چهارشنبه ۲۹ دی ۱۴۰۰ - الأربعاء 16 جماد ثاني 1443

(۱۳۹۱/۰۸/۲۱) درس کفایه الاصول ۹۱/۸/۲۱

قوله:رابعها انّ ما وضعت له الالفاظ ابتداء هم الصحیح العام الخ مرحوم آخوند قدر جامع چهارم بنا بر قول اعمی را چنین تصویر فرموده ابتداء شارع الفاظ عبادات را برای مرکب و مجموع تام صحیح که واحد تمام اجزاء و شرایط است وضع فرموده بعداً عرف به دلیل تسامح این الفاظ را بر مرکب فاقد […]

قوله:رابعها انّ ما وضعت له الالفاظ ابتداء هم الصحیح العام الخ

مرحوم آخوند قدر جامع چهارم بنا بر قول اعمی را چنین تصویر فرموده ابتداء شارع الفاظ عبادات را برای مرکب و مجموع تام صحیح که واحد تمام اجزاء و شرایط است وضع فرموده بعداً عرف به دلیل تسامح این الفاظ را بر مرکب فاقد بعضی از اجزاء و شرایط هم اطلاق نموده و شارع نیز این اطلاق عرفی را پذیرا شده.

البته لازم به یادآوری است که این اطلاق عرفی از باب مجاز در کلمه نمی باشد آنطور که دیدگاه مشهور است بلکه از باب مجاز ادعائی است همانگونه که سکاکی ادعا می کند یعنی چون فاقد در صورت و شکل یا در اثر و نتیجه همانند واجد می باشد لذا عرف آن را نازل به نزله واجد قرار داده است به این صورت که مثلا صلاه دارای دو فرد است یکی فرد حقیقی(صلاه تام صحیح)دیگری فرد ادعائی و تنزیلی (صلاه فاقد بعض اجزاء)

 

قوله:بل یمکن دعوی صیرورته حقیقهً فیه بعد الاستعمال الخ

مرحوم آخوند با آوردن کلمه بل از مجاز ادعائی سکاکی نیز بالاتر می رود بدین معنی که اطلاق مثلا عنوان صلاه بر فاقد بعضی از اجزاء نه تنها از باب مجاز سکاکی است بلکه می توان ادعا کرد پس از اینکه کلمه صلاه یک یا چند بار در فاقد بعض الاجزاء استعمال گردید(به نحو تنزیل و ادعا)این لفظ صلاه در فاقد حقیقت می شود بدون اینکه به کثرت استعمال و شهرت نیاز داشته باشد.

 

قوله:کما فی اسامی المعا جین الموضوعه الخ

مرحوم آخوند در این عبارات اسامی عبادات را به اسامی معجونها تنظیر فرموده است یعنی همانطور که معجونی مثلا دارای ده جز کامل بوسیله عرف در معجون دارای مثلا ۸ جزء فاقد دو جز دیگر از باب تنزیل استعمال می شود خواه به دلیل مشابهت در صورت و شکل یا به جهت مشابهت در اثر و نتیجه الفاظ عبادات نیز چنین هستند.

 

قوله:وفیه انما یتم فی مثل اسامی المعا جین الخ

اشکالی است از مرحوم آخوند بر قیاس کردن الفاظ عبادات بر اسامی معاجین این را قیاس مع الفارق میدانند بدین صورت که در معجونها میتوان یک موضوع له مشخص و ثابت پیدا کرد لکن در الفاظ عبادات مثلا نماز به دلیل اختلاف در حالات نمیتوان یک موضوع له ثابت پیدا کرد لذا این تنظیر صحیح نمی باشد.