جمعه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ - الجمعة 19 شوال 1443

(۱۳۹۱/۰۸/۱۷) درس کفایه الاصول ۹۱/۸/۱۷

قوله:و بهذا یشکل لوکان البسیط هو ملزوم المطلوب ایضاً از مباحث قبلی روشن گردید که عنوان مَطلوبٌ نمیتواند قدر جامع تلقی شود اکنون سئوال می شود آیا عنوان بسیط دیگری غیر از عنوان مطلوبٌ میتواند قدر جامع تلقی شود یا خیر؟ در پاسخ گفته می شود عناوین بسیطی همانند المحبوب ،التّام،الصّحح،ذوالمصلحه و … که همه […]

قوله:و بهذا یشکل لوکان البسیط هو ملزوم المطلوب ایضاً

از مباحث قبلی روشن گردید که عنوان مَطلوبٌ نمیتواند قدر جامع تلقی شود اکنون سئوال می شود آیا عنوان بسیط دیگری غیر از عنوان مطلوبٌ میتواند قدر جامع تلقی شود یا خیر؟

در پاسخ گفته می شود عناوین بسیطی همانند المحبوب ،التّام،الصّحح،ذوالمصلحه و … که همه ملزوم عنوان مطلوبٌ هستند و عنوان مطلوبٌ لازمه آنهاست میتوانند قدر جامع قرار گیرند لکن همه اشکالات سه گانه و بنا بر بعضی دیدگاه ها دو اشکال دوم و سوم وارد بر عنوان مطلوبٌ اینجا نیز جاری خواهد شد.

 

قوله:مدفوعٌ بانّ الجامع انّما هو مفهوم واحدٌ الخ

ابتدا لازم به یادآوری است که مرحوم آخوند فقط به اشکال سوم که موضوع عدم جریان اصاله البرائه بود جواب میدهند و وارد بحث دو اشکال اول و دوم نشده.

مقدمه:

مفهوم بسیط انتزاع شده از مرکبات بر دو قسم است

الف:میان مفهوم بسیط و مرکبات امتیاز و جدایی وجود داشته باشد مانند طهارت که یک امر نفسانی بسیطی است که از طریق وضوء و غسل و تیمم بدست می آید.

در اینجا اگر در جزئیت و یا شرطیت چیزی در وضوء و یا غسل و یا تیمم شک شود برگشت آن به شک در مُحَصِّلْ است و مقتضای این شک احتیاط است یعنی اتیان تمامی اجزاء و شرایطی که می تواند در مٌحصِّلْ بودن نقش داشته باشد بعبارت دیگر اگر مکلف مردد بین اقل و اکثر ارتباطی شد جهت برائت زمه باید اکثر را بجا آورد.

ب:مفهوم بسیط انتزاع شده از مرکبات نفس مرکبات باشد و میان آنها جدائی نباشد در این صورت مثلا عنوان قدر جامع که مطلوبٌ می باشد متحد با مرکبات است همانند اتحاد کلّی و فرد یعنی همانطوریکه کلّی همان فرد در خارج است جامع نیز همان مرکب خارجی است لذا اگر شک در جزئیت یا شرطیت چیزی شود در واقع شک در این است که آیا جزء یا شرط مشکوک نیز مانند سایر اجزاء و شرایط عنوان مطلوبٌ دارد یا خیر؟مقتضای اصل در این مورد برائت است.

مثال:اگر قدر جامع در صلاه عنوان مطلوبٌ باشد این قدر جامع همان مرکب از رکوع،سجود،قیام و قعود در خارج خواهد بود بطوریکه اگر مثلا عنوان جامع مطلوبٌ بخواهد در خارج عینیت پیدا بکند باید اجزای مرکب در خارج موجود شود در این صورت اگر شک حاصل شود مثلا سوره جزء نماز است یا خیر؟چون این شک در واقع شک در خود جامع است محل جریان اصل برائت خواهد بود نه اصل اشتغال.

 

قوله:و امّا علی الاعم فتصویر الجامع فی غایه الاشکال فما قیل فی تصویره او یقال وجوه احد ها ان یکون الخ

مرحوم آخوند پس از خاتمه بحث قدر جامع بنا بر صحیحی به تصویر قدر جامع بنا بر قول اعم پرداخته است و می فرماید تصویر جامع در اعم در نهایت اشکال است.بعدا پنج وجه را مورد تذکر قرار داده و از تمامی آنها پاسخ میدهد.

وجه اول:

قدر جامع بین افراد صحیح و فاسد عبارتند از ارکان نماز مانند نیت،تکبیره الاحرام،رکوع،سجود و قیام یعنی به عملی که این ارکان در او موجود باشد نماز گفته می شود چه نماز صحیح باشد و چه فاسد باشد و بقیه اجزاء امثال:تشهد، سلام و فاتحه و… فقط در عنوان مأمور به دخیل هستند وجود و عدم آنها در اطلاق صلاه تأثیر ندارد.

 

قوله:و فیه ما لا یخفی الخ

مرحوم آخوند بر این وجه دو اشکال وارد کرده است

اشکال اول:

اگر جامع ارکان صلاه باشند نه جامع افراد خواهد بود و نه مانع اغیار چون از یک طرف به بسیاری از اعمال فاقد بعضی از ارکان صلاه گفته می شود مانند صلاه غرقا که نه رکوع دارد و نه سجود در مقابل به بعضی از اعمال در عین دارا بودن بر تمامی ارکان صلاه گفته نمی شود مانند اینکه انسان نیت نماز کند،تکبیره الاحرام بگوید و بلافاصله به رکوع برود و دو سجده را انجام بدهد و تمام بکند در عین حال که ارکان را به جا آورده است لکن به آن نماز نمی گویند.