یکشنبه ۲ آبان ۱۴۰۰ - الأحد 18 ربيع أول 1443

(۱۳۹۱/۰۹/۱۱) درس کفایه الاصول ۹۱/۹/۱۱

قوله:وَ مِنها صِحَّهٌ التقسیم الی الصّحیح والفاسد از جمله ادله اقامه شده از سوی اعمی ها صحت تقسیم الفاظ عبادات بر صحیح و سقیم( فاسد )است یعنی میتوانیم مثلا بگوییم صلاه صحیحه یا صلاه فاسده لذا وقتی چیزی تقسیم شد در برابر اقسام مَقْسَمْ می شود و از ویژگیهای مقسم وجود آن در اقسام است […]

قوله:وَ مِنها صِحَّهٌ التقسیم الی الصّحیح والفاسد

از جمله ادله اقامه شده از سوی اعمی ها صحت تقسیم الفاظ عبادات بر صحیح و سقیم( فاسد )است یعنی میتوانیم مثلا بگوییم صلاه صحیحه یا صلاه فاسده لذا وقتی چیزی تقسیم شد در برابر اقسام مَقْسَمْ می شود و از ویژگیهای مقسم وجود آن در اقسام است پس تقسیم صلاه بر دو قسم دلیل بر وضع آن بر اعم از صحیح و فاسد است.

مرحوم آخوند پاسخ میدهند وقتی تقسیم بر صحیح و فاسدعلامت حقیقت است که قرینه ای بر خلاف وجود نداشته باشد در حالی که در مباحث قبلی چهار دلیل اقامه گردید که الفاظ عبادات فقط بر صحیح وضع شده اند.در نهایت تقسیم صلاه بر صحیح و فاسد یک تقسیم مجازی خواهد بود نه حقیقی

 

قوله:و منها استعمال الصّلاه و غیر ها فی غیر واحد من الاخبار فی الفاسد

دلیل چهارم اعمی ها برخی از اخبار هستند که مرحوم آخوند به دو مورد اشاره فرموده

روایت اول:

می فرماید اسلام بر پنج پایه پی ریزی شده است صلاه،زکات،صوم،حج و ولایت.چون در روایت می فرماید:فَاَخَذَ الناسُ بّالارَبع

یعنی مردم چهار عمل را اخذ کرده ولی ولایت را رها ساختند در نهایت چهار عمل آنها باطل است لکن نماز یا زکات و یا حج بودن آنها مورد قبول است ولی باطل هستند این دلیل بر وضع الفاظ عبادات در اعم است چون اگر الفاظ عبادات فقط بر صحیح وضع می شدند باید می فرمود: فلم یأخُذِ الناسُ بالاربع چون در وضع بر صحیح اصلاً نام آنها عبادت نیست.

روایت دوم:

می فرماید: دَعی الصّلاهَ ایّامَ اَقرائِکِ   این نهی از اقامه صلاه در ایام عادت وقتی صحت دارد که انجام صلاه برای صاحب عادت مقدور باشد در غیر اینصورت نهی مفهومی نخواهد داشت لذا اگر صلاه بمعنای صحیح وضع شده باشد این نهی معنی نخواهد داشت چون اتیان صلاه صحیح در ایام عادت برای زن مکلف مقدور نخواهد بود.

مرحوم آخوند از این استدلال چنین پاسخ می دهند:

۱-مجرد استعمال لفظی در معنایی دلیل بر حقیقت نیست چون احتمال دارد مجازی باشد همانند استعمال اسد در رجل شجاع

 

۲-در روایت اول به دلیل وجود قرینه، صلاه و سایر الفاظ در معنای صحیح استعمال شده اند چون نمی تواند بنای اسلام بر روی صلاه ،صوم،حج و روزه فاسد بنا شده باشد.

 

جواب توهم:

احتمالاً کسی بگوید:اگر الفاظ عبادات بر صحیح وضع شده باشد نباید امام می فرمود:فَاَخَذَ النّاسُ بالاربع   چون علی القاعده باید فرمود:فلم یأخُذ النّاسُ بالاربع   به دلیل اینکه آنها بدون ولایت اصلا عبادت نیستند؟

مرحوم آخوند پاسخ می دهند باطل بودن اعمال چهارگانه بدون ولایت منافاتی با وضع الفاظ در صحیح ندارد چون صحیح بر دو قسم است یکی صحیح حقیقی دیگری صحیح اعتقادی یعنی عملی بر اساس اعتقاد شخصی عمل کننده صحیح است نه در واقع

لذا در این روایت مقصود امام (ع) از أَخَذَ الناس… این است که منکرین ولایت بر حسب اعتقاد خودشان اعمال چهارگانه بدون ولایت را صحیح می پندارند.

 

قوله:و الاستعمال فی قوله(ع) فلو انّ احداً صام نهاره الخ

یعنی در این عبارت نیز همانند عبارت قبلی استعمال در صحیح اعتقادی است یا اینکه اگر در فاسد هم استعمال شده باشد از باب مجاز است به خاطر شباهت میان روزه صحیح و فاسد یا از باب مجاز ادعائی سکاکی است.

 

قوله:وفی الروایه الثانیه الارشاد الی عدم القدره علی الصلاه الخ

مرحوم آخوند در پاسخ روایت دوم می فرماید:

نهی بر دو قسم است مولوی و ارشادی در نهی مولوی باید متعلَّق نهی مقدور مکلف باشد و الا نهی معنی نخواهد داشت مانند لا تشرب الخمر   اما در نهی ارشادی تنها هدف شارع ارشاد به فساد عمل است لذا مقدور بودن شرط نیست.

و در مثال دعی الصّلاه نیز نهی ارشادی است نه مولوی برای این ادعا شاهدی وجود دارد و آن شاهد اینکه اگر نهی مولوی بود باید بر حرمت ذاتی نماز حائض دلالت می کرد بطوریکه حتی اگر حائض بدون قصد نیز نماز بخواند حرام باشد همانند حرمت ذاتی شرب خمر که منوط به قصد قربت نیست در حالی که کسی از فقها قائل به حرمت ذاتی نماز حائض نشده است پس نماز حائض تنها حرمت ارشادی دارد و بدین جهت است که صلاه حائض بخاطر تمرین که فراموش نکند یا تعلیم بر دیگران اشکال ندارد.

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر