دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰ - الإثنين 14 جماد ثاني 1443

(۱۳۹۳/۰۴/۲۹) شرایط سیاسی حاکم بر مسلمانان بعد از رحلت پیامبر(ص)(روز بیست و دوم ماه مبارک رمضان)

جلسه (بیست و دوم): احکام: مسئله (۱): اگر روزه دار به گفته کسی که می گوید مغرب شده افطار کند وبعد بفهمد مغرب نبوده است قضا و کفاره بر او واجـب مـی شـود ولی اگر خبر دهنده عادل بوده فقط قضای آن روز واجب است(۱)   مسئله(۲): کسی که عمداً روزه خود را باطل کرده […]

جلسه (بیست و دوم):

احکام:

مسئله (۱):

اگر روزه دار به گفته کسی که می گوید مغرب شده افطار کند وبعد بفهمد مغرب نبوده است قضا و کفاره بر او واجـب مـی شـود ولی اگر خبر دهنده عادل بوده فقط قضای آن روز واجب است(۱)

 

مسئله(۲):

کسی که عمداً روزه خود را باطل کرده اگر بعد از ظهر مسافرت کند یا پیش از ظهر برای فرار از کفاره سفر نماید کفاره از او ساقط نمی شود(۲)

 

مسئله(۳):

اگر عمداً روزه خود را باطل کند و بعد عذری مانند حیض یا نفاس یا مرض برای او پیدا شود کـفاره بر او واجـب نـیست(۳)

 

مسئله(۴):

اگر انسان شک کند که آخر رمضان است یا اول شوال و عمداً روزه خود را باطل کند بعد معلوم شـود اول شـوال بوده کفـاره بر او واجـب نیسـت(۴)

 

ویژگیهای خلیفه دوم از دیدگاه امـیرمؤمـنان(ع):

امـام(ع) در بخش دیگر خطبه شقشقیه ویژگیهای خلیفه دوم(عـمر) را چنـین بـیان فرمـوده است:

فَصَیّـَرَها فـى حَـوْزَه خَـشـْناءَ

(ابوبکر) خـلافـت را در اخـتـیار کــسی(عمر) قـرار داد که طـبیعت خشـن دارد

یَغـْلـُظُ کَـلـْمُها

اشاره به جراحت شدیدی است که از نظر روحییـا جـسمـی در بـرخـورد بـا او حـاصـل می شـد

وَ یـَخْشُنُ مَسُّـها                       

در برخورد با دیگران خشن بود

وَ یَکْثُرُ الْعِثارُ فیها                      

لغزشهای فراوان داشت

وَ الاْعْـتـِذارُ مِنـْها                   

از اشتباهات خود اعتذار و پوزش فراوان داشت

 

نمونه هایی از خشونت خلیفه دوم

مرحوم علامه امینی (ره) در جلد ششم الغدیر ازمنابع زیادی از کتب معروف اهـل سـنت مانـند:سُنَن دارمی،تاریخ ابن عساکر،تفسیر ابن کثیر ،الاتقان سیوطـی و تفسـیر درُّ المنـثور سیوطـی،فتح البـاری فـی شـرح صـحـیح البخـاری/ابن حـجر عسـقلانی داستانهای تکان دهنـده ای دربـاره مردی بنام صُبَیْغِ العراقی نقل میکند.

از کتب تاریخی به خوبی استفاده می شود که او مردی بود جستجو گر و درباره قرآن پیوسته سوال می کـرد ولی عـمر در برابـر سـوالات وی چنان خشونـتی نشـان داد کـه امـروز بـرای هـمه ما شـگفت آور اسـت.

در روایتی از نافع نقل شده که صبیغ عراقی هنگامی که به مصر آمد عمروبن عاص او را به سوی عمر فرستاد .عمر دسـتور داد شاخه های تازه از درخت بریدند و برای او آوردنـد و آن قـدر بـر پـشـت او زد کــه مـجــروح شـد ســپـس او را رهـا کـرد.

بعد از مدتی که خوب شد بار دیگر همان برنامه را درباره او اجرا نمود سپس او را رها کرد تا بهبودی یابد بار سـوم بــه سـراغ او فـرسـتـاد تـا هـمـان بـرنـامـه را اجـرا کــنـد

 

صبیغ به عمر گفت:

اگر می خواهی مرا به قتل برسانی به طرز خوبی به قتل برسان و زجر کش نکن و اگر میخواهی زخم تنم را درمان کـنی بـه خـدا خـوب شـده اسـت.عمر به او اجازه داد که به سرزمین خود برگردد و به ابوموسی اشعری نوشت که هیچ یک از مسلمانان با او مجالسـت نکـنند.این امر به صبیغ گران آمد ابوموسی به عمر نوشت که او کاملا از حرفهای خود توبه کرده و دیگر سوالی درباره آیات قـرآن نمـی کـنـد عـمـر اجـازه داد کـه مـردم بـا او مـجالست کننـد.(۵)

 

ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خود نقل میکند کـه گفـته مـی شد:

دُرَّهُ عُـمرَ اَهْیَبُ مِنْ سَیْفِ الْـحَجاج(۶)

تازیانه عمر وحشتـناک تـر از شمشـیر حـجاج بـود

سپس می گوید:

در حدیث صحیح آمده که زنانی نزد رسولخدا(ص) بودند و سر و صدای زیادی کردند عـمر آمـد همـگی از تـرس او فـرار کردنـد به آنـها گفـت:ای دشمنان خویشتن آیا از من می ترسید و ازرسـولخـدا(ص) نـمی تـرسـید ؟گـفـتند آری

اَنْـتَ اَغـْـلَـظُ وَ اَفَــظُّ(۷)

تو خشن تر و درشت گوتری

 

در همان کتاب آمده است نخستین کسی را که عمر با تازیانه زد اُم فروه خواهر ابوبکر بود هنگامی که ابوبکر از دنیا رفت زنان بر او نوحه گری می کردند خواهرش ام فروه نیز در میان آنها بـود.عمر کراراً آنها را نهی کرد آنها باز تکرار کردند عمر امّ فـروه را از میان آنها خارج ساخت و با تازیـانه زد همـه زنـان ترسیـدند و مـتفرق شـدند(۸)

 

اعمال ویژه شب ۲۳ ماه رمضان

ابتدا دو نکته لازم به یادآوری است :

الف:همه اعمال ویژه مربوط به این شب که مطرح خواهد شد از منـابع زیر استـفاده شـده اسـت

۱-مصباح المتهجد /شیخ طوسی ص ۶۲۸

۲-الاقبال /سید بن طاووس صفحات ۲۱۱،۲۱۴ و ۲۰۹

۳-بحار الانوار/علامه مجلسی ج۹۳ ص ۶۲ و ج ۹۵ ص۱۶۵

۴-زاد المعاد/علامه مجلسی ص ۱۸۷

۵-فروع کافی / کلینی ج۴ ص۱۶۱

۶-مصباح کفعمی/مرحوم کفعمی ص ۵۸۶

۷-من لا یحضره الفقیه/شیخ صدوق ج۲ ص ۱۶۲

۸-التهذیب/ شیخ طوسی ج۳ ص ۶۴

۹-مفاتیح الجنان/ شیخ عباس قمی (ره) ص ۷۶۶ الی ۷۷۱ ترجمه مکارم شیرازی

 

ب:شب ۲۳ از دو شب قبل(۱۹ و ۲۱) برتر است و از احادیث متعددی استفاده می شود که شب قدر همیـن شـب است.

۱-از امام باقر(ع) روایتی نقل شده که مردی بنام جُهَنـی در مـاه رمضان خدمت رسولخدا(ص) آمد و به آن حضرت عرض کرد:

من در بیرون مدینه به سر می برم و شتر و گوسفند دارم و نمی توانم همه شب در مدینه حاضر شوم دوسـت دارم شبـی را به مـن مـعرفی کنی تا آن شب را به مدینه بیایم و در نمـاز و عـبادات حـاضر باشـم.حضرت (ع) او را به نزد خود فراخواند و بطور در گوشی آن شب را معرفی کرد.جهنی نیز وقتی شبهای ۲۳ رمـضان فـرا می رسیـد بـا همه خانواده ،فرزندان و غلامان به مدینه می آمد و آن شب را مـی مانـد وصبحگاهان به منزل خویش برمی گشت.

۲-همچنین در روایت دیگری نقل شده است:

رسولخدا(ص) در شب ۲۳ ماه رمضان به سر و روی خانواده اش آب می پاشید تا به خواب نروند(و از فضیلت این شب بهره بگیرند)

۳-روایات متعدد دیگری نیز داریم که می گوید شب قدر شـب ۲۳ اسـت

۴-مرحوم علامه مجلسی نیز در زادالمعاد می گوید:

اکثر احادیث معتبر دلالت دارد که شب ۲۳ شب قدر است

 

اعمال بصورت اختصار

۱-قرائت دو سوره عنکبوتو سوره روم

 

امام صادق(ع) فرمود:

هر کس در شب ۲۳ سوره های عنکبوت و روم را بخواند بـه خـدا سوگـند اهـل بـهشـت اسـت

۲-خواندن سوره اِنّا اَنْزَلْناهزار مرتبه

۳-خواندن سوره حم دُخان

۴-خواندن دعای (اَللّهُمَّ امْدُدْ لی فی عُمْری وَ اَوْسِعْ لی فـی رِزْقـی…)

۵-خواندن دعای (یا رَبَّ لَیْلَهِ الْقَدْرِ وَ جاعِلَها خَیْراً مِنْ اَلْفِ شَهـْرٍ…)

۶-خواندن دعای نقل شده از امام صادق(ع):

(اَللّهُمَّ اجْعَلْ فیما تَقْضی وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْاَمْرِ الْمَحْتوم…)

۷-خواندن دعاهای متعددی کـه در مـفاتیح الجنان در اعمال این شب ذکر شده است

۸-مرحوم علامه مجلسی در زاد المعاد فرموده است:در این شب هر مقدار که ممکن باشد قرآن بخواند و از دعاهای صحیفه سجادیه نیز استفاده کند مخصوصاً دعـای مـکارم الاخـلاق و دعای توبه

۹-با توجه به اهمیت شب ۲۳ غسل،احیا و زیارت امام حسین(ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.

 

پی نوشت:

(۱)رساله توضیح المسائل ده مرجع مسئله ۱۶۷۳                                

(۲)همان مسئله ۱۶۷۴              

(۳)همان مسئله ۱۶۷۵              

(۴)همان مسئله ۱۶۷۷

(۵)الغدیر/ علامه امینی ج۶ ص ۲۹۱  

(۶) شرح تهج البلاغه / ابن ابی الحدید ، ج ۱، ص ۱۸۱        

(۷)سایت تبیان  

(۸) شرح تهج البلاغه / ابن ابی الحدید ، ج ۱، ص ۱۸۱