سه شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰ - الثلاثاء 15 جماد ثاني 1443

(۱۳۹۱/۱۰/۱۳) درس کفایه الاصول ۹۱/۱۰/۱۳

قوله:قلت مضافاً الی اَنَّ مجرّد الاستعاد غیر ضائِر الخ حاصل اشکال این بود که بر اساس دیدگاه آخوند که استعمال مشتق در متلبس حقیقت و در منقضی مجاز می باشد در عین حال استعمالات مجازی بیشتر باشد.لازم می آید مجاز نسبت به حقیقت کثیر یا اکثر باشد و این نه تنها بعید است بلکه بر […]

قوله:قلت مضافاً الی اَنَّ مجرّد الاستعاد غیر ضائِر الخ

حاصل اشکال این بود که بر اساس دیدگاه آخوند که استعمال مشتق در متلبس حقیقت و در منقضی مجاز می باشد در عین حال استعمالات مجازی بیشتر باشد.لازم می آید مجاز نسبت به حقیقت کثیر یا اکثر باشد و این نه تنها بعید است بلکه بر خلاف حکمت وضع است.

 

پاسخ آخوند:

۱-اینکه می گویید اگر مشتق در خصوص متلبس حقیقت باشد به دلیل زیاد بودن استعمال مشتق در انقضاء نسبت به استعمالش در حقیقت امر بعیدی خواهد بود.پاسخ میدهیم این مجرد استبعاد است نه اقامه دلیل در حالی که ما بر حقیقت بودن مشتق در متلبس به تبادر ،صمت سلب و برهان تضاد استدلال کردیم.

 

۲-اگر مشتق به لحاظ حال تلبس در نظر گرفته شود مجاز پیش نخواهد آمد تا چه رسد به اینکه مجاز کثیر باشد یا اکثر

بعنوان مثال:

جاء الضاربُ او الشاربُ در مورد کسی که قبل از آمدنش ضارب و شارب بوده و اکنون مبدء اشتقاق یعنی ضَرب و شرب از او منقضی شده است نه ضارب است و نه شارب

اگر این مثال را چنین تأویل کنیم جاء الذی کان ضارباً او شارباً قبل مَجیئهِ حالَ التَلبُسِ بالمبدء یعنی کسی که قبل از آمدنش و در حال تلبس به مبدء (ضرب یا شُرْب) که مبدء دیروز بوده است ضارب یا شارب بود آمد چنین اطلاقی (اطلاق ضارب و شارب) چون به لحاظ حال تلبس است حقیقت می باشد هر چند مبدأ منقضی شده باشد.