یکشنبه ۱۴ آذر ۱۴۰۰ - الأحد 1 جماد أول 1443

(۱۳۹۱/۰۵/۲۹) سخنرانی شب سی ام ماه مبارک رمضان۱۳۹۱

سخنرانی امام جمعه خوی حجهالاسلام شکوری در مسجد ملااحمد به مناسبت شب سی ام ماه رمضان بِسْمِ اللهِ الرَحْمنِ الرَحیمْ جلسه سی ام الحمد لله رب العالمین الصلاه والسلام علی محمد و آله الطاهرین   مسئله۱: اگر کسی فطره خویش را از خود جنس بدهد (مانند گندم یا برنج و یا هر چیز دیگر) نباید […]

سخنرانی امام جمعه خوی حجهالاسلام شکوری در مسجد ملااحمد به مناسبت شب سی ام ماه رمضان

بِسْمِ اللهِ الرَحْمنِ الرَحیمْ

جلسه سی ام

الحمد لله رب العالمین الصلاه والسلام علی محمد و آله الطاهرین

 

مسئله۱:

اگر کسی فطره خویش را از خود جنس بدهد (مانند گندم یا برنج و یا هر چیز دیگر)

نباید آن را از جنس معیوب بدهد

مسئله۲:

کسی که فطره چند نفر را می دهد لازم نیست همه را از یک جنس بدهد

و اگر مثلا فطره بعضی را گندم و فطره بعض دیگررا جو بدهد کافی است

مسئله۳:

کسی که نماز عید فطر می خواند بنابر احتیاط واجب باید فطره را پیش از نماز عید بدهد

ولی اگر نماز عید نمی خواند می تواند دادن فطره را تا ظهر تأخیر بیندازد

مسئله۴:

اگر کسی فطره را کنار بگذارد نمی تواند آن را برای خودش کنار بگذارد

و مالی دیگر را برای فطره بگذارد

مسئله۵:

اگر در محل خود انسان مستحق پیدا شود احتیاط واجب آن است که فطره را به جای دیگر نبرد

اگر به جای دیگر ببرد و تلف شود باید عیوض آن را بدهد(۱)

 

ابتدا لازم به یادآوری است که محور بحث ما در دو جلسه گذشته (جلسات ۲۶ و ۲۷) در مورد علل

پیشرفت جامعه بوداز هـمـان بـحـث عـنـوان ذیـل بـاقـی مانـده بـود کـه در ایـن جلسه پی می گیریم

 

۵-رعایت حقوق دو سویه حکومت و جامعه

   امیرمؤمنان در بیان حقوقی که خداوند بر مردم نسبت به یکدیگر

واجب کرده است : بزرگـتـریـن ایـن حـقوق، حـق زمـامـدار بر

شهروندان و حق شهروندان بر زمامـدار را یادآوری می فرماید:

فَأَعظَمُ مِمّا افتَرَضَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی مِن تِلکَ الحُقوقِ:

حَـقُّ الـوالی عَـلی الـرَّعِیَّـهِ،و حَقُّ الرَّعِـیَّهِ عَلی الوالی ،

                                    امیرمؤمنان (ع) سپس ادامه می دهند این وظـیفه ای اسـت

                                           کـه خداوند برای هر یـک بـردیگری واجب ساخته است

فَریضَهٌ فَرَضَها اللهُ لِکُلٍّ عَلی کُلٍّ،سپس آن بزرگوار آثـار

و برکات این ارتباط و همکاری را بیـن حـاکـمان و مـردم را

چـنـیـن بـیـان مـی فـرمـایـد

 

فَجَعَلَها نِظامَ اُلفَتِهِم،    و آنها را مایه همبستگی ایشان

و عِزًّ لِدینِهِم،           و موجب عزت و اقتدار دین

و قِواماً لِسُنَنِ الحَقَّ فیهِم، و استحکام قوانین حق در میان آنان قرار داد

 

سپس امیرمومنان ضرورت ارتباط تنگاتنگ حکومت و مردم را چنین بیان فرموده

فَلَیسَت تَصلُحُ الرَّعِیَّهُ اِلّا بِصَلاحِ الوُلاهِ،   

شهروندان اصلاح نمی شوند ، مگر با شایسته بودن زمام داران

و لا تَصلُحُ الوُلاهُ اِلّا بِاستِقامَهِ الرَّعِیَّهِ

و زمام داران اصلاح نمی شوند ، مگر با درست بودن شهروندان

فَاِذا أدَّتِ الرَّعِیَّهُ اِلی الوالی حَقَّهُ،

هر گاه شهروندان حق زمامدار را به جا آورند

و أدّی اِلَیها الوالی کَذلِکَ     

زمامدار نیز حق شهروندان را پاس بدارد

عَزَّ الحَقُّ بَینَهُم                    

حق در میان آنان عزت پیدا می کند

فَـقامَـت مَـناهِجُ الدّینِ          

و مقررات دین بر پا می گردد

وَ اعتَدَلَت مَعالِمُ العَدلِ،  

و نشانه های عدالت برقرار می شود

و جَرَت عَلی أذلالِها السُّنَنُ،             

و سنت ها در مجاری خود قرار می گیرد

فَصَلَحَ بِذلِکَ الزَّمانُ،                         

بدین سان روزگار اصلاح می شود

و طابَ بِـهِ الـعَیشُ،                       

و زندگی خوش می گذرد

و طُمِعَ فی بَقاءِ الـدُّولَهِ،                  

وبه تداوم دولت امید بسته می شود

و یَئِسَتْ مَطامِعُ الأَعداءِ .                    

و دشمنان از طمع ورزی خود ناامید می شوند

و اِذا غَلَبَتِ الرَّعِیَّهُ وا ِ لـیَـهُم،                     

هر گاه شهروندان بر زمامدار خویش چیره شوند

وعَـلا الـوالـی الرَّعِـیَّهِ،                    

و یا زمامدار بر شهروندان سلطه گری کند

اختَلَفَت هُنالِکَ الکَلِمَهُ،                       

این جاست که اختلاف کلمه رخ می دهد

وَ ظَهَرَت مَـطامِعُ الـجَورِ،                    

و طمع ورزی های ستم پدیدار می گردد

و کَثُرَ الاِدغالُ فِی الدّینِ،                   

و فساد در دین فزونی می گیرد

و تُرِکَت مَعالِـمُ الـسُّنَنِ،                     

و عمل به سنت ها متروک می شود

فَـعُـمِـلَ بـِالـهَـوی،                         

وهوس ها به کار گرفته می شوند

و عُـطِّـلَـتِ الآثـارُ،                       

آثار و احکام دین فرو نهاده می شود

و کَثُرَت عِلَلُ النُّفوسِ ،                      

بیماری های جان ها فراوان می گردد

و لا یُستَوحَشُ لِجَسیمِ حَدٍّ عُطِّلَ،            

و از این که حق بزرگی به کار بسته نشود

و لا لِعَظیمِ باطِلٍ أثِّلَ،

و یا باطل بزرگی ریشه دواند کسی وحشت نمی کند

فَهُنالِکَ تَذِلُّ الأَبرارُ،                   

این جاست که نیکان خوار می شوند

و تَـعِـزُّ الأشــرارُ،               

و بدان قدرت می گیرند

و تَـخْـرَبُ الـبِلادُ،                

وشهرها ویران می شود

و تَعظُمُ تَبِعاتُ اللهِ (ع) عِندَ العِبادِ

و کیفرهای بزرگ خداوند بندگان را فرا می گیرد(۲)

 

پی نوشت:

(۱)رساله توضیح المسائل ۱۰ مرجع    

(۲)فروع کافی ج ۸ ص ۳۵۳