پنج شنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۰ - الخميس 27 ربيع ثاني 1443

(۱۳۹۶/۰۳/۱۶) سخنرانی روز یازدهم رمضان(اقبال و ادبار دنیا بر انسان)

احکام: ۱-مبطلات روزه روزه دار باید از اذان صبح تا مغرب از برخی کارها بپرهیزد و اگر یکی از آنها را انجام دهد روزه اش باطل می شود به این کارها مبطِلات روزه می گویند ۱-خوردن و آشامیدن ۲-دروغ بستن به خدا و پیامبر و جانشینان آن بزرگوار ۳-رساندن غبار غلیظ به حلق ۴-فرو بردن […]

احکام:

۱-مبطلات روزه

روزه دار باید از اذان صبح تا مغرب از برخی کارها بپرهیزد و اگر یکی از آنها را انجام دهد روزه اش باطل می شود به این کارها مبطِلات روزه می گویند

۱-خوردن و آشامیدن

۲-دروغ بستن به خدا و پیامبر و جانشینان آن بزرگوار

۳-رساندن غبار غلیظ به حلق

۴-فرو بردن تمام سر در آب

۵-قی کردن

۶-آمیزش(جماع)

۷-استمناء(یعنی با خود کاری کند که منی بیرون آید)

۸-باقی ماندن بر جنابت ،حیض و نفاس تا اذان صبح

۹-اماله (تنقیه کردن)کردن با چیزهای روان(۱)

۲-تقلید در اعمال نیابتی

کسیکه برای انجام اعمال نیابتی چون نماز ،روزه و حج نایب می شود به فتوای مرجع تقلید خود عمل می کند(۲)

قال علی(ع):

إِذَا أَقْبَلَتِ الدُّنْیَا عَلَى أَحـَدٍ أَعَارَتْهُ مـَحَاسِنَ غَیْرِهِ وَإِذَا أَدْبَرَتْ عَنْهُ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ نَفْسِهِ(۳)

وقتی دنیا به کسی رو آورد زیباییهای دیگران را به او نسبت می دهد و وقتی به او پشت کند زیباییهای او را از وی می ستاند

توضیح:

نوع شارحان نـهج الـبلاغه در مـقام توضیـح و تـشریح ایـن فـراز از کلمات قصار امیرمؤمنان(ع) مثالهایی را در این رابطه ذکر کرده اند

۱-وقتی انسانهایی در امور سیاسی و حکومتی یا در امور اقتصادی و اجتماعی یا در امور مربوط به علم و دانش برجسته می شود عده ای دیگر ثناخوان آنان شده و فضایل و خوبیهای دیگران را به آنان نسبت می دهند

۲-ابن ابی الحدید معتزلی یکی از شارحان نهج البلاغه می نویسد:

الف:بسیاری از اشعار خوب را دیده ایم که چون گوینده اش ناشناخته بوده از او نفی کرده و به اشخاص مشهور در شعر نسبت می دادند بلکه کتابهایی در علوم و فنون از اشخاص غیر مشهور وجود داشته که به صاحبان نبوغ و شهرت نسبت داده اند

ب:وقتی جعفر برمکی پسر یحیی برمکی یکی از وزرای ایرانی هارون الرشید مورد قبول و تأیید هارون بود شهرت وی در همه جا پیچید

هارون او را در فصاحت برتر از قُسّ بن ساعده در سیاست بالاتر از عمر بن خطاب و در زیبایی زیباتر از مصعب بن زبیر و در عفت و پاکدامنی بالاتر از حضرت یوسف می شمرد در حالی که چنین نبود ولی هنگامی که نظر هارون درباره جعفر تغییر کرد صفاتی را هم که داشت مورد انکار قرار داده و حکم قتل وی را صادر کرد(۴)

ریشه یابی موضوع:

در مورد علل و ریشه های چنین اتفاقاتی که در میان نوع جوامع بشری در هر عصری و مصری وجود داشته و دارد می توان چنین گفت:

۱-تملک و چاپلوسی

عده ای هستند که بعنوان تملق،چاپلوسی برای نزدیک شدن به اشخاص مشهور و به نام و بهره بردن از جایگاه آنان به مداحی از آنان پرداخته و دروغهای زیادی هم می بافند و به آنها نسبت می دهند و زبان به زبان نقل می شود کم کم افراد باور می کنند که واقعیتی در کار است

۲-حسادت ورزیدن

کسانی هستند که نسبت به اشخاص مشهور و خوشنام حسادت دارند لکن به هنگام قدرت آنان می ترسند چیزی علیه آنان مطرح کنند لکن وقتی قدرتشان از دست رفت نسبت های ناروایی به آنان می دهند و تمام فضایلشان را منکر می شوند

تذکر:

انسانهای مؤمن و با انصاف از این رفتارها برکنارند در نوع کتب تاریخی نقل شده زمانی که تمامی رجال سیاسی ایران از رضاشاه قلدر می ترسیدند و به او احترام می گذاشتند

مرحوم آیت ا.. مدرس علیه او قیام کرده بود و مبارزه می کرد و در این راه نیز به شهادت رسید در عین حال می فرمود رضاخان برای فرماندهی ارتش خوب است لکن برای حکومت لیاقت ندارد

۳-قهرمان سازی

در میان مردم هستند کسانیکه ویزگی قهرمان سازی دارند و تلاش می کنند عده ای را به عنوان قهرمان در علوم و فنون ،سیاست و … به جهانیان معرفی کنند و امتیازات دیگران را بنام آنان تمام کنند

۴-روحیه ضعیف کشی

هستند کسانیکه از حسّ ضعیف کشی برخوردارند اگر کسی در جامعه ضعیف و ناتوان شد آماده هستند هر بلا و مصیبتی را سر آنان بیاورند

این قبیل افراد را امیرمؤمنان(ع) در خطبه۱۰۹ نهج البلاغه چنین معرفی می نماید:

أَقْبَلُوا عَلَى جِیفَهٍ قَدِ افْتَضَحُوا بِأَکْلِهَا

به مرداری روی آوردند که با خوردن آن رسوا گشته اند

وَاصْطَلَحُوا عَلَى حُبِّهَا وَمَنْ عَشِقَ شَیْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَأَمْرَضَ قَلْبَهُ

و عجب اینکه در محبت و دوستی آن با هم توافق کرده اند آری هر کس به چیزی عشق ورزد چشم او را ناتوان و قلب و فکر او را بیمار می سازد

فَهُوَ یَنْظُرُ بِعَیْنٍ غَیْرِ صـَحِیحَهٍ وَیَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَیْرِ سَمِیعَهٍ

در نتیجه با چشمی معیوب به همه چیز می نگرد و با گوشی ناشنوا می شنود

قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَأَمَاتَتِ الدُّنْیَا قَلْبَهُ وَوَلِـهـَتْ عـَلَیْـهَا نَـفْسُـهُ

شهوات و خواسته های دل جامه عقلش را دریده و دنیاپرستی قلبش را می رانده و تمام وجودش شیفته آن شده است

فَهُوَ عَبْدٌ لَهَا وَلِمَنْ فِی یَدَیْهِ شَیْ‏ءٌ مِنْهَا حَیْثُمَا زَالَتْ زَالَ إِلَیْهَا وَحَیْثُمَا أَقْبَلَتْ أَقْـبَلَ عَـلَیْهَا(۵)

از این رو او بنده دنیاست و بنده هر کسی که چیزی از دنیا را در دست دارد به هر طرف دنیا بلغزد او هم می لغزد و به هر سو رو کند به همان سو رو می کند

تملق و چاپلوسی از نظر قرآن:

معنی چاپلوسی عبارت از این است که فردی چیزی را به زبان می آورد در حالی که از لحاظ قلبی به آن اعتقاد ندارد و با اینکار می خواهد منافع مادی و اجتماعی خویش را تأمین کند

در حقیقت تملق نوعی نفاق است که در آیات قرآن ۳۵ بار در ضمن ۱۱ سوره قرآن با واژه نفق و مشتقات آن مطرح شده است و حتی یک سوره مستقل به نام سوره منافقون نازل شده است

انسانهای متملق به قـدری حـرفه ای عمـل مـی کنند کـه حتی پیامبر را به تعجب وا می دارند لذا قرآن می فرماید:

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِی قَـلْبِـهِ وَهُـوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ

و از میان مردم کسى است که در زندگى این دنیا سخنش تو را به تعجب وامى دارد و خدا را بر آنچه در دل دارد گواه مى‏ گیرد و حال آنکه او سخت‏ ترین دشمنان است

وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُـفْـسِدَ فِیـهَا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ(۶)

و چون برگردد [یا ریاستى یابد] کوشش مى ‏کند که در زمین فساد نماید و کشت و نسل را نابود سازد و خداوند تباهکارى را دوست ندارد

حسد از دیدگاه قرآن:

گفته شد یکی از عوامل نسبت های ناروا به اشخاص پس از خلع پس از قدرت ظاهر حسادت است که موقع داشتن قدرت توان ابراز ندارد و لکن پس از کنار گذاشتن از قدرت نسبتهای ناروا می دهند

واژه حد با مشتقاتش چهار باردر قـرآن ذکـر شـده اسـت

۱-سوره فتح آیه ۵

۲-سوره بقره آیه ۱۰۹

۳-سوره نساء آیه ۵۴

۴-سوره فلق آیه ۵

و نیز در قرآن داستانهایی از حسودان نقل شده است

الف:حسادت قابیل به هـابیل دو فرزنـد حضـرت آدم در آیات ۲۷ تا ۳۱ سوره مائده جریان آن ذکر شده است

ب:حسادت برادران یوسف و پیامدهای آن که در سـوره یوسـف مـطرح گـردیده اسـت

می گویند:

۱-اولین قتلی که در زمیـن اتـفاق افتاد به خـاطر حسـد بود که قابیل هابیل را کشت

۲-و اولین گناهی که در آسمان اتفاق افتاد حسد بود که شیطان به آدم سجده نکرد

پی نوشت:

(۱) رساله مصور ج۲ ص ۲۵۱                                      

(۲)رساله مصور ج۱ ص ۶۶                                          

(۳)نهج البلاغه حکمت ۹

(۴)شرح نهج البلاغه /ابن ابی الحدید ج۱۸ص۱۸

(۵)نهج البلاغه خطبه ۱۰۹

(۶)سوره بقره آیه شریفه ۲۰۴-۲۰۵