جمعه ۱۲ آذر ۱۴۰۰ - الجمعة 28 ربيع ثاني 1443

(۱۳۹۵/۰۷/۱۲) درس آموزی از سیره عملی امام حسین(ع)(شب اول محرم)

مقدمه: یکی از مشکلات موجود در زمینه عزاداری ها ،مداحی ها ،نوحه خوانی ها ،اختلافات زیاد در نوع عرض ارادت به ساحت مقدس امام حسین(ع) و یاران با وفای آن بزرگوار می باشد علل و ریشه های اصلی این قبیل اختلافات عبارت است از متفاوت بودن برداشت ها از فلسفه حماسه عاشورا که بسی جای […]

IMG_1292.jpg

مقدمه:

یکی از مشکلات موجود در زمینه عزاداری ها ،مداحی ها ،نوحه خوانی ها ،اختلافات زیاد در نوع عرض ارادت به ساحت مقدس امام حسین(ع) و یاران با وفای آن بزرگوار می باشد

علل و ریشه های اصلی این قبیل اختلافات عبارت است از متفاوت بودن برداشت ها از فلسفه حماسه عاشورا که بسی جای تأسف است که حتی این موضوع بر کتب ،مقاتل و مقالات نیز بعضاً سرایت کرده است

 

روش مقابله:

روش مقابله با این پدیده جهت برچیدن و یا به حداقل رساندن این قبیل اختلافات تمسک به سیره و روش مبارزاتی امام حسین(ع) با بهره گیری از فرمایشات و مواضع آن بزرگوار در طول ایام مبارزه می باشد و به عنوان نمونه مواردی را مطرح می سازیم

 

۱-در ملاقات با استاندار مدینه

امام حسین(ع) در پاسخ ولید بن عتبه استاندار یزید در مدینه که از آن بزرگوار می خواست با یزید بیعت کند چنین پاسخ دادند

اَیُّهَا الاَمیرُ! اِنّا اَهْلُ بَیْتِ النَّبُوَّهِ وَ مَعْدِنُ الرِّسالَهِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلایِکـَهِ وَ بِـنا فـَتـَحَ اللّهُ وَ بِنا خـَتـَمَ

اى امیر! ما از خاندان نبوّت و معدن رسالت و جایگاه رفت و آمد فرشتگان و محلّ نزول رحمت الهى مى باشیم. خداوند (اسلام را) با ما آغاز کرد و با ما پایان برد.  

وَ یَزیدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ خَمْر قاتِلُ النَّفْسِ الـمـحـَرَّمَـهِ مُـعـْلـِنٌ بِالْـفِـسْـقِ

در حالى کهیزیدمردى است فاسق، مى گسار، قاتل بى گناهان و آن کسى که آشکارا مرتکب فسق و فجور مى شود

وَمِثْلی لا یُبایِعُ لِمِثْلِهِ، وَ لکِنْ نُصْبِحُ وَ تُصْبِحُونَ وَ نَنْتَظِرُ وَ تَنْتَظِرُونَ اَیُّنَا اَحَقُّ بِالْخِلافَـهِ وَالْـبَـیْعـَهِ(۱)

بنابراین، هرگز شخصى مانند من، با مردى همانند وىبیعت نخواهد کرد! ولى به هر حال بگذار صبح شود و به انتظار بمانیم و ببینیم کدام یک از ما، به خلافت وبیعت شایسته تریم

 

توضیح:                

در پاسخ قاطع و شکننده امام در برابر درخواست باطل ولید بن عتبه چند مطلب مـهم لازم به یـادآوری است

الف:پاسخ افشاگرانه امـام در کـاخ اسـتانـداری و در حـضـور استاندار و سایر کارگزاران یزید در مدینه صورت گرفت

ب:امام برای کوبیدن باطل و طاغوتی همانند یزید هیچگونه تردید به خود راه نداد و در همان ابتدای پیشنهاد موضع قاطع گرفت

 

رسولخدا(ص) فرمود:

اَفْضَلُ الْجِهادِ کَلِمَهُ حَقٍّ عِنْدَ سُلْطانٍ جائِرٍ(۲) 

ج:پاسخ امام از ۴ بخش به ترتیب زیر تشکیل شده است

 

بخش اول:

امام ابتدا با بیان ۵ ویژگی به معرفی خاندان خود پرداخت 

اِنّا اَهْلُ بَیْتِ النَّبُوَّهِ         

ما اهل بیت نبوتیم 

وَ مَعْدِنُ الرِّسالَهِ  

معدن رسالت هستیم 

وَ مُخْتَلَفُ الْمَلایِکـَهِ        

ملائکه خدا به ما ناظر می شوند 

وَ بِـنا فـَتـَحَ اللّهُ

خدا هستی را با ما افتتاح کرد 

وَ بِنا خـَتـَمَ                     

و به ما ختم خواهد فرمود

 

یادآوری:

۱-در مورد نقش اهل بیت در آغاز عالم هستی از رسولخدا(ص) نقل شده فرمود:

اَوَّلُ ما خَلَقَ اللهُ نوری فَفَطَقَ مِنْهُ نورِ عَلِیٍّ ثُمَّ خَلَقَ الْعَرْشَ(۳)

نخستین مخلوق خدا نور من بود و نور علی از آن برامد سپس عرش را آفرید

۲-در ارتباط با جمله بناختم مرحوم علامه مجلسی می نویسد:

اَیْ دَوْلَتُکُمْ آخِرُ الدُّوَلِ وَالدَّوْلَهُ فِی الْآخِرَهِ ایضاً لَکُمْ(۴)

دولت شما آخرین دولت است و دولت آخرت نیز از آن شماست

 

بخش دوم:  

امام در بخش دوم چهره یزید را با بیان ۴ ویژگی بارز وی افشا فرمود 

رَجُلٌ فاسِقٌ         

مردی فاسق است 

شارِبُ خَمْر        

مشروب خوار است 

قاتِلُ النَّفْسِ الـمـحـَرَّمَـهِ

قاتل بی گناهان است 

مُـعـْلـِنٌ بِالْـفِـسْـقِ

علنی فسق و فجور می کند

 

بخش سوم:  

امام در این بخش بصورت قاطع طی یک جمله ای کوتاه می فرماید: 

وَمِـثْـلـی لا یـُبایِـعُ لِـمِثْـلِـهِ      

مانند من به مانند او هرگز بیعت نخواهد کرد

 

بخش چهارم:

امام در بخش چهارم به استاندار یزید هشدار می دهد که حوادث آینده روشـن خواهـد کـرد که کدام یک از ما به بیعت و خلافت اهلیت دارد 

 

وَ لکِنْ نُصْبِحُ وَ تُصـْبِحُونَ وَ نَـنـْتَـظـِرُ وَ تَنْتَظِرُونَ اَیُّنَا اَحَـقُّ بِالـْخـِلافَـهِ وَالْـبَـیْعـَهِ(۵)

ولى به هر حال بگذار صبح شود و به انتظار بـمانیم و ببینیم کدام یک از ما، به خلافت و بیعت شایسته تریم

پی نوشت:

(۱)کتاب الامالى/شیخ صدوق، ص ۱۳۰

(۲) عوالی‏اللآلی، ج‏۱، ص‏۴۳۲

(۳)بحار الانوار/مجلسی ج۵ ص ۱۷

(۴)بحار الانوار/مجلسی ج۱۰۲ ص ۱۴۳

(۵) بحارالانوار، ج‏۴۴، ص‏۳۲۵