سه شنبه ۹ آذر ۱۴۰۰ - الثلاثاء 25 ربيع ثاني 1443

(۱۳۹۵/۰۷/۲۲) گزارشی از زندگی شریکه الحسین(ع)

مقدمه: حضرت زینب روز ۵ جمادی الاولی سال ۵ یا ۶ ق در مدینه متولد شد و روز ۱۵ رجب ۶۲ ق در سن ۵۷ سالگی رحلت کرد مدفن ایشان شهر دمشق کشور سوریه می باشد در سال ۱۷ ق با عبدالله فرزند جعفر طیار ازدواج کرد که حاصل آن ۴ پسر به نام های […]

IMG_1311.jpg

IMG_1311.jpg

مقدمه:

حضرت زینب روز ۵ جمادی الاولی سال ۵ یا ۶ ق در مدینه متولد شد و روز ۱۵ رجب ۶۲ ق در سن ۵۷ سالگی رحلت کرد مدفن ایشان شهر دمشق کشور سوریه می باشد در سال ۱۷ ق با عبدالله فرزند جعفر طیار ازدواج کرد که حاصل آن ۴ پسر به نام های علی ،عباس ،عون و محمد و یک دختر به نام ام کلثوم می باشد(۱)دو فرزند حضرت زینب یعنی محمد و عون ازجمله شهدای ۷۲ تن حماسه کربلا مـی باشـند(۲)

 

مصائب حضرت زینب(س):

از جمله مصائب آن حضرت عبارتند از:

رحلت جدش حضرت رسولخدا(ص)

مصائب مادرش حضرت فاطمه(ع)

مصائب پدرش حضرت علی(ع)

مظلومیتهای برادرش امام حسن(ع)

حضور در تمامی مصائب کربلا

غربت و تنهایی امام زین العابدین(ع)

داغ دو فرزند شهید خود در حماسه عاشورا

مصائب خود در دوران اسـارت

 

سفرهای حضرت زینب(س):

حضرت زینب پس از ازدواج با فرزند شهید و پسر عموی خود عبدالله بن جعفر طیار سرنوشت زندگی خود را با ولایت گره زد و سفرهای متعددی انجـام داد

۱-از مدینه به کوفه دوران خلافت پدرش امیرمؤمنان(ع)

۲-از کوفه به مدینه پس از شهادت پدر

۳-از مدینه بسوی مکه و عراق در قیام برادرش امام حسین(ع)

۴-از کربلا به کوفه و از کوفه به شام و از شام به مدینه در حالت اسارت

۵-از مدینه به کربلا جهت زیارت اربعین (که مطلب در میان مورخان اختلافی است)

۶-از مدینه بسوی شام همراه شوهر خود عبدالله بن جعفر(۳)

 

مدیریت حضرت زینب(س):

از عصر عاشورا مدیریت بقایای کاروان اباعبدالله الحسین(ع) که به اسارت گرفته شدند تا پایان دوران اسارت مدیریت آنها به عهده حضرت زینب بود که در طول مسیر بویژه در شرایط فوق العاده بحرانی مدیریت ایشان بروز پیدا کرد از قبیل:

۱-پرستاری از امام زین العابدین(ع)

۲-سخنرانی در بازار کوفه

۳-تحقیر عبید الله بن زیاد در کاخ خود

۴-تحقیر یزید در کاخ خود

۵-جلوگیری از کشته شدن امام زین العابدین(ع)

۶-سخنرانی در شام

 

فرازهایی از سخنرانی های حضرت زینب(س):

الف:بازار کوفه

می توان گفت سخنرانی آن حضرت در بازار کوفه محاکمه مردم بی وفای این شهر بود که در بخشی از سخنان خود خطاب به انان چنین فرمود:

یا اَهْـلَ الْکـوفَـهِ                   

ای مردم کوفه

یا اَهْلَ الْخَتْلِ وَ الْغَدْرِ 

ای نیرنگ بازان و پیمان شکنان

وَالْـخَــذْلِ وَ الْـمَـکْــرِ        

و بی وفایان و مکر پیـشه گـان

هَـلْ فـیکُـمْ اِلّآ   

آیا در میان شما جز

الصَّـلِـفُ وَالْـعـُجْـبُ

لاف زدن و خود پسندی

وَ الشَّنَفُ وَالْکِذْبُ

دشمن ورزیدن و دروغ

وَ مـــَلْـــقُ الْاِماءِ

تملق و چاپلوسی کنیزکان

وَ غَـمـْــزُ الْاَعــْداءِ  

و کینه توزی دشمنان وجود دارد

 

مردم کوفه شروع کردنـد به گریـه کردن .حضرت زینب چنین فرمود:

أَتَـبْکـُونَ أَخـی اَجَلْ وَاللهِ فَابْکوُ فَاِنَّکُمْ أَحْرِیاءُ بِالْـبـُکاءِفَـابْـکـوُ کَــثـیـراً وَاضـْحـَکوُا قَـلـیلاً

آیا برای برادرم گریه می کنید آری به خدا قسم گریه کنید شما شایسته گریستن هستید پس فراوان گریه کنید واندک بخندید

 

ب:پاسخ به یاوه گوییهای ابن زیاد

عبید الله بن زیاد در کاخ خود در حق شهدای کربلا یاوه گوییها و بی ادبی هایی مرتکب شد که حضرت زینب به ترتیب زیر بصورت قاطع پاسخ داد

اَلْـحَمْدُللّهِ الَّذى اَکْرَمَنا بِنَبِیِّهِ مـُحَـمَّدٍ ص وَ طَهَّرَنا مِـنَ الرِّجْسِ اِنَّما یَفْتَضِحُ الْفاسِقُ وَیَکْذِبُ الْفاجِرُ وَهُوَ غَیْرُنا(۴)

سپاس خداى را که ما را گرامى داشت به نبی خود محمد ص و ما را از هر پلیدى پاک ساخت،فاسق، رسوا می‏شود و فاجر، دروغ می‏گوید و آنان غیر از ما هستند

 

ج:تحقیر یزید در کاخ خود

وقتی اسرای کربلا را به کاخ یزید وارد کردند همه کارگزاران حکومتی و نمایندگان سایر کشورها آنجا حضور داشتند لازم به ذکر است که وضعیت ظاهری اسیران بسیار رقت بار بود که

 

حضرت فاطمه دختر امام حسین(ع) می فرماید:

فَـلَـمّا جـَلَـسـْنا بَـیـْنَ یَـدَی یَزیدَ رَقَّ لَـنا(۵)

وقتی در برابر یزید نشستیم دلش به حال ما سوخت

 

حضرت امام زین العابدین(ع) خطاب به یزید فرمود:

یا یَزیدُ ما ظـَنـُّکَ بِــرَسُـولِ اللهِ لَوْ رَآنا عَـلــی هـذِهِ الـْحالَــهِ(۶)

ای یزید اگر رسول خدا ما را با این وضعیت ببیند چه پاسخی خواهی داشت

 

در عین حال حضرت زینب(س) با قدرت تمام یزید را به محاکمه کشید و در بخشی از سخنان خود چنین فرمـود:

اَمِن الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُلَقاءِ! تَخْدیرُکَ حرائِرَکَ وَ اِمائَـکَ وَ سـَوقُـکَ بَناتَ رَسُـولِ‏اللَّهِ سَبایَا

آیا این قانون عدل و انصاف است که زنان و کنیزان خود را پشت‏پرده جای‏دهی ولی دختران رسول‏خدا را به‏صورت اسیران بدین‏سوی و آن‏سوی کشانی؟

کَیْفَ تُرتجی‏ مُراقَبَهُ مَنْ لَفَظَ فُوهُ اَکْبادَ الْاَزکیاءِوَ نَبَتَ لَـحْمُهُ مِنْ دِماءِ الشُّـهـَداءِ

چگونه می‏توان امید عاطفه و دلسوزی داشت از کسی که جگر پاکان را بجود؟ و از دهان بیرون افکند؟ و گوشتش از خون شهیدان اسلام روییده شده‏است؟

فَکِدْکیدَکَ، واسَع سعیَکَ، وَ ناصِبْ جُهْدَکَ، فَـواللَّهِ لاتَـمْـحُـو ذِکْـرنَا، وَ لاتُـمـیـتُ وَحـْیـنَا(۷)

هر نقشه و توطئه‏ای داری انجام ده و از هر کوششی در این‏باره فرو گذار مکن، اما به خدا سوگند [هر چه کنی ]نمی‏توانی نام و نشان ما را محوکنی

 

انقلاب روحی حضرت زینب:

در مقاتل نقل شده وقتی حضرت زینب(س) در کوفه سخنرانی میکرد به عبید الله بن زیاد گزارش رسید که اگر این وضعیت ادامه داشته باشد احتمال شورش وجود دارد لذا دستور داد سر مبارک شهدای کربلا و اباعبدالله الحسین(ع) را بالای نیزه زده و داخل اسرا بکنند

وقتی حضرت زینب سر مبارک شهدا و اباعبدالله را دید از شدت ناراحتی سر خود را به محمل زد و خطاب به سر آن بزرگوار چنین گفت:

ما تَوَهَمْتُ یا شَقیقَ فُؤادی کانَ هذا مُقَدَّراً مَکْتوباً(۸)

ای پاره دلم گمان نمیکردم سرنوشت ما اینگونه باشد

 

پی نوشت:

(۱)اعلام النساء/ابن عساکر ص ۱۹۰

(۲)الارشاد/شیخ مفید ج۲ ص ۱۲۵

(۳) یاداشتهای شخصی از منابع

(۴)الکامل فی التاریخ /ابن اثیر ج۲ ص ۵۷۴

(۵)الارشاد/شیخ مفید (مترجم)ج۲ ص ۱۸۰

(۶)بحار الانوار/مجلسی ج۴۵ ص ۱۳۲

(۷)لهوف(الملهوف)/ابن طاووس ص ۲۱۹                

(۸)بحار الانوار/مجلسی ج۴۵ ص ۱۱۴