چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰ - الأربعاء 21 ربيع أول 1443

(۱۳۹۲/۰۸/۱۸) روضه حضرت عبدالله(ع)

روضه حضرت عبدالله بن الحسن(ع) شیخ مفید ره از ۱۷ نفر از خاندان امام حسین(ع) نام میبرد که در روز عاشورا شهیدشدند سه نـفر آنـان یعـنی قـاسم،عبدالله و ابوبکر فرزندان امام حـسن مجـتبی(ع) بـودند(۱)   نام مادر عبدالله: در مورد نام مادر عبدالله در میان علمای رجال اخـتلاف نظر وجود داردمرحوم شیخ طوسی در رجال […]

روضه حضرت عبدالله بن الحسن(ع)

شیخ مفید ره از ۱۷ نفر از خاندان امام حسین(ع) نام میبرد که در روز عاشورا شهیدشدند سه نـفر آنـان یعـنی قـاسم،عبدالله و ابوبکر فرزندان امام حـسن مجـتبی(ع) بـودند(۱)

 

نام مادر عبدالله:

در مورد نام مادر عبدالله در میان علمای رجال اخـتلاف نظر وجود داردمرحوم شیخ طوسی در رجال خـود نـام مادر عبدالله را رباب دختر امرءُ القیس ذکر کرده است(۲)

 

تذکر:

لازم به یادآوری است که در چاپ جامعه مدرسین عبدالله بن الحسین است نه حسن(۳) در آن صورت مشکلی وجـود ندارد جامع الـروات نیـز بـه ایـن موضـوع اشاره میکند(۴)

 

مرحوم علّامه قهپایی در مجمع الرجال خود می نویسد:

عـَبْدُاللّهِ بْـنِ الـْحَسَـنِ اُمُـّهُ الرُّبابُ بِنْتِ اِمْرَءُ الْقَیْسِ(۵)

 

شیخ مفید ره می نویسد:

عَـمْرُو بْنِ الْحَسَنِ وَ اَخَواهُ الْقاسِـمُ وَ عَبْدُاللهِ بْنِ الـْحَسَنِ اُمُّهُمْ اُمُّ وَلَدٍ(۶)

 

آیت ا.. العظمی خویی ره در کتاب معجم رجال الحدیث پس از بیان سه دیدگاه مذکور مینویسد:

وَالظّاهِرُ صِحَّهُ ما ذَکَرَهُ الشَّیْخُ الْمُفیدِ قُدِّسَ سِرُّهُ فَإِنَّ الرُّبابَ بِنْتُ اِمْرَئِ الْقَیْسِ کانـَتْ زوجَـهَ الْحُسَیْنِ (ع)وَهِیَ أُمُّ سَکینَهٍ، وَعَبْدِ اللهِ الرَّضـیعِ(۷)

 

جریان شهادت حضرت عبدالله:

نحوه به شهادت رسیدن عبدالله بن الحسن(ع) در کتب زیر بصورت یکسان نقل شده است

۱-کتاب الارشـاد مرحوم شـیخ مفید(۸)

۲-الملهوف(اللهوف)سید بن طاووس(۹)

۳-تاریـخ الامـم و الملـوک طبـری(۱۰)

 

تنها اختـلافی کـه وجـود دارد طـبـری بجـای عبـدالله بن الحسن نوشته

وَ اَقْبَلَ اِلَی الْحُسَیْنِ غُلامٌ مِنْ أَهْلِهِ(۱۱)

 

مرحوم شیخ مفید مینویسد:

وقتی لشکریان بنی امیه اباعبدالله الحسین(ع) را احاطه کردند

فَخَرَجَ إِلَیْهِمْ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ(ع)

عبدالله بن حسن بن علی از میان زنان به سوی لشکریان

وَ هُـوَ غُـلَامٌ لَمْ یُرَاهِقْ مِـنْ عِـنْدِ النِّـسَاءِ

بیرون آمد در حالی که او یک نوجوان نابالغ بود

یَشْتَدُّ حَتَّى وَقَفَ إِلَى جَنْبِ الـحُسَیْن‏(ع)

خود را به کنار عمویش رسانید

فَلَـحِقَتْهُ زینبُ بنتُ عَلیٍّ(ع) لِتحـبسـَهُ

پس زینب دختر علی خود را به او رسانید تا نگهدارد

فَقالَ لها الْحُسینُ(ع) اِحْبسیـهِ یا أُخْتـی

حسین فرمود خواهرم این کودک را نگه دار

فَأَبـی وَ امْـتَنَعَ عَـلیـها اِمْتـناعاً شَـدیــداً

او از بازگشتن خودداری شدیدی کرد

وَ قـالَ:وَاللهِ لا أُفـارِقُ عَـمِّـی

گفت به خدا قسم از عمویم جدا نخواهم شد

وَ أَهْوی أَبـْجَرُ بـْمُ کَعْبٍ اِلی الْحُسینِ(ع) بِالسَّیْفِ

در این هنگام ابجر بن کعب شـمشیرش را بـرای حـسین(ع) بلـند کـرد

فَقالَ لَهُ الْغُلامُ وَیْـلَکَ یَا ابْنَ الْـخَبیثهِ أَتَقْتُلُ عَمِّی؟

آن کـودک گفـت ای پسـر زن ناپـاک آیـا عـمویـم را می کشـی؟

فَضَرَبَه أَبْـجَرُ بِالسَّیفِ فَاتَّقاها الْغُلامُ بِیَدِهِ

پس ابجر آن کودک را زد و او دست خود را سـپر کرد

فَأَطَّـنَّـها اِلـی الْـجَـلْـدَهِ فَاِذاً یَـدُهُ مُعَـلَّـقـَهٌ

و آن شمشیر دست او را جدا کرد به پوست آویزان شد

وَ نادَی الْغلامُ:یا اُمَّاه

فــریــاد زد ای مــادر جــان

فَـأَخَـذَهُ الـْـحُــســیـنُ(ع) فـَضَمّـَهُ اِلَــیْــهِ وَ قـالَ:  

پس حسین(ع) آن کودک را در برگرفت و به سینه چسبانید و فرمود

یَا ابْـنَ أَخـی اصْبِرْ عَـلـی ما نَزَلَ بِکَ وَاحْـتَـسِـبْ

ای فرزند برادر بر این مـصـیبتـی کـه بـه تـو رسـیـده شـکـیـبایی کن

فی ذلِکَ الـْخَـیرَ فَاِنَّ اللهَ یُلْحِـقُکَ بِآبائِکَ الصّالـِحینَ

و آن را به نیکی بشمار آور خداوند تو را به پدران شایسته ات میرساند

ثُـمَّ رَفَـعَ الْـحُـسینُ(ع) یَـدَهُ وَ قالَ:

سپس حسین دست به آسمان بلند کرده و گفت:

اَللّـهُـمَّ اِنْ مَـتـَّـعْتـَهُمْ اِلــی حـیـنٍ فَـفَـرِّقْـهُـمْ فِـرَقـاً

بار خدایا اگر این مردم را تا زمانی بهره زندگی داده ای پراکنده یشان ساز

وَاجْعَلْهُمْ طَرایِقَ قَدَدَاً وَ لاتُرْضِ الوُلاه عَنـهم أَبَدَاً

و گروه هایی پراکنده دل ساز و هیچ فرمانروایی را از آنان خوشنود منما

فَـاِنَّـهم دَعـَوْنا لِیَـنصـُرونا ثُـمَّ عَـدَوا عَـلَینا فَـقَـتَلُونا(۱۲)

اینان ما را خواندند که یاریمان کنند به دشمنی ما برخاسته ما را کشتند

 

یادآوری:

ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین قاتل حضرت عبدالله بن الحسن را حرمله بن کاهل الاسدی معرفی نموده بطوریـکه نـام مـادر او را بِنْتُِ السَّلیلِ می شمارد و اضـافه می کند:

وَ قـیـلَ اِنَّ اُمّـَـهُ اُمُّ وَلَــدٍ(۱۳)

 

 

پی نوشت:

(۱)الارشاد/شیخ مفید ص۲۴۸

(۲)رجال/شیخ طوسی

(۳)رجال /شیخ طوسی چ جامعه ص۱۰۲

(۴)جامع الروات/اردبیلی ج۴ ص۱۲۱   

(۵)مجمع الرجال /قهپایی ج۳ص۲۷۸

(۶)الارشاد/شیخ مفید ص۱۹۴

(۷)مجمع رجال الحدیث /خویی ج ۱۱ ص ۱۷۶

(۸)الارشاد/شیخ مفید ص۲۴۱

(۹)الملهوف(لهوف)/سید بن طاووس ص ۱۷۳

(۱۰)تاریخ الامم و الملوک / طبری ج ۳ ص۳۳۳

(۱۱)الارشاد/شیخ مفید ص۲۴۱

(۱۲)الارشاد / شیخ مفید چ بصیرتی ص ۲۴۱

(۱۳)مقاتل الطالبیین/ابوالفرج اصفهانی ص ۹۳

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر