سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ - الثلاثاء 25 ربيع ثاني 1443

(۱۳۹۵/۰۷/۲۰) حوادث روز تاسوعا(شب نهم محرم)

مقدمه: از قدیم الایام در میان شیعیان اهل بیت(ع) مرسوم است که شب و روز تاسوعا را به بیان شهامت ،شجاعت ،ایثارگری و مصائب حضرت ابوالفضل اختصاص می دهند لذا پس از بیان مقدماتی مربوط به روز تاسوعا فضایل حضرت ابوالفضل را مطرح می سازیم روز تاسوعا از دیدگاه امام صادق(ع): مرحوم کلینی در کتاب […]

IMG_1311.jpg

IMG_1311.jpg

مقدمه:

از قدیم الایام در میان شیعیان اهل بیت(ع) مرسوم است که شب و روز تاسوعا را به بیان شهامت ،شجاعت ،ایثارگری و مصائب حضرت ابوالفضل اختصاص می دهند لذا پس از بیان مقدماتی مربوط به روز تاسوعا فضایل حضرت ابوالفضل را مطرح می سازیم

روز تاسوعا از دیدگاه امام صادق(ع):

مرحوم کلینی در کتاب صوم فروع کافی در بحث کراهـت روزعرفه و عاشورا روایتی را از امام صادق(ع) نقل می کند

شخصی بنام عبدالملک می گوید: از امام صادق(ع) در مورد روزه ی تاسوعا و عاشورای ماه محرم پرسیدم.آن حضرت در پاسخ فرمود:

تَاسُوعَا یَوْمٌ حُوصِرَ فِیهِ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ بِکَرْبَلَاءَوَ اجْتَمَعَ عَلَیْهِ خَیْلُ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَنَاخُوا عَـلَـیْهِ

تاسوعا روزى است که امام حسین(ع)و یارانش در کربلا محاصره شدند و اهل شام در اطراف آنان اجتماع نمودند

وَ فَرِحَ ابْنُ مَرْجَانَهَ وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ بِتَوَافُرِ الْـخَیْلِ وَ کَثْرَتِهَا وَ اسْتَضْعَفُوا فِیهِ الْحُسَیْنَ ع وَ أَصـْحَابَهُ

ابن مرجانه (همان عبیدالله بن زیاد ملعون)و ابن سعد از کثرت لشکر خود خوشحال شدند و امام حسین و یاران او را در آن روز ضعیف شمردند

وَ أَیْقَنُوا أَنَّهُ لَا یَأْتِی الْحُسَیْنَ نَاصِرٌ وَ لَا یُمِدُّهُ أَهْلُ الْعِرَاقِ بِأَبِی الْـمُسْـتَـضـْعَـفَ الْـغَـرِیـبَ(۱)

و یقین کردند که براى حسین ع یاورى نخواهد آمد و اهل عراق آن حضرت را کمک نخواهند کرد. پدرم به فداى آن حسینى که ضعیف شمرده شد و غریب بود

حوادث و اتفاقات تاسوعا:

۱-محاصره کردن خیمه های اباعبدالله الحسین(ع)(۲)

۲-آمدن شمر به کربلا همراه با لشکری مجهز(۳)

۳-ارسال نامه عبیدا.. بن زیاد به امام حسین(ع)(۴)

۴-ارسال امان نامه از سوی عبیدالله بن زیاد به فرزندان ام البنین(۵)

۵-سخنرانی امام بر یاران خود در عصر روز تاسوعا(۶)

۶-گرفتن مهلت از دشمن برای عبادت شب عاشورا(۷)

۷-اعلان آمادگی اصحاب اباعبدالله برای شهادت(۸)

۸-قدردانی امام حسین(ع) از وفاداری اصحاب خویش(۹)

جایگاه و شخصیت ابوالفضل العباس(ع):

مقدمه:

در ارتباط با عظمت شخصیت حضرت ابوالفضل العباس(ع) در کتب تاریخی و مقاتل موضوعات مهمی مطرح شده است چند نمونه را بصورت اجمال یادآوری می کنیم:

۱-مورخین تاریخ ولادت آن حضرت را روز ۴ شعبان سال ۲۶ هجری بیان کرده و ادوار زندگی او را به ۳ قسمت زیر تقسیم کرده اند

۱۴ سال از عمر پربرکت ایشان در عصر پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان(ع) سپری شد و اضافه کرده اند حَضَرَ بَعْضَ الْـحُـروبِ فَـلَـمْ یَأْذَنْ لَـهُ اَبُـوهُ بِالنِّـزالِ(۱۰)در بعضی از جنگها حاضر می شد ولی پدرش به او اجـازه جنـگ نمی داد

۱۰ سال از عمر شریف ایشان در دوران امـامـت بـرادر بزرگوارشان حضرت امام حسن مجتبی(ع) سپری شد

۱۰ سال پایان عمر آن حضرت در محضر اباعبدالله الحسین(ع) سپری شد

۲-نوع مورخان مطرح کرده اند کـه حضرت عـباس در کـربـلا به خاطر تعصبات قبیله ای و خانوادگی با دشمنان نمی جنگید

بَلْ کانَ یَعْرِفُ اَنَّ دینَ اللهِ قائِمٌ بِالْحُسَیْنِ وَ هُوَ عَمودُ الدّینِ مُجاهِدٌ عَنْ دینِ الله وَعَنْ شَریعَهِ الْمُصْطفی(ص)کـَما قالَ اِنّی اُحامی اَبَدَاً عَنْ دینی وَعَنْ اِمامٍ…(۱۱)

بلکه شناخت داشت که دین خداوند قائم بر امام حسین(ع) است و او ستون خیمه دین می باشد و در راه خدا و شریعت مصطفی می جنگید بطوریکه فرمود:من حمایت میکنم از دینم و از دین امام

۳-در ارتباط با نقش اساسی وی در حماسه عاشورا و شجاعت و شهامت وی موضوعات مهمی مطرح شده است از آن جمله است

مورخان نوشته اند لا یُـقاسُ بِشَـجاعَتِهِ اِلّا شـَجاعـَهُ اَبیـهِ وَ اَخـیهِ(۱۲) شجاعت عباس با شجاعت پدرش علی و برادرش امام حسین(ع) مقایسه می شود

مرحوم مقرم در مقتل الحسین خود می نویسد:

لَـمْ یَبْـقَ الْــحُـسَیْــنُ بَـعْـدَ اَبـی الْـفـَضـْلِ اِلّا هَیْکَلاً شاخِصاً مُـعـَرّی عَـنْ لَـوازِمِ الـْحـَیاه(۱۳)

یعنی از امام حسین(ع) بعد از مرگ ابوالفـضل (ع) جـزهیکلی خالی از لـوازم حـیات و زنـدگی باقـی نـمانـد

باز صاحبان مقاتل نوشته اند:

لَـمّـا قُــتِـلَ الـْعـَـبّاسُ تَــدافَـــعـــهِ الرِّجالُ عـَـلی اَصْـحـابِ الْـحُسَیْنِ(۱۴)

هنگامی که عباس کـشته شـد دشمـنان از هـر سو بر اصحاب امام حسین(ع) حمله ور شدند

باز در کتب مقاتل نقل شده است وقتی که آن بزرگوار از اباعبدالله الحسین(ع) اجازه میدان درخواست کرد امام در پاسخ فرمود:

اَنْتَ صاحِبُ لِوائی وَ اِذا مَضَیْتَ تَـفَرَّقَ عَـسْـکَـری

تو صاحب پرچم من هستی اگر بروی سپاهم پراکنده خواهد شد

مرحوم سید بن طاووس در کتاب لهوف نقل می کند وقتی که اباعبدالله صدای فریاد برادرش را شنید فَبَکی بُکاأً شَدیداً وَ قال اَلآنَ اِنْکَسَرَ ظَهْری به شدت گریه کرد و فرمود اکنون کمرم شکست

و یا اینکه در اشعاری که حضرت ام البنین در حق فرزند شجاعش حضرت ابوالفضل العباس می خواند در مصرعی از آن خطاب به آن حضرت می گوید:لُو کانَ سَیْفُکَ فی یَدَیْک لَما دَنی مِنْکَ اَحَدِ (۱۵)پسرم اگر شمشیر دستت بود کسی جرأت نداشت به تو نزدیک شود

 

پی نوشت:

(۱)فروع کافی ج ۴ ص ۴/۱۴۷

(۲)فروع کافی/کلینی ج۴ ص ۱۷۴

(۳)اعلام الوری /طبری ج۱ ص۴۵۵

(۴)بحارالانوار/مجلسی ج۴۴ ص۳۶۱

(۵)فیض العلام ص ۱۴۳

(۶)تاریخ طبری ج۴ ص ۳۱۵

(۷)فتوح/ابن اعثم کوفی ج۵ص۱۶۹

(۸)الارشاد/شیخ مفید ص ۴۴۲

(۹)نفس المهموم ص ۲۱۹

(۱۰)سر سلسله علویه ص ۲۶

(۱۱)الوقایع والحوادث ج۲ ص ۳۰

(۱۲)معالی السبطین /مازندرانی ج۱ ص ۲۶۷

(۱۳)مقتل الحسین /مقرم ص ۲۶۹

(۱۴)الذریعه/آغابزرگ ص ۱۲۴

(۱۵) منتهی الآمال،ج ۱/ص ۳۸۶