چهارشنبه ۱۰ آذر ۱۴۰۰ - الأربعاء 26 ربيع ثاني 1443

(۱۳۹۵/۰۷/۲۲) روضه شب عاشورا

مقدمه: در شب عاشورا اتفاقات و حوادث متعددی پیش آمد که اباعبدالله الحسین(ع) حضرت زینب و سایر اهل بیت خود را از یک طرف در جریان حوادث آینده ولو بصورت اجمال قرار می دادند و آنان را برای تحمل مصائب آینده آماده می کردند و از سوی دیگر آنان را به صبر و شکیبایی دعوت […]

IMG_1289.jpg

IMG_1289.jpg

مقدمه:

در شب عاشورا اتفاقات و حوادث متعددی پیش آمد که اباعبدالله الحسین(ع) حضرت زینب و سایر اهل بیت خود را از یک طرف در جریان حوادث آینده ولو بصورت اجمال قرار می دادند و آنان را برای تحمل مصائب آینده آماده می کردند و از سوی دیگر آنان را به صبر و شکیبایی دعوت می فرمودند

۱-در شب عاشورا در بـرحـه ای از شـب امام آن اشعار معروف را می خواندند:

یا دَهْر اُفٍّ لَکَ مِنْ خَلیلٍ(۱)

 

امام زین العابدین(ع) می فرماید:

پدرم دو سه بار این شعر را تکرار فرمود:مـن هـدف او رافهمیدم گریه گلویم را بست لکن تحمل کردم

وَ عَلِمْتَ اَنَّ الْبَلاءَ قَدْ نَزَلَ(۲)

و مطالبی را که من شنیده بودم عمه ام زینب نیز که از من پرستاری می کرد شنید شروع کرد به گریه و شیون کردن و به طبع ایشان سایر زنان نیز شروع به شیون و فریاد کردند

لَــطــَمْـنَ الْــخــُدودَ وَ شَـقَـقـْنَ الْــجـُیُـوب(۳)

به صورتهایشان سیلی زدند و گریبانشان را چاک کردند

پدرم آنان را دعوت به صبر و آرامش فرمود و خطاب به آنان این جملات را اظهار فرمودنـد:

اُنْظُرْنَ اِنّی اَقْسَمْتُ فَاَبِرْنَ قَسَمی فَلا تَشْقُقْنَ عَلَیَّ جَیْباً وَ لا تَخْمِشْنَ عَلَیَّ وَجْهاً وَلا تَدْعُنَّ عَلَیَّ بِالْوَیْلِ وَالثُّبُورِ وَ لا تَقُلْنَ هُجْراً اِذا اَنَا قُتِلْتُ(۴)

بنگرید که من شما را قسم می دهم پس قسم مرا بپذیرید که وقتی من کشته شدم مبادا به خاطر من سینه چاک دهید و صورت بخراشید و نفرین نمایید و سخنی پریشان بگویید

۲-مورد دیگری که امام اهل بیت خود را اجمالا در جریان مصائب آینده قرار داد و آنان را دعوت به صبر و پایداری فرمود لحظه وداع از اهل بیت بود

 

نوع مقاتل نوشته اند:

اَنَّ الْحُسِیْنَ لَمّا نَظَرَ اِلی اِثْنَیْنِ وَ سَبْعینَ رَجُلاً مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ وَ اَصْحابِهِ صَرْعی اِلْتَفَتَ اِلَی الْخییْمَهِ وَ نادی یا سَکینَه یا فاطِمَه یا زَیْنَب یا اُمَّ کُلْثُومِ عَلَیْکُنَّ مِنّی السَّلامُ(۵)

وقتی امام نگاهش به ۷۲ نفر از خاندان و اصحابش افتاد به روی زمین افتاده اند رو به خیمه کرد و صدا زد ای سکینه ای فاطمه ای زینب ای ام کلثوم من هم رفتم خداحافظ

فَلَمّا سَمِعْنَ نِساءُ فَتَصارَخْنَ وَ رَفَعْنَ اَصْواتَهُنَّ بِالْبُکاءِ فَسَکَتَهُنَّ الْحُسِیْنُ ثُمَّ قالَ لَهُمْ اِسْتَعِدّوا لِلْبَلاءِ وَ اِعْلَمُوا اَنَّ اللهَ حلفِظُکـُمْ وَ حامیکُـمْ(۶)

هنگامی که بانوان این سخن را شنیدند ناله برکشیده و صدایشان را به گریه بلند کردند امام حسین(ع) آنان را ساکت نمود سپس فرمود برای رویایی با بلا آماده شوید و بدانید که خدا نگهدار و حامی شماست

نوع بزرگان از مرحوم مقدس اردبیلی نقل کرده اند که فرمود: با طلاب پیاده به کربلا می رفتیم. در بین راه یک طلبه ای برایمان روضه می خواند آمدیم کربلا. طلبه ها را دور خود جمع کردم و گوشه ی صحن آماده ی خواندن زیارت شدیم,یک وقت گفتم: آن طلبه ای که برای ما روضه می خواند کجاست؟ گفتند: نمی دانیم .

ناگهان دیدم یک مرد عربی مردم را کنار می زند و به طرف من می آید. صدا زد: مقدس اردبیلی! می خواهی چه بکنی؟

گفتم: می خواهم زیارت اربعین بخوانم. فرمود: بلندتر بخوان تا من هم گوش کنم. وقتی زیارت تمام شد آن طلبه روضه خوان را پرسیدم گفتند: نمی دانیم کجا رفته است؟مرد عرب فرمود: مقدس اردبیلی! می خواهی من برایت روضه بخوانم؟ گفتم: آری.

ناگهان آن شخص رویش را به طرف ضریح امام حسین ع کرد و از همان طرز نگاه کردن ما را منقلب کرد. یک وقت صدا زد:

یا اباعبدالله! نه من و نه این مقدس اردبیلی و نه این طلبه ها هیچ کدام یادمان نمی رود آن ساعتی را که می خواستی از خواهرت زینب (س) جدا شوی!(۷)

 

پی نوشت:

(۱)مقاتل الطالبیین /ابوالفرج اصفهانی ص ۹۴

(۲)اللهوف/سید بن طاووس ص ۱۱۵

(۳)مناقب آل ابی طالب/شهر آشوب ج۴ ص ۱۰۹

(۴)انساب الاشراف/بلاذری ج۳ ص ۱۸۵

(۵)احقاق الحق ج۱۱ ص ۶۳۳

(۶)ینابیع الموده/قندوزی ج۳ص۷۹

(۷)پایگاه اطلاع رسانی غدیر