترده است

 

هدف ما دراین جلسه اشاره اجمالی به نقش ولایت فقیه در پیروزی واستمرارانقلاب اسلامی ونظام جمهوری اسلامی وعبور دادن آن از بحرانها می باشد جهت تقدیم به ارواح پاک شهدای ۱۵ خرداد و دو شهید گمنام که این اجتماع به نام آن بزرگواران برگزار شده است

 

۱ – داشتن قدرت فوق العاده در بسیج توده های مردم

۲ –مدیریت موفق کشور در شرایط فوق العاده وبحرانی

۳- اتخاد مواضع ضد استکباری

۴ – دفاع مستمر از حقوق ملت ایران

۵ – تنظیم روابط قوای سه گانه کشور

۶ – حفظ ارتباط معنوی با اقشار جامعه

۷ – ایجاد یک شبکه معنوی قوی بنام نمازجمعه

۸ – اتخاذ مواضع مستقل در مسائل بین المللی

۹ – دفاع از هویت وحیثیت نظام جمهوری اسلامی

۱۰- اشراف برمراکز علمی ارگانها و نهادها ونیروهای مسلح از طریق نصب نماینده

 

پی نوشت:

(۱)من لا یحضره الفقیه / صدوق ج ۴ ص ۳۰۲

(۲)عیون اخبار الرضا / صدوق ج ۲ ص۳۶

(۳)عدالی اللئالی / ابن ابی جمهور ج ۴ ص ۶۴

(۴)کتاب البیع / حضرت امام خمینی ج ۲ ص ۶۲۷

(۵)اصول کافی / حکیمی ج ۱ ص ۳۸

(۶)معجم رجال الحدیث / خوئی ج ۳ ص ۱۰۵

(۷)کمال الدین / صدوق ج ۲ ص۴۸۳

(۸)تهذیب الاحکام / شیخ طوسی ج ۶ ص ۲۱۸

(۹)وسائل الشیعه / حر عاملی ج ۲۷ ص ۱۳۹

(۱۰)اصول کافی / کلینی ج ۱ ص ۳۴

(۱۱)جامع الاخبار / سبزواری ص ۱۱۱

(۱۲)کتاب البیع / امام خمینی (ره) ج ۲ ص ۶۵۵

(۱۳)همان ص ۶۶۵

(۱۴)کتاب البیع / امام خمینی (ره) ج ۲ ص ۶۶۴

(۱۵)کتاب البیع / امام خمینی ج ۲ ص ۶۲۶

(۱۶)هدی الطالب الی المکاسب / مروج ج ۶ ص ۱۶۳

(۱۷)کتاب البیع / مکارم شیرازی ج ۱ ص ۴۴۶