جمعه ۳۰ مهر ۱۴۰۰ - الجمعة 16 ربيع أول 1443

(۱۳۹۱/۰۸/۲۲) درس کفایه الاصول ۹۱/۸/۲۲

قوله:خامسها ان یکون حالها حال اسامی المقادیر الخ مرحوم آخوند وجه پنجم از قدر جامع بنا بر قول أعمی ها را چنین بیان فرموده: در این وجه جامع اسامی الفاظ عبادات به الفاظ اوزان و مقادیر همانند مثقال،حقه و وزنه تشبیه شده اند بدون تردید اوزان و مقادیر ابتداء برای یک مقدار خاص و معینی […]

قوله:خامسها ان یکون حالها حال اسامی المقادیر الخ

مرحوم آخوند وجه پنجم از قدر جامع بنا بر قول أعمی ها را چنین بیان فرموده: در این وجه جامع اسامی الفاظ عبادات به الفاظ اوزان و مقادیر همانند مثقال،حقه و وزنه تشبیه شده اند بدون تردید اوزان و مقادیر ابتداء برای یک مقدار خاص و معینی وضع شده اند لکن در عرف به علت تسامح در اندازه ها و مقادیر ناقص و یا زائد از آن مقدار وضع شده استعمال می شود البته این تسامح به خاطر یکی از دو علت زیر است:

الف:واضع فلان مقدار یا وزن را برای یک مقدار و یا وزن خاص وضع نکرده است بلکه بر اعم از فلان مقدار یا کمتر یا بیشتر وضع نموده ولو اینکه وزن یا مقدار خاصی را در نظر گرفته باشد لذا در این مورد استعمال در ناقص و زائد از آن مقدار خاص نازل به منزله آن مقدار خاص می شوند از طریق مجاز ادعائی سکاکی

 

ب:واضع وزن و یا مقدار خاصی را در نظر گرفته و الفاظ را بر آن وضع کرده لکن به علت کثرت استعمال در زائد و ناقص با عنایت به اینکه این دو مقدار از مصادیق همان مقدار معین و موضوع له می باشند در آنها نیز حقیقت می باشد.در الفاظ عبادات نیز می توان همان وضع اوزان و مقادیر را تصویر کرد بعنوان مثال بگوییم لفظ صلاه مثلاً اگر چه ابتداء برای نماز صحیح همراه با اجزاء و شرایط وضع شده ولی از باب حقیقت ادعائی و تنزیلی بر اعم نیز اطلاق می شود و یا به سبب استعمال زیاد در اعم از صحیح و فاسد نیز حقیقت شده است.

 

قوله وفیه أن الصحیح کما عرفت فی الوجه السابق الخ

مرحوم آخوند پاسخ از وجه چهارم را در این وجه نیز تکرار می کند بدین صورت که در مقادیر و اوزان یک چیز معین و مشخص خارجی وجود دارد لذا تعدی از آن مقدار به زیادی یا ناقص مشکل ساز نیست لکن در الفاظ عبادات بطوریکه قبلا اشاره گردید اختلاف حالات وجود دارد لذا نمیتوان یک چارچوب مشخص کرد و زیادی یا ناقص را با آن سنجید.

 

قوله:منها أَنّ الظّاهِر اَن یکون الوضع و الموضوع له فی الفاظ العبادات عامین الخ

مرحوم آخوند در این عبارات به امر چهارم از اموریکه در بحث صحیح و اعم بعنوان مقدمه اشاره دارد بدین صورت که الظاهر آن یکون الوضع و الموضوع له فی الفاظ العبادات عامین صاحب عنایه الاصول می نویسد:ظاهر این است که هدف آخوند از بیان این موضوع دفع کردن توهمی است که میگوید ما نیاز به تصویر قدر جامع در عبادات نداریم چون موضوع له در آنها خاص است ولو وضع آنها عام باشد بعنوان مثال واضع لفظ صلاه را برای معنی عام لحاظ کرده لکن در مقام وضع برای افراد و مصادیق وضع کرده مانند نماز صبح،ظهر،عصر،مغرب و عشاو الخ لذا ما بر قدر جامع نیاز نداریم تا در برگیرنده تمامی مصادیق باشد .

مرحوم آخوند پاسخ می دهند اگر موضوع له در الفاظ عبادات خاص باشد یکی از دو مشکل پیش خواهد آمد که التزام به هر کدام از آن دو بعید است.

الف:لازم می آید الفاظی همانند الصلاه تنهی عن الفحشاء و المنکرو… که در قدر جامع استعمال شده اند مجاز باشند چون کلّی صلاه ویژگی نهی از فحشاء و منکر دارد نه صلاتهای فردی و مصادیق خارجی

ب:لازم می آید استعمال الفاظ عبادات در قدر جامع که یک امر کلّی است منع گردد و تنها در افراد استعمال گردد در حالی که التزام به هر دو مورد یعنی استعمال مجازی یا منع استعمال بعید است.

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر