شنبه ۱ آبان ۱۴۰۰ - السبت 17 ربيع أول 1443

(۱۳۹۲/۰۸/۲۱) روضه حضرت علی اکبر(ع)

روضه حضرت علی اکبر (ع) حضرت علی اکبر مورد توجه و عنایت ویژه خـاندان پیـامبـر مخصوصاً پدربزرگوارشان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بود   شهادت ایشان بـرای اهـل بیـت(ع) بسـیار سنـگین و طـاقت فـرسـا بـود لـذا نوع مورخان و مقتل نـویسـان از جمـله مرحـوم شیـخ مفیـد(۱)، ابو مخـنف(۲)، ابوالفرج اصفهانی(۳)و سید بن طاووس(۴) جریان شهادت ایشان را […]

روضه حضرت علی اکبر (ع)

حضرت علی اکبر مورد توجه و عنایت ویژه خـاندان پیـامبـر مخصوصاً پدربزرگوارشان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) بود

 

شهادت ایشان بـرای اهـل بیـت(ع) بسـیار سنـگین و طـاقت فـرسـا بـود لـذا نوع مورخان و مقتل نـویسـان از جمـله مرحـوم شیـخ مفیـد(۱)، ابو مخـنف(۲)، ابوالفرج اصفهانی(۳)و سید بن طاووس(۴) جریان شهادت ایشان را آوردنده اند

 

سن حضرت عـلی اکبـر را موقـع شـهادت مختـلف نقـل کـرده انـد۱۸،۱۹ و ۲۵ سال بعـد از شـهادت اصحـاب امـام نوبـت بـه خـانـدان امام رسید حضرت علی اکبر اولین نفر بود که اجازه میدان خواست.(۵)

 

امام حسین(ع) بر خـلاف دیـگران بـی درنـگ اذن داد لکن به دنبال او این جملات را فرمود

اَلّلهُمَّ اشْهَدْ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فـَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ أَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ مُـحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ کُنّا اِذَ اشْـتَقْـنا اِلـی نَبِـیِّکَ نَـظَرْنا اِلی وَجْـهِهِ(۶)

 

توضیح:

این جملات از یک طرف جایگاه و عظمت حضرت علی اکـبر را نـشان میدهد و سوی دیگر شدت علاقه اباعبدالله الحسین(ع) به این جوان رعنا

 

مرحوم شیخ مفید می نویسد:

علی اکبر چند بار حمله کرد وَ اهلُ الکوفَهِ یتّقونَ قتلَهُ تـا اینـکه بـا ضـربه شـخصی بنام مُـرَّهِ بْنِ مُنـقِذْ از اسـب افتاد
وَاحْـتَـواهُ الْقَـوْمُ فَـقـَطَّوهُ بِأَسْیافِهـِمْ

مردم او را گرفته و با شمـشیر قطعه قطـعه کردنـد

فـَجاءَ الْحُسِیْنُ(ع) حَتّی وَقَفَ عَلَیْهِ

امام حسـین(ع) آمـد تا بـر سـر آن جـوان ایسـتاد

فَقالَ قَتَلَ اللهُ قَوْماً قَتَلُوک وَ انْهَمَلتْ عَیْناهُ

و فرمود خدا بکشد مردمی را که تو را کشـتند و اشـک از

بِالدُّموعِ ثُـمَّ قالَ عَـلَـی الدُّنْـیا بَـعـْدَکَ الْـعـَفاءُ

دیدگانش سرازیر شد سپس فرمود پس از تو خاک بر سر دنیا

فـَخَرَجَتْ زِیْنَبُ اُخْتُ الْحُسَیْنِ(ع) مُسْرِعَهً تُنادی

در این حال زینب خواهر حسین(ع) از خیمه بیرون آمد فریاد مـیزد

یا اُخَیّاهُ وَ ابْنُ أخَیّاهُ جائـَتْ حَتـّی اَکَبَّـتْ عَلَیْهِ

ای برادرم و ای فرزند برادرم و شتابان آمد تا خود را بروی آن جوان انداخت

فَاَخَـذَ الـْحُـسَـیـْنُ(ع)بـِرَأْسِـهــا فـَرَدَّها اِلـَی لفُسْطاطُ

حسین سر خواهر را بلند کرده او را به خیمه باز گـردانـد

وَ اَمَــرَ اِلـی فـِتْـیـانِـهِ فَـقـالَ اِحْـمِــلُـو أخاکُـمْ(۷)

و به جوانان خـود دستور داد برادرتـان را بـرداریـد

 

مرحوم سید بن طاووس می نویسد:

امام حسین(ع) بر بالین علی اکبر نشست

وَ وَضَعَ خَدَّهُ عَلی خَـدِّه وَ قالَ:قَـتَـلَ اللهُ قَـوْمً قَـتَلُوک(۸)

صورت خود را بر صورت علی گذاشت و فرمود خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند

 

از جمله کسانیکه شاهد این مصائب حضرت سکینه دختر امام حسین(ع) بودکه در پایان اسارت در محضر امام زین العابدین(ع) زندگی خود را ادامه میداد .در ارتباط با مناقب فـضائل و شهامتـهای ایـن خـانم نـوع مورخان مطالب مهمی ثبت کـرده اند از جمله آنان است.ابن سعد در طبقات ،ابوالـفرج اصفهـانی در الاغـانی،ابـن عساکر در تاریخ دمشق خود عمررضا کحالّه در اعلام النساء(۹)

 

حضرت سکینه جملات سوزناکی را از لحظه شهادت حضـرت علـی اکبـر (ع) نقل کرده:

لـمّا سـَمِـعَ اَبـی صَـوْتَ وَلَـدِهِ نـَظَـرْتُ اِلَیْه

   وقتی پدرم صدای اکبر را شنید من نگاه کردم

فَرَاَیـْتُـهُ قـَدْ اَشْـرَفَ عَلَـی الْـمَـوْتِ

دیــدم مـشـرف بــه مــرگ شـده اسـت

وَ عـَیْـناهُ تـَـدورانِ کَالـْمُـحـْتَـضــَرِ

و دو چشـمش مانـند محتضـر می گـردد

وَ جَعـَلَ یَنْـظـُرُ اَطْرافَ الْـخـِیْمـَهِ(۱۰)

و داشت اطـراف خـیمه را نگـاه مـی کرد

 

 

پی نوشت:

(۱)الارشاد/شیخ مفید ج ۲ ص۱۰۶

(۲)وقعه الطف/ابومخنف ص۲۴۱-۲۴۳

(۳)مقاتل الطالبیین/ابوالفرج اصفهانی ص۱۱۵

(۴)الملهوف/سید بن طاووس ص ۱۶۶-۱۶۷

(۵)منتهی الآمال/محدث قمی ج۱ص۲۷۲

(۶)مقاتل الطالبیین /ابوالفرج اصفهانی ص۷۷

(۷)الارشاد/شیخ مفید (مترجم)ج۲ص ۱۵۸

(۸)الملهوف(لهوف) /سید بن طاووس ص۱۶۷

(۹)دایره المعارف شیعه ج۹ ص۲۲۸

(۱۰)مجالس الوضع/البکا / علامه تستری ص ۱۲۳ مجلس ۹

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر