چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۴۰۰ - الأربعاء 4 جماد أول 1443

(۱۳۹۵/۰۷/۲۰) روضه شب هشتم محرم(حضرت علی اکبر(ع))

  مقدمه: ۱-به طوریکه از روایات و کتب تاریخ و مقاتل به دست می آید حضرت علی اکبر(ع) مورد توجه و عنایت ویژه خاندان پیامبر(ص) مخصوصا اباعبدالله الحسین(ع) بوده ۲-شهادت ایشان بـرای اهـل بیـت(ع) بسـیار سنـگیـن و طـاقـت فـرسـا بـوده بدین جهت نوع مورخان و مقتل نـویسـان فریقین از جمـله مرحـوم شیـخ مـفیـد(۱)، ابـو مـخـنف(۲)، […]

IMG_1306.jpg

 

IMG_1306.jpg

مقدمه:

۱-به طوریکه از روایات و کتب تاریخ و مقاتل به دست می آید حضرت علی اکبر(ع) مورد توجه و عنایت ویژه خاندان پیامبر(ص) مخصوصا اباعبدالله الحسین(ع) بوده

۲-شهادت ایشان بـرای اهـل بیـت(ع) بسـیار سنـگیـن و طـاقـت فـرسـا بـوده بدین جهت نوع مورخان و مقتل نـویسـان فریقین از جمـله مرحـوم شیـخ مـفیـد(۱)، ابـو مـخـنف(۲)، ابوالفرج اصفهانی(۳)و سید بن طاووس(۴) ،ابن اعثم کوفی(۵)،احمد بن داود دینوری (۶)،علی بن حسین مسعودی (۷)،ابن شهر آشوب (۸)جریان شهادت ایشان را آورده اند

۳-مرحوم محدث قمی می نویسد:سن حضرت عـلی اکبـر را موقـع شـهادت مختـلف نـقـل کـرده انـد ۱۸،۱۹ و ۲۵ سال بعـد از شـهادت اصحـاب امـام، نوبـت بـه خـانـدان امام رسید حضرت علی اکبر اولین نفر بود که اجازه میدان خواست(۹)

 

متن مقتل:

به دنبال درخواست اذن میدان از سوی علی اکـبر ،امام حســین (ع) بـی درنـگ اذن داد لکن به دنبال او این جملات را فرمود:

اَلّلهُمَّ اشْهَدْ عَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فـَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ أَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ مُـحَمَّدٍ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ کُنّا اِذَ اشْـتَقْـنا اِلـی نَبِـیِّکَ نَـظَرْنا اِلی وَجْـهِهِ(۱۰)

 

تذکر:

این جملات از یک طرف جایگاه و عظمت حضرت علی اکبر را نشان میدهد و سوی دیگر شدت علاقه اباعبدالله الحسین(ع) به این جوان رعنا

فَتَقَدَّمَ عــَلـِیٌّ نـَحْوَ الْقَوْمِ فَقاتَلَ عَـلی عَطَشِهِ قِتالاً شَدیداً حَتّی ضـَجَّ النّاسُ مِنْ کَثْرَهِ مَنْ قَتَلَ مِنْهُمْ ثُـمَّ رَجَعَ اِلی اَبیهِ وَقَد اَصابَتْهُ جِراحاتٌ کَثیرَهٌ وَ قالَ یا اَبَتِ اَلْعَطَشُ قَدْ قَتَلَنی…(۱۱)

فَرَجَعَ اِلی مَوْقِفٍ النِّزالْ …وَ قاتَلَ اَعْظَمَ الْقِتالِ وَاحْـتَـواهُ الْــقَـوْمُ فَـقـَطّـَوهُ بِــسُـیوفِــهـِمْ اِرْباً اِرْباً

پس به میدان بازگشت و شدیدترین جنگ را انجام داد مردم او را در بر گرفته و با شمشیرهایشان بند از بندش جدا کردند

فلَمّا بَلَغَتِ الرّوحُ التَّراقی فَنادی یا اَبَتاهُ هذا جَدّی رَسُولُ اللهِ قَدْ سَقانی بِکَأْسِهِ …یُقْرِؤکَ السَّلامَ وَ یَقُولُ لَکَ عَجِّلِ الْقُدومَ عَلَیْنا

وقتی جان به گلویش رسید فریاد زد ای پدر این جدم رسول خداست مرا از جام نوشاند و به تو سلام می رساند و می فرماید زود به نزد ما بیا

فـَجاءَ الـْحُسِیْـنُ(ع) حَتـّی وَقَـفَ عَـلَـیْهِ فَقالَ قَتَلَ اللهُ قَوْماً قَتَلُوک وَ انْهَمَلتْ عَیْناهُ بِالدُّموعِ ثُـمَّ قالَ عَـلَـی الدُّنْـیا بَـعـْدَکَ الْـعـَفاءُ

امام حسـین(ع) آمد تا بر سر آن جوان ایستاد و فرمود خدا بکشد مردمی را که تو را کشـتند و اشـک از دیدگانش سرازیر شد سپس فرمود پس از تو خاک بر سر دنیا

فـَخَرَجَتْ زِیْنَبُ اُخْتُ الْحُسَیْنِ(ع) مُسْرِعَهً تُنادی یا حَبیباهُ یَابْنَ اَخاه یا نورَ عِیْناهُ جائـَتْ حَتـّی اَکَبَّـتْ عَلَیْهِ فَاَخَـذَ الـْحُـسَـیـْنُ(ع)بـِرَأْسِـها فـَرَدَّها اِلـَی الفُسْطاطِ وَ اَمَــرَ اِلـی فـِتْـیـانِـهِ فَـقـالَ اِحْـمِــلُـو أخاکُـمْ(۱۲)

در این حال زینب خواهر حسین(ع) از خیمه بیرون آمد فریاد مـیزد ای محبوب من ای پسر برادرم ای نور چشمم و شتابان آمد تا خود را بروی آن جوان انداخت حسین سر خواهر را بلند کرده او را به خیمه باز گـردانـد و به جوانان خـود دستور داد برادرتـان را بـرداریـد

 

پی نوشت:

(۱)الارشاد/شیخ مفید ج ۲ ص۱۰۶                                   

(۲)وقعه الطف/ابومخنف ص۲۴۱-۲۴۳                          

(۳)مقاتل الطالبیین/ابوالفرج اصفهانی ص۱۱۵

(۴)الملهوف/سید بن طاووس ص۱۶۶-۱۶۷

(۵)الفتوح/ابن اعثم کوفی ص ۱۱۴

(۶)الاخبار الطوال/دینوری ص ۲۵۷

(۷)مروج الذهب ج۳ ص ۷۶

(۸)مناقب آل ابی طالب ج۴ ص ۱۰۹

(۹)منتهی الآمال /محدث قمی ج۱ص۲۷۲              

(۱۰)مقاتل الطالبیین/ابوالفرج اصفهانی ص۷۷

(۱۱)مناقب آل ابی طالب /ابن شهر آشوب ج۴ ص ۱۰۹

(۱۲)الارشاد/شیخ مفید (مترجم)ج۲ص ۱۵۸