چهارشنبه ۵ آبان ۱۴۰۰ - الأربعاء 21 ربيع أول 1443

(۱۳۹۴/۰۴/۱۵) سخنرانی روز نوزدهم ماه رمضان(مشکلات حکومت امیرمؤمنان(ع))

سوال(۶۱): من قبل از سن ۱۴ سالگی محتلم می شدم ولی نمیدانستم که احتلام نشانه بلوغ است از این رو تا ۱۵ سالگی روزه نگرفتم آیا تنها قضای روزه کـفایت می کـنـد یـا کـفـاره هـم دارد؟   جواب: قضای روزه واجـب اسـت و اگـرجاهل قاصر بوده اید کفاره ندارد(۱)   سوال(۶۲): آیا کسی که روزه […]

سوال(۶۱):

من قبل از سن ۱۴ سالگی محتلم می شدم ولی نمیدانستم که احتلام نشانه بلوغ است از این رو تا ۱۵ سالگی روزه نگرفتم آیا تنها قضای روزه کـفایت می کـنـد یـا کـفـاره هـم دارد؟

 

جواب:

قضای روزه واجـب اسـت و اگـرجاهل قاصر بوده اید کفاره ندارد(۱)

 

سوال(۶۲):

آیا کسی که روزه خود را در ماه رمضان بصورت عمد با استمناء باطل کرده باید کفاره جمع بدهد؟

 

جواب:

آری علاوه بر قضا بنا بر احـتیاط واجب باید کفاره جمع بپردازد(۲)

 

سوال(۶۳):

آیا دروغ بستن به پیامبر(ص) و ائمه(ع) روزه را باطل میکند؟

 

جواب:

نسبت دروغ به پیامبر اسلام و ائمه ۱۲ گانه روزه را باطل میکند همچنین دروغ بسـتن به حضرت زهرا(س) و سایرپیامبران بنابر احتـیاط واجـب روزه را باطـل می کـند(۳)

 

چند یادآوری:

۱-اگر دروغی را که نسبت می دهد از قول کسی نقل کند که آن را ساخـته است اشـکال ندارد

۲-اگر کسی با نوشتن یا اشاره چیزی دروغی را به پیامبر(ص) و ائـمـه(ع) نـسـبـت بـدهـد روزه اش بـاطـل می شـود

۳-اگر چیزی را به اعتقاد راست بودن از قول خدا و پیامبر نقل کند و سپس بفهمد دروغ بوده روزه باطل نمی شود

۴-اگر پس از دروغ بستن هر چند شخص بلافاصله بگوید دروغ گفتم یا توبه کند باز حکم آن تغییر نـمی کـند

 

سوال(۶۴):

اگر روزه دار به مجتـهدان و راویان حـدیـث حرفی را به دروغ نسبت دهد آیا روزه اش باطل می شود؟

 

جواب:

اگر چه کار حرامی مرتکب شده است ولی روزه اش باطل نمی شود مگر اینکه نـسبـت دروغ به آنـان به دروغ بستـن بر خـدا و رسول و جانشینان ایشان منتهی شود کـه در ایـنصورت روزه را بـاطل میـکند(۴)

 

مشکلات حکومت امیرمؤمنان(ع):

مقدمه:

با توجـه به ایـنـکه در ایـام ضـربـت خـوردن و شهادت مظلومانه امیرمؤمنان (ع) قرار داریم لازم اسـت در زمینه مشکلات خلافت امیرمؤمنان(ع) مباحثی را مطرح کنیم

 

پس از رحلت رسولخدا(ص) با توجه به شرایط حاکم بر مسلمانان و تهدیدات داخلی و خارجی جامعه اسلامی،امیرمؤمنان(ع) از روی ناچاری از حق مسلم خویش که خلافت و ولایت الهی بر مردم بود دست کشید .در نامه ۶۲ نهج البلاغه که خطاب به مردم مصر نوشته شده علل آن را چنین ترسیم فرموده:

فَأَمْسَکْتُ یَدِی حَتَّى رَأَیْتُ رَاجِعَهَ النَّاسِ         

پس دست خود بازکشیدم، تا آنکه دیدم گروهی در دین خود نماندند

قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ      

و از اسلام روی برگرداندند و مردم را

یَدْعُونَ إِلَى مـَحْقِ دَیْنِ مُـحَمَّدٍ(ص)

به نابود ساختن دین‏ محمد (ص) خواندند

فَخَشِیتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ       

پس ترسیدم که اگر اسلام و مسلمانان را یاری نکنم

أَنْ أَرَى فِیهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً

رخنه‏ای در آن بینم یا ویرانیی

تَکُونُ الْـمُـصِـیبَهُ بِهِ عَلَـیَّ

که مصیبت آن بر من

أَعْظَمَ مِـنْ فَـوْتِ وِلَایَتِـکُـمُ   

سخت‏تر از محروم ماندن از خلافت شما است

الَّتِی إِنَّمَا هِیَ مَتَاعُ أَیَّامٍ قَلَائِلَ(۵)        

خلافتی که آن متاع روزهایی چند است

و در ضمن خطبه سوم نهج الـبلاغه که مـعروف بـه خـطبه شقشـقیه است پس از بـیان شرایط سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی و تبیین مظلومیت خویش خویش چنـین میفرماید:

فَرَأَیْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَفِی الْعَیْـنِ قـَذًى وَفِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِی نَـهْباً(۶)

دیدم خویشتندارى در این امر عاقلانهتر است، پس صبر کردم در حالىکه گویى در دیدهام خاشاک بود،و غصه راه گلویم را بسته بود! مىدیدم کـه مـیـراثم بـه غـارت مـىرود

 

بیعت مردم با امیرمؤمنان(ع):

پس از کشته شدن خلیفه سوم به دست مردم ،توده های مردم از هر طرف به سوی امیرمؤمنان(ع) سرازیر شدند تا با او بیعت کنند .آن بزرگوار این هجوم را در خطبه اول نهج البلاغـه چـنین تـرسیم فـرمـوده:

فَمَا رَاعَنِی إِلَّا وَالنَّاسُ کَعُرْفِ الضَّبُعِ إِلَیَّ یَنْثَالُونَ عَلَیَّ مِنْ کـُلِّ جَانِبٍ حَتّـَى لَقـَـدْ وُطِـئَ الـْحَسَنَانِ وَشُقَّ عِطْفَایَ مُجْتَمِعِینَ حَـوْلِـی کَرَبِیضـَهِ الْـغـَنـَمِ(۷)

آنگاه چیزى مرا به وحشت نینداخت جز اینکه مردم همانند یال کفتار بر سرم ریختند، و از هر طرف بهمن هجوم آورند، بهطورى که دو فرزندم در آن ازدحام کوبیده شدند، و ردایم از دوجانب پاره شد،مردم چونان گله گوسپند محـاصرهام کـردنـد

 

امیرمؤمنان(ع) در ادامه هـمان خـطـبه شدت هجوم مردم مدینه را چنین تبیین فرموده اند:

حَـتّـى لَـقـَـدْ وُطِـئَ الـْحَسَنانِ، وَ شُـقَّ عِطْفاىَ مُجْتَمِعینَ حَوْلى کَرَبیضَهِ الْغَنَمِ
هجوم آورند، بهطورى که دو فرزندم در آن ازدحام کـوبیـده شـدند، و ردایم از دو جانب پاره شد،مردم چونان گله گوسپند محاصرهام کردند

 

بیان علل پذیرش بیعت:

در عین حال که امیرمؤمنان(ع) شرایط را بـرای پـذیرش خـلافت مـساعد نمی دیدند در عین حال علل پذیرش آن را به ترتیب زیر بیان فرموده اند:

اَما وَ الَّذى فَلَقَ الْحَبَّهَ، وَبَرَاَ النَّسَمَهَ    

هان! به خدایى که دانه را شکافت، و انسان را بهوجود آورد

لَوْلا حُضُورُ الْحاضِرِ     

اگر حضور حاضر نمی بود

وَ قیامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النّاصِرِ

و تمام بودن حجت بر من بهخاطر وجود یاور نبود

وَ ما اَخَذَ اللّهُ عَلَى الْعُلَماءِ اَنْ

و اگر نبود عهدى که خداوند از دانشمندان گرفته

لایُقارُّوا عَـلى کِـظَّـهِ ظالِـم وَ لاسَـغَـبِ مَـظـْلُـوم

که در برابر شکمبارگى هیچ ستمگر و گرسنگى هیچ مظلومى سکوت ننمایند

لاَلْـقَـیْتُ حَــبْـلـَها عـَلـى غـارِبِـها وَ لَسـَقـَیْتُ آخِرَها بِکـَاْسِ اَوَّلِـها(۸)

دهنه شتر حـکـومـت را بـرکـوهـانـش مىانـداخـتم، و پایان خلافت را با پیمانه خالى اولش سیراب مىکردم

 

پی نوشت:

(۱)سایت استفتائات جدید آیه ا.. خامنه ای                          

(۲)توضیح المسائل ۱۰ مرجع م۱۵۹۵                        

(۳)رساله مصور ج۲ ص ۲۷۱

(۴)العروه الوثقی مع تعلیقات ج ۲ م۲۵

(۵)نهج البلاغه نامه ۶۲

(۶)نهج البلاغه خطبه ۳                                  

(۷)همان

(۸)نهج البلاغه خطبه۳           

                                                                                                                                   

 

پر بازدیدترین ها

بیشتر