دوشنبه ۳ آبان ۱۴۰۰ - الإثنين 19 ربيع أول 1443

(۱۳۹۱/۰۹/۰۴) حوادث و وقایع شب عاشورا

دعوت کننده : امنای مسجد ملااحمد شرکت کنندگان :اقشار مردم و طلاب حوزه مکان: مسجد ملااحمد مناسبت : شب عاشورا موضوع: حوادث و وقایع شب عاشورا                                                         حوادث و اتفاقات شب عاشورا از جمله بخشهای مهم حماسه عاشورا که تقریبا جزئیات آن بصورت مستند در کتب روائی،تاریخی و مقاتل مطـرح شده است حوادث و اتفاقات […]

دعوت کننده : امنای مسجد ملااحمد

شرکت کنندگان :اقشار مردم و طلاب حوزه

مکان: مسجد ملااحمد

مناسبت : شب عاشورا

موضوع: حوادث و وقایع شب عاشورا                                                      

 

حوادث و اتفاقات شب عاشورا

از جمله بخشهای مهم حماسه عاشورا که تقریبا جزئیات آن بصورت مستند در کتب روائی،تاریخی و مقاتل مطـرح شده است حوادث و اتفاقات شب عاشورا می باشد فهرست اتفاقات را می تـوان بـه ترتـیب زیـر ردیف کرد

۱-صدور حمله به اردوگاه امام عصر تاسوعا توسط عمر بن سعد

۲-اعزام حضرت عباس بسوی دشمن جهت پرسش از علت تحرک

عبارت امام خطاب به حضرت عباس اِرْکَبْ بِنَفْسی اَنْتَ یا اَخی بود

۳-حضرت عباس پس از بررسی به محضر امام گزارش داد که قصد حمله دارند

۴-اعزام مجدد:

امام بعد از اطلاع از قصد دشمن مجدد حضرت ابوالفضل را

بطرف دشمن فرستاد شـب را فـرصت بگیرد و چنین فرمود:

لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا اللَّیلَهَ      

امشب برای پروردگار خود نماز بخوانیم

وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ  

و دعا کرد و از او آمرزش بخواهیم

فَـهُـوْ یَعـلَمُ أَنّـی قَـدْ کُنْـتُ           

زیرا خدا میداند من

أُحِبُّ الصّلاه لَهُ وَ تِلاوَتَ کِتابِهِ    

نماز و تلاوت کتاب او

وَ الـدُّعـاءَ وَالْـاِسْـتِغـفـارَ(۱)                 

و دعا و استغفار را دوست دارم

 

یادآوری:

امام(ع) شـب عـاشورا را از دشـمن مهلت میخواهد بـرای نماز خواندن،قرائت قرآن،دعا خواندن و استغفار به درگاه خداوند

بلاذری می نویسد:

لَمّا جَنَّ اللَّیْلُُ عَلَی الْحُسَیْنِ(ع) وَ أَصْحابِهِ قامُوا اللَّیْلَ کُلَّهُ

یُصَلُّونَ وَ یُسَبِّحُونَ وَ یَسْتَغْفِـرون وَ یَـدْعُونَ وَ یَتَضَّرَعُونَ(۲)

وقتی شب بر حسین(ع) و اصحابش سـایه افـکند آنـان هـمه شـب را به نماز و تسبیح و آمرزش خواهی ایستادند و دعا و گریه و زاری کردند

 

خوارزمی این جمله را اضافه کرده

     لَـهُـمْ دَوِیٌّ کَـدویِّ الـنَّحْـلِ(۳)

آنان زمزمه های(بدون وقفه) مانند آوای زنبور عسل داشتند

 

سخنرانی امام بر اصحاب:

خوش بختانه این بخش مهم از وقایع شب عاشورا را حضرت امـام زین العابدین (ع) نقل فرموده که ما از کتاب الارشـاد فقیه نـامـدار و بلند آوازه شیعه مرحوم شـیخ مـفید نـقل می کنیم البته بـه دلـیـل محدودیت فرصت چند بخش را بصورت انتخابی مطرح می کنیم.

 

الف:سپاس از چند نعمت خداوند

حضرت اباعـبدالله در ابـتدای سخـنـرانی خـود پـس ازحمد و ثنای الهی به درگاه

خداوند چنین عرضه میدارد

اَللّهُـمَّ اِنِّـى اَحْـمَـدُکَ    

خدایا تو را می ستایم

عَلى اَنْ اَکْرَمْتَنا بِالنُّبُوُّهِ       

که ما را با نبوت گرامی داشتی

وَعَـلَّـمْتَنا الْـقُـرْآنَ       

و قرآن را به ما آموختی

وَفَـقَّهْـتَـنا فِى الدِّینِ           

و در دین بینایمان گرداندی

وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَهً      

و برایمان گوش و چشم و دل قرار دادی

وَلَـمْ تَجْـعَـلْنا مِـنَ الْـمُشْرِکِـینَ.            

وما را از مشرکان قرار ندادی

 

ب:تمجید از اصحاب و اهل بیت خود

حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در بخش دیگر سخنرانی در مـقام تمـجید از اصـحاب و اهـل بیـت خود فرمود:

فَاِنّی لا اَعْلَمُ

اَصْحـاباً أَوْفـی وَ لا خَـیْراً مِـنْ أَصْـحـابـی

من یارانی شایسته تر و بهتر از یاران خود نمی شناسم

وَ لا أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَ لا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتی

و خانواده ای بهتر از خانواده ام در نیکی و صله ارحام سراغ ندارم

فَجَزاکُمُ اللهُ عَنّی خَیْراً  

خداوند از جانب من به شما جزای خیر بدهد

 

ج:ترخیص اصحاب:

حضرت اباعبدالله(ع) پـس از تمجـید اصـحـاب واهـل بیت خود آنان را مورد خطاب قرار داده چنین فرمود:

أَلا وَ اِنّی قَدْ أَذَنْتُ لَکُمْ      

آگاه باشید من به همه شما رخصت دادم

فَانْطَلِقُوا جَمیعاً فی حِلٍّ    

همه شما آزادانه بروید

لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنّی ذِمامٌ              

و بیعتی از من بر عهده شما نیست

هذَا اللَّیْلُ قَدْ غَشِیَکُم

و این شب که شما را فراگرفته

فَـاتَّـخِـذُوهُ جَـمَـلاً        

او را مرکب خود قرار دهید

 

د: وفـاداری اصحاب

پـس از ترخیص امام همه اصحاب به امام(ع)پاسخ داده و اظهاروفاداری کردند به عـنوان نـمونه اظـهار وفـاداری زهـیر بـن قـین را مـی آوریم

وَ اللهِ لَوَ دَدْتُ أَنّی قُتِلْتُ ثُمَّ نُشِرْتُ      

به خدا من دوست دارم کشته شوم سپس زنده شوم

ثُمَّ قُتِلْتُ حَتّی اُقْتَلَ هکَذا أَلْفَ مَرَّهٍ

دوباره کشته شوم تا هزار بار

وَ أَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَدْفَعُ بِ‍ذلِکَ              

و خدای عزوجل به وسیله کشته شدن من

الْقَتْلَ عَنْ نَفْسِکَ وَ عَنْ أَنْفُسِ     

از کشته شدن تو و این

هؤُلاءِ الْفِتْیانِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِکَ

جوانان از خاندانت جلوگیری فرماید

 

ه:بی تابی حضرت زینب

امام زین العابدین می فرماید:

در شب عاشورا نشسته بودم و عمه ام زیـنب پیـش مـن بود و از مـن پرستاری می کرد در آن هنگام پدرم به خیمه خویش رفت و جُوَیْن غلام ابوذر غفاری سرگرم اصـلاح شمشـیر آن حضـرت بـود و پـدرم ایـن اشـعار را می خـواند

یا دَهْرُ أُفٌ لَکَ مِنْ خَلیلٍ    

ای روزگار اف بر دوستی تو

کَمْ لَکَ بِالْاِشْراقِ وَالْأَصیلِ  

چقدر بامدادها و شامگاه هایی داشته ای

 

دو یا سه بار این شعر را خواند من دانستم که منظورش چیست گریه راه گلـویم را بست ولی بغضم را فرو خردم و هیچ نگفتم و دانستم که بـلا فـرود مـی آیـد امام عمه ام زینب نیز آنچه را من شنیدم شنید و او چـون ماـنند دیـگر زنـان دل نازک و بی تاب بود نتوانست خود را نگه دارد …خود را به امام رساند و گفت:

واثَکْلاه لَیْتَ الْمَوْتَ أَعْدَمَنِی الْحَیوهَ  

وا مصیبتا کاش مرده بودم

اَلْیَومَ ماتَتْ أُمِّی فاطِمَهُ وَ أَبی عَلِیٌّ وَ أَخی الْحَسَنُ

امروز گوئی مادرم فاطمه و پدرم علی و برادرم حسن در گذشته اند

یا خَلیفَهَ الْماضینَ وَ ثِمالَ الْباقینَ    

ای جانشین گذشتگان و پناه باقی ماندگان

پدرم او را دلداری داد و پیش من برگرداند(۴)

 

و:بی تابی دیگر حضرت زینب در قتلگاه

یکی از صحنه های دلخراش در عاشورا حضور خاندان حسینی در قتلگاه و مشاهده آن صحنه خونین و پـیکر چاک چاک امام و سایر شهدا بود(۵)راوی می گوید به خدا سوگند زینب دختـر علی را از یاد نمی برم کهبر حسین ندبه می کرد و با صدای غم انگیز و دلی پردرد فریاد می زد

وا مُحَمَداه صَلّی عَلَیْکَ مَلیکُ السَّماء  

وا محمدا درود فرشتگاه آسمان بر تو

هـذا حُسِیْنٌ بِـالْـعَـراء

این حسین عریان توست

مُـرَمَّـلٌ بالـدِّمـاءِ        

که به خون آغشته شده

مٌقَـطَـعُ الْـاَعْـضاءِ      

و اعضایش از هم جدا شده

تَسْفی عَلَیْهِ ریحُ الصَّباء    

و باد صبا خاک بیابان را بر بدنش می پاشد

وَ بَـنـاتُـکَ سَـبـایـا(۶)        

این دختران تو هستند که اسیرند

 

پی نوشت:

(۱)الارشاد/شیخ مفید ص۲۲۰

(۲)انساب الاشراف/بلاذری ج۳ص۳۹۴

(۳)مقتل الحسین/خوارزمی ج۱ص۲۵۱

(۴)الارشاد /شیخ مفید (مترجم) ج۲ص۱۳۴

(۵)مقتل جامع سید الشهدا/پیشوایی ج۱ص۸۹۸

(۶)اللهوف/سید ابن طاووس ص۱۸۰

 

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر