جمعه ۳۰ مهر ۱۴۰۰ - الجمعة 16 ربيع أول 1443

(۱۳۹۱/۰۹/۰۶) درس کفایه الاصول ۹۱/۹/۶

ادله قائلین به صحت قوله:و کیف کان قد استُدِلَ للصحیحی بوجوخٍ احدها التبادر الخ با توجه به اینکه خود آخوند صحیحی است ابتداء ادله آنها را بیان می فرمایند دلیل اول تبادر است قبلا بیان گردید که تبادر علامت حقیقت است نظر صحیحی ها این است که وقتی الفاظ عبادات همانند صوم،صلاه و … استعمال […]

ادله قائلین به صحت

قوله:و کیف کان قد استُدِلَ للصحیحی بوجوخٍ احدها التبادر الخ

با توجه به اینکه خود آخوند صحیحی است ابتداء ادله آنها را بیان می فرمایند دلیل اول تبادر است قبلا بیان گردید که تبادر علامت حقیقت است نظر صحیحی ها این است که وقتی الفاظ عبادات همانند صوم،صلاه و … استعمال می شوند متبادر از آنها صوم صحیح و صلاه صحیح است .

 

قوله: و لا منافات بین دعوی ذلک و بین کون الالفاظ علی هذا القول مجملات

این عبارات اشاره به ایرادی است که بر تبادر وارد کرده اند بدین صورت که قبلا در بحث ثمره بین التولین مطرح گردید که بر اساس مبنای صحیحی ها شک در جزئیت و یا شرطیت در مأموربه موجب می شود شبهه مصداقیه بشود در نهایت خطاهای مشتمل بر الفاظ عبادات همانند اقیموا الصلاه مجمل گردد و میتوان بر اطلاق آنها تمسک کرد.

لذا اینکه گفته بشود معانی صحیح از الفاظ عبادات تبادر می کند تبادر همان ظهور است و معلوم است که ظهور با اجمال منافات دارد در نهایت تبادر نمی تواند علامت حقیقت گردد چون علی المبنی تبادری وجود ندارد.

مرحوم آخوند در پاسخ بر این اشکال می فرمایند میان این دو مطلب منافاتی وجود ندارد چون مقصود از اجمال عدم معلومیت علی التفصیل است در حالی که در تبادر نیاز به علم تفصیلی نداریم لذا اگر معنی بطور اجمالی نیز معلوم باشد کفایت می کند بعنوان مثال احتمال دارد ما تفصیلا ندانیم که آیا استعاذه مثلا جزء صلاه است یا خیر؟در عین حال اجمالا میدانیم صلاه عبارت است از هر آن چیزی که تنهی عن الفحشاء و المنکر در نهایت معنای صلاه بصور اجمال معلوم است و این مقدار برای تبادر کفایت می کند.

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر