سه شنبه ۱۶ آذر ۱۴۰۰ - الثلاثاء 3 جماد أول 1443

(۱۳۹۵/۰۷/۲۰) روشه ضب نهم(روضه حضرت ابوالفضل(ع))

مقدمه: مقتلی که می خوانم در نوع کتب تاریخی و مقاتل فریقین با کمی اختلاف در نقلها مطرح شده است از جمله شخصیت هایی که در قرون مختلف این مقتل را مطرح کرده اند عبارتند از:ابن شهر آشوب(۱)ابوالفرج اصفهانی(۲)احمد بن جابر بلاذری(۳)احمد بن داود دینوری(۴)احمد بن علی مقریزی(۵)شیخ صدوق(۶)،سید بن طاووس(۷)محمد بن جبیر طبری(۸)اسماعیل بن […]

مقدمه:

مقتلی که می خوانم در نوع کتب تاریخی و مقاتل فریقین با کمی اختلاف در نقلها مطرح شده است از جمله شخصیت هایی که در قرون مختلف این مقتل را مطرح کرده اند عبارتند از:ابن شهر آشوب(۱)ابوالفرج اصفهانی(۲)احمد بن جابر بلاذری(۳)احمد بن داود دینوری(۴)احمد بن علی مقریزی(۵)شیخ صدوق(۶)،سید بن طاووس(۷)محمد بن جبیر طبری(۸)اسماعیل بن کثیر(۹)

متن مقتل:

وقتی حضرت ابوالفضل العباس(ع) تنهایی برادرش اباعبدالله الحسین(ع) را مشاهده کرد اجازه رفتن به میدان خواست امام در پاسخ فرمود:

فَاطْلُبْ لِهُؤلاء الْاَطْفالِ قَلیلاً مِنَ الْماءِ

بـرادرم بـرو بـرای بـچه ها مـقـداری آب بـیاور

فَرَکِبَ فَرَسَهُ وَ اَخَذَ الْقِـرْبَهَ وَ قَـصـَدَ نـَحْـوَ الْـفـُراتِ

سوار بر اسب شد و مشک را برداشت و به سوی فرات به راه افتاد

فَأَحاطَ بِهِ خَمْسُ مِأَهِ فارِسٍ مِمَّنْ کانُوا مُوَکِّلینَ بِالْفُراتِ وَ رَمَوْهُ بِالنِّبالِ فَکَشَفَـهـُمْ وَ قـَتَـلَ مـِنْـهُمْ جـَمْعاً کَثیـراً

۵۰۰ سواره ای که بر فرات گمارده شده بودند او را دوره کرده و تیرباران کردند صفوف آنها را شکافت و تعداد زیادی را از پای درآورد

حَتّی دَخَلَ الْمَشْرَعَهَ وَ اَرادَ اَنْ یَشْرَبَ غُرْفَهَ مِنَ الْماءِ فَذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ فَصَبَّ الْماءَ مِنْ یَدِهِ وَلَمْ یَشْرَبْ وَ قالَ وَاللهِ لا اَذُوقُ الـْماءَ وَالـْحُـسِیْـنُ وَ اَطْفالُـهُ عِـطاشٌ

تا اینکه وارد شریعه شد خواست مشکی آب بنوشد که تشنگی امام حسین(ع) و اهل بیت او را به یاد آورد آب را فرو ریخت و ننوشید و فرمود به خدا سوگند هرگز آب نمینوشم در حالی که حسین و کودکانش تشنه هستند

وَ یَمْلَأُ الْقِرْبَهَ وَ یَقُولُ:یا نَفْسُ مِنْ بَعْدِ الْحُسِیْنِ هُونی … فَحَمَلَها عَلی کِتْفِهِ الْاَیْمَنِ وَ تَوَجَّهَ نَحْوَ الْخِیْمَهِ فَقَطَّعُوا عَلَیْهِ الطَّریقَ وَ اَحاطُوا بِهِ مِنْ کُلِّ جانِبٍ فَحَمَلُوا عَلَیْهِ وَ حَمَلَ هُوَ عَلَیْهِمْ

مشک را پر از آب می کرد و می فرمود ای نفس زنده ماندن بعد از حسین ننگ است مشک را بر شانه راست انداخت و به سوی خیمه ها به حرکت آمد راه را بر او بستند و از هر طرف دورش را گرفتند و بر او حمله کردند و او نیز بر آنان حمله می برد

فَفَرَّقَهُمْ فَکَمَنَ لَهُ زِیْدُ بْنِ وَرْقاءَ مِنْ وَراءِ نَخْلَهٍ فَضَرَبَهُ عَلی یَمینِهِ فَاَخَذَ السِّیْفَ بِشِمالِهِ فَحَمَلَ الْقِرْبَهَ عَلی کِتْفِهِ الْاَیْسَرِ فَحَمَلَ عَلَیْهِمْ… فَقاتَلَ حَتّی ضَعُفَ

جمعیت را متفرق نمود زید بن ورقا پشت درخت نخلی کمین کرد ضربه ای بر دست راست او زد حضرت عباس شمشیر را به دست چپ کرد و مشک را بر دوش چپش قرار داد و بر آنها حمله کرد جنگید تا اینکه ضعف او را فراگرفت

فَکَمَنَ لَهُ اَلْـحَکیمُ بْنُ الطُّفَیْلِ مِنْ وَراءِ نـَخْلَهِ فَـضَرَبَهُ فَقَطَعَ یَدَهُ الْیُسْری مِنَ الزَّنْدِ فَحَـمِلَ الْقِـرْبَـهَ بِاَسْنَانِـهِ

حکیم بن طفیل پشت نخلی کمین کرد و ضربه ای بر دست چپش زد و دست او از ساعد قطع شد مشک را به دندان گرفت

فَجاءَ هُ سَهْمٌ فَاَصابَ الْقِرْبَهَ وَ اُریقَ مَاؤُها ثُمَّ جاءَهُ سَهْمٌ آخَرَ فَأَصابَ صَدْرَهُ فَضرَبَهُ اِبْنُ الطُّفَیْلِ بِعَمُودٍ مِنْ حَدیدٍ فَانْقَلِبَ عَنْ فَرَسِهِ وَ نادیَ بِأَعْلی صَوْتِهِ أَخاهُ الْحُسَیْنَ اَدْرِکْنی یا اَخی:

تیری به سوی او آمد و به مشک اصابت کرد و آب مشک را ریخت تیر دیگری آمد و به سینه اش اصابت کرد در این هنگام حکیم بن طفیل با عمود شمشیر بر او زد از اسب به زمین افتاد و با ندایی بلند برادرش حسین(ع) را صدا زد مرا دریاب ای برادرم

فَانْقَضَّ عَلَیْهِ اَبُوعَبْدِالله فَلَمّا اَتاهُ رَآهُ مَصْروعاً عَلی شَطِّ الْفُراتِ مَقْطوعَ الْیَمینِ وَالْیَسارِ مَرْضُوخَ الْجَبینْ مَشْکوکَ الْعِیْنِ بِسَهْمٍ مُرْتَثاً بِالْجَراحَهِ

امام حسین به سوی او آمد وقتی رسید دید که برادرش کنار شریعه فرات افتاده است در حالی که دست چپ و راست او قطع شده و پیشانی اش شکسته و تیری چشم او را دریده و شدت جراحت او را از پای درآورده است

فَوَقَفَ عَلَیْهِ مُنْحَنِیاً وَ جَلَسَ عِنْدَ رَأسِ یَبْکی… ثُمَّ قالَ الْانَ اِنْکَسَرَ ظَهْری وَ قَلَّتْ حیلَتی وَ شَمَتَتْ بی أَعْدابـی

با کمر خمیده کنار بدن عباس قرار گرفت و بر بالینش نشست سپس فرمود اکنون کمرم شکست و چاره ام از دست رفت و دشمنم از این حادثه خوشحال شد

 

پی نوشت:

(۱)مناقب آل ابی طالب/ابن شهر آشوب ج۴ ص ۵۸-۱۰۸

(۲)مقاتل الطالبیین /ابوالفرج اصفهانی ص ۱۱۷

(۳)انساب الاشراف/بلاذری ج۳ ص ۱۸۱

(۴)الاخبار الطوال/دینوری ص ۲۵۷

(۵)اِمتاع الاسماء/مقریزی ج۴ ص ۴۵

(۶)ثواب الاعمال /شیخ صدوق ص۲۱۸

(۷)اللهوف/سید بن طاووس ص ۱۱۷

(۸)تاریخ طبری/طبری ج۴ ص ۳۰۳

(۹)البدایه والنهایه/ابن کثیر ج۳ ص ۶۳