سه شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰ - الثلاثاء 15 جماد ثاني 1443

(۱۳۹۱/۰۵/۰۲) سخنرانی شب سوم ماه مبارک رمضان۱۳۹۱

جلسه سوم بِسْمِ اللهِ الرَحْمنِ الرَحیمْ الحمد لله رب العالمین الصلاه والسلام علی محمد و آله الطاهرین مسئله: یُشْتَرطُ فی الصَّوْمِ النِّیَهُ: بأَنْ یَقْصُدَ تِلْکَ الْعِبادَهَ المُقَرَّرَهَ فـی الشریعَهِوَ یَعْزِمُ عَلی الأمْساکِ عَنِ الْمُفْطِراتِ الْمَعهُودَهِ بِقَصْدِ الْقُـرْبَهِ ولا یُعْتَبَرُ فی الصِّحَهِ اَلْعِلْمُ بالْمُفْطِرات عَلی التَّفْصیلِ فَلَونَوی الاِمْـساکَ عَـنْ کُلِّ مُفْطِرٍ وَ لَمْ یَعْلَمْ بِمُفْطِرِیَّهِ بَعْضِ […]

جلسه سوم

بِسْمِ اللهِ الرَحْمنِ الرَحیمْ

الحمد لله رب العالمین الصلاه والسلام علی محمد و آله الطاهرین

مسئله:

یُشْتَرطُ فی الصَّوْمِ النِّیَهُ: بأَنْ یَقْصُدَ تِلْکَ الْعِبادَهَ المُقَرَّرَهَ فـی الشریعَهِوَ یَعْزِمُ عَلی الأمْساکِ عَنِ الْمُفْطِراتِ الْمَعهُودَهِ بِقَصْدِ الْقُـرْبَهِ ولا یُعْتَبَرُ فی الصِّحَهِ اَلْعِلْمُ بالْمُفْطِرات عَلی التَّفْصیلِ فَلَونَوی الاِمْـساکَ عَـنْ کُلِّ مُفْطِرٍ وَ لَمْ یَعْلَمْ بِمُفْطِرِیَّهِ بَعْضِ الْأّشْیاءِ کَالْاِحتِقانِ(امالـه کـردن) مـثلاً اَوْ زَعَــمَ عَــدَمَــهــا وَلـکِـنْ لَــمْ یَــرْ تِـکـبْـهُ صَـحَّ صُـوْمُــهُ(۱)

جلسه گـذشـتـه در آخـر بـحـث عــنـوان محتوای دعاهای صحیفه را مورد بـررسی قـرار دادیـم و مـطـرح کــردیــم کـه دعـاهـای صـحـیـفـه متأثر از شـرایـط سـیـاسـی اجـتـمــاعی و فــرهــنــگــی حــاکــم بـر عـصـر امـام زیــن الـعـابـدین (ع) بود و در موضوع مـشـکـلات فـرهـنـگـی و مـبـاحث خلاقی مقداری توضیح دادیم اکـنـون ادامـه هـمان بحث را پی می گـیریم.

 

ج.رسالت امامت:

 

امام زیـن الـعـابدین(ع) رسالت و مسئولیت امامت و زعامت جامعه را بـر عهده خویش داشت و از سوی دیگر این جایگاه از ناحیه حـکــام جــور بـنـی امیه غـضـب شده بود و قدرت ایجـاد مـدیریـت سالم در جـامعه از امام گرفته شده بودو از ناحیه دیگر امام مـسئـولیـت داشـت ولـو در حـدّ پرداختن به دعـا و راز و نیاز در جامعه به روشنگری بـه پـردازد

لذا در بخشی از ادعیه بـه موضـوعات سیاسی پرداخته اند از آنـجـمله است:

۱-توجه دادن مردم به مسائل کلان مربوط به امت اسلامی

۲-تبیین جایگاه و نقش سازنده جهاد و مبارزه در راه خدا

۳-تـشریح و تبیین مقام و جـایـگاه شـهـید در دیـن اسـلام

۴-اشاره به سوء مـدیریت و بـی عـدالـتی خـلفای بنی امیه

۵-یـادآوری امـورات مـربـوط بـه مـسائـل نـظامی جـامعه

 

د:مبارزه با تحریفات

سیاستهای ضـد دیـنـی بنی امیّه بخش مهمی از آداب و رسومات اسلامی را از صحنه زندگی مسلمانان خارج ساخته و یا آنها را تحریف کرده بود و در مواردی در اسلام بـدعـت گـذاری کــرده بــودنــد بــدیـن جـهت امــام زیــن الـعـابـدیـن (ع) در تـعـدادی از دعاها مسائل اجتماعی،تعلیم و تـربـیــت اسـلامـی را مـورد عــنـایت قرار داده اند از قبیل موارد زیر:

۱-صله ارحام و رسیدگی به نیازهای فامیل

۲-توجه به حقوق دوستان و همسایگان

۳-تشریح روشهای برخورد با دشمنان(۲)

۴-تـبییـن جـایـگاه و نـقش والدین

۵-اصـول تـعـلیم و تربیـت فرزندان

۶-یادآوری وظایف اجـتماعی افراد

 

۷-خلفای عصر امام زین العابدین(ع)

 

امام زین العابدین در طول امامت ۳۳ یا ۳۴ ساله خود با شش نفر از خـلـفـای سـتـمـگـر بـنــی امـیـه هـم عـصـر بـوده عـبارتند از

۱-یـزید بن مـعاویه از سال ۶۱ الی ۶۴

۲-عـبدالله بن زبـیر از سال ۶۳ الی ۷۳

۳-مـعاویه بن یـزید چند ماه از سال ۶۴ بعد خود را عزل کرد

۴-مروان بـن حـکم حدود ۹ ماه از سال ۶۵

۵-عبدالملک بن مروان از سال ۶۵ الی ۸۶

۶-ولید بن عـبدالملک از سال ۸۶ الی ۹۶(۳)

۸-نمونه هایی از ستمگری خلفا:

لازم اسـت بـرای تکمیل بـحث خود نمونه هایی از ظلم و بیداد گری خلفای جور بنی امیه و بنی مروان هم عصر امام زین العابدین(ع) ولـو بصورت اجمالی مطرح کنیم.

 

۱-یـزیـد بـن مـعاویه:

او در طول سه سال و هفت ماه خلافـت خویش جنایاتی را مرتکب شــد کــه روی تــمــامــی جــنـایـتکاران تاریخ بشر را سـفید کرد

مــرحــوم شـیــخ جــواد مـغـنیه از علمای برجسته لبنان می نویسد:

 

فَاِنَّها وَصْمَهُ عارٍ فی تاریخِ الْمُسْلِمینَ اِلی یَوْمِ یُبْعَثونَ

یعنی حکومت یزید و جنایات او لکه ننگی است بر تاریخ مسلمانان که تا روز قیامت خواهد ماند و در ادامه می نویسد:

وَهَـلْ یَنْسَی الـدَّهْـرُ دِمـاءَ الحُسَیْن(ع)(۴)

آیا روزگار میتواند خون امام حسین (ع) را به فراموشی بسپارد؟

 

سه جنایت مهم یزید

یزید در طول حکومت ننگین خود سه جنایت مهمی را مرتکب شد عبارتند از

۱- قتل عام فرزندان رسولخدا(ص) در سرزمین کربلا

۲- حمله به مدینه و هتک حرمت مسجدالنبی و حرم رسولخدا(ص)

۳- حمله به مکه مکرمه و آتش زدن کعبه

اَلْحَمْدُ لِلهِ الَّذی هَدانا لِحَمْدِهِ

ستایش مخصوص خدایی است که ما را بسوی ستایش خود هدایت کرد

وَجَعَلَنا مِنْ أَهْلِهِ

و ما را اهل ستایش خود قرار داد

لِنکَونَ لاِحْسانِه مِنَ الشّاکرینَ

تا در قبال احسانش از سپاسگزاران باشیم

وَلِیَجْزِینا علی ذلِکَ جزاءَ الْمُحْسِنینَ

و تا در برابر این سپاسگزاری پاداش نیکوکاران را به ما عنایت فرماید

وَالْحَمْدُ لِلهِ الّذی حَبانا بدیِهِ

ستایش مخصوص خداوندی است که دین خود را به ما ارزانی داشته

وَ اختصّنا بملَّتِهِ

و شریعت خود را مخصوص ما گردانید

وَ سبَّلَنا فی سُبُلِ اِحْسانِهِ

و به فضل خود همه راه های نیکوکاری را برای ما هموار ساخت

لِنَسلُکَها بِمَنِّهِ اِلی رِضْوانِهِ

تا بسوی خوشنودی او بـشـتـابیم

حَمْداً یَتقَبَّلُهُ مِنا

سـپـاسـی کـه از مـا بــد پــذیرد

وَیَرْضی بِهِ عَنّا

و بوسیله او از ما خوشنود گردد(۵)

 

پی نوشت:

(۱)تحریر الوسیله /امام ج ۱ ص ۲۱۸

(۲)ماو صحیفه سجادیه / شورای سیاستگذاری ائمه جمعه ج ۲ ص ۲۴۷

(۳)الشیعه والحاکمون / محمد جواد مغنیه ص ۱۶۷

(۴)الشیعه والحاکمون ص ۱۴۸

(۵)صحیفه سجادیه دعای ۴۴