یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰ - الأحد 18 ربيع أول 1443

(۱۳۹۱/۰۸/۲۴) درس کفایه الاصول ۹۱/۸/۲۳

قوله:و منها ان ثمره النزاع اجمال الخطاب الخ مرحوم آخوند برای اختلاف میان صحیحی و اعمّی سه ثمره و نتیجه بیان فرموده است یکی مربوط اطلاقات الفاظ عبادات دیگری در زمینه اقل اکثر ارتباطی و سومی در خصوص وفای به نذر است. ثمره اول: بنا به دیدگاه صحیحی نمی توان بر اطلاقات خطابهای مشتمل بر […]

قوله:و منها ان ثمره النزاع اجمال الخطاب الخ

مرحوم آخوند برای اختلاف میان صحیحی و اعمّی سه ثمره و نتیجه بیان فرموده است یکی مربوط اطلاقات الفاظ عبادات دیگری در زمینه اقل اکثر ارتباطی و سومی در خصوص وفای به نذر است.

ثمره اول:

بنا به دیدگاه صحیحی نمی توان بر اطلاقات خطابهای مشتمل بر الفاظ عبادات تمسک نمود بخلاف دیدگاه اعمی که از توان تمسک بر اطلاقات برخوردار است برای هر چه بهتر روشن شدن اساس مطلب چند نکته مقدماتی لازم به یادآوری و توضیح است.

الف:تقسیم ادّله:

ادله بر دو قسم تقسیم می شوند

۱-ادّله اجتهادیه یا به عبارت دیگر اصول عقلائیه مانند :اصاله الاطلاق،اصاله الحقیقه و اصاله العموم و …

تمامی این اصالت ها به اصاله الظهور برگشت می کنند

۲-اصول عملیه(ادله فقاهیه) مانند اصاله البرائه ،اصاله الاشتغال،اصاله الاحتیاط و…

 

تذکر:

مادامی که اصول اجتهادیه وجود دارند نوبت به اجرای اصول عملیه نمی رسد

ب:اصاله الاطلاق و اصاله العلوم فقط در شبهه حکمیه جاری می شوند چون در شبهات حکمیه موضوع محزر و مسلم است بخلاف شبهه مصداقیه

مثال:

مولی بطور عموم می گوید اکرم العلماء یا بصورت اطلاق می گوید:اکرم عالماً

اکنون مکلّف تردید دارد آیا زید عالم داخل اکرام است یا اینکه دلیل مخصص او را از دایره عموم یا اطلاق اگرم العلما یا اکرم عالماً خارج ساخته است؟بر اساس اصاله العموم و اصاله الاطلاق مکلف حکم می کند زید عالم داخل است چون شبهه حکمیه است و موضوع در آن محرز می باشداما اگر تردید مکلف در زید باشد که آیا عالم است یا خیر؟اینجا دیگر محل جاری شدن اصاله العموم یا اطلاق نمی باشد چون شبهه مصداقیه است و موضوع محرز نمی باشد.

ج:در تمسک به اطلاق مطلق شرط است که مقدمات حکمت فراهم باشد یعنی

مولی در مقام بیان باشد نه اجمال و اهمال

مولی در کلام خود قرینه ای بر تقیید اقامه نکند

قدر متیقن در مقام تخاطب نباشد

 

ثمره نزاع:

بنا به دیدگاه صحیحی لفظ صلاه برای عمل صحیح با تمام شرایط و اجزاء وضع شده است و چنین عملی موضوع له برای لفظ صلاه می باشد.حال اگر مکلّف در سوره مثلا تردید دارد آیا جزء صلاه محسوب می شود یا خیر؟در واقع این شک به موضوع له بر می گردد یعنی آیا صلاه بدون سوره صلاه است یا خیر؟

در این صورت نمی توان به اطلاق در اقم الصلاه لد لوک الشمس الی غسق اللیل تمسک کرد چون شک در مصداق مأموربه است که موجب می شود که خطاب شارع مجمل شود.اما بنا به دیدگاه اعمی که صلاه بر اعم از صحیح و فاسد وضع شده است اگر مکلّف در جزئیت سوره شک کرد از نوع شبهات مصداقیه نخواهد بود چون اگر سوره واقعاً جزء صلاه باشدعمل بدون سوره نیز صلاه است هر چند فاسد باشد لذا در اینجا شک در آن است که آیا سوره در صحت نماز که حکم است دخالت دارد یا خیر؟و یا مثلا صلاه بدون سوره معراج المؤمن است یا خیر؟در اینجا اعمی می تواند به اطلاق الصلاه در اقم الصلاه تمسک کند و عمل بدون سوره را صلاه صحیح بداند زیرا اگر سوره دخیل در صحت صلاه بود باید مولی آن را بیان می فرموده

 

تذکر:

این تمسک اعمی بر اطلاق در صورتی صحیح است که مقدمات حکمت فراهم باشد اما اگر مولی در مقام بیان نباشد بلکه هدف او اجمال یا اهمال باشد اطلاق منعقد نمی شود در این صورت اعمی نیز مثل صحیحی نمی تواند از اصاله الاطلاق که دلیل اجتهادی است استفاده کند لذا نوبت به اصول عملیه خواهد رسید که بعدا بحث خواهد شد.

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر