سه شنبه ۲۸ دی ۱۴۰۰ - الثلاثاء 15 جماد ثاني 1443

(۱۳۹۶/۰۳/۲۵) سخنرانی روز بیستم(فلسفه دست کشیدن امیرمؤمنان(ع) از خلافت ظاهری)

احکام: ۱-قی کردن(تهوع) اگر روزه دار به جهت حـالت تـهوع بی اختیار استفراغ کند اشکالی ندارد ولی اگر به طور عمدی باشد روزه اش باطل می شود و کفاره هـم بر او واجب مـی شود(۱) ۲-پاک کننده ها موضوع طهارت و پاکیزگی به قدری مهم است که خـداوند می فـرمایـد: مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِـیَجـْعَـلَ عَلَیْکُـمْ […]

IMG_7136.jpg

IMG_7136.jpg

احکام:

۱-قی کردن(تهوع)

اگر روزه دار به جهت حـالت تـهوع بی اختیار استفراغ کند اشکالی ندارد ولی اگر به طور عمدی باشد روزه اش باطل می شود و کفاره هـم بر او واجب مـی شود(۱)

۲-پاک کننده ها

موضوع طهارت و پاکیزگی به قدری مهم است که خـداوند می فـرمایـد:

مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِـیَجـْعَـلَ عَلَیْکُـمْ مِنْ حَـرَجٍ وَلَکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ(۲)

خداوند نمی‏خواهد مشکلی برای شما ایجاد کند بلکه می‏خواهد شما را پاک سازد و نعمتش را بر شما تمام نماید شاید شکر او را بجا آورید

پاک کننده ها عبارتند از:

۱-آب ،۲-آفتاب ،۳-انتقال (جابه جا شدن شی نجس از موجودی به موجود دیگر۴-تبعیت ،۵-استبراء حیوان نجاست خوار ،۶-زمین ،۷-استهاله(یعنی تبدیل شدن چیز نجس یا متنجس به چیز پاک به گونه ای که عرف آن را از نوع تبدیل در جنس و حقیقت بداند) ۸-اسلام ،۹-بر طرف شدن نجاست ،۱۰-غایب شدن مسلمان

قال علی(ع):

لَنَا حَقٌّ فَإِنْ أُعْطِینَاهُ                

ما را حقی است اگر داده شود(آزادی)

وَإِلَّا رَکِبْنَا أَعـْجَازَ الْإِبِلِ           

و الا(همچون اسیران و بندگانی خواهیم بود که)در عقب شتر سوار خواهیم شد

وَإِنْ طَالَ السُّرَى(۳)                

هر چند زمانی طولانی این سیر در تاریکی بگذرد

معنی واژه ها:

۱-أَعـْجَازَ       

جمع عَجُز به معنای پشت

۲-السُّرَى        

به معنای سیر شبانه است

توضیح:

در اینکه منظور از این تشبیه امام چیست شارحین نهج البلاغه احتمـالاتی به تـرتـیب زیـر داده انـد:

احتمال اول:

مرحوم سید رضی مؤلف نهج البلاغه می نویسد این کلام از سخنان لطیف و فصیح امیرمؤمنان(ع) است و معنای آن این است که اگر حق ما به ما داده نشود همچون افراد خار و بی مقدار خواهیم بود و این بدان سبب است که کسیکه پشت سر دیگری سوار مرکب می شود در قسمت عقب مرکب خواهد بود همچون برده و اسیر و مانند آنها

احتمال دوم:

بعضی دیگر گفته اند منظور این است که اگر حق ما را به ما ندهند به زحمت و مشقت فراوان خواهیم افتاد همانگونه که شخص ردیف دوم به هنگام سوار شدن بر شتر چنین حالی خواهد داشت

احتمال سوم:

عده ای دیگر فرموده اند هدف امیرمؤمنان(ع) این است که اگر ما به حقمان نرسیم مخالفان ما برای مدت طولانی ما را به عقب خواهند انداخت و ما هم طبق فرموده پیامبر صبر می کنیم و برای گرفتن حق خویش دست به شمشیر نخواهیم برد(۴)

یادآوری:

هر یک از این تفسیرهای سه گانه را انتخاب کنیم اشاره به این نکته است که مخالفان ما افراد بی رحمی هستند که تنها به غصب حق ما قناعت نمی کنند بلکه اسرار دارند ما را به ذلت و زحمت بیفکنند و هر چه بیشتر رسیدن ما را به حقمان تأخیر بیندازند

همانگونه که تاریخ این واقعیت را نشان داد که دشمنان امام ۷۰ سال بر فراز تمام منابر در سراسر جهان اسلام آن حضرت را لعن می کردند و فرزندانش را در کربلا به خاک و خون کشیدند و خاندان او را به اسارت کشاندند ولی آنان صبر کردند تا این شب تاریک و ظلمانی برطرف شود

به عقیده ما پایان این شب سیاه و ظلمانی همان ظهور مهدی موعود خواهد بود که در آن زمان حق به صاحب حق می رسد و جهان دگرگون می شود و عالم دیگری جای این عالم ظلمانی را خواهد گرفت

سوال:

احتمالا این سوال به ذهن شما برسد که چرا امیرمؤمنان(ع) در برابر غصب شدن حق خویش صبر کرد و دست به شمشیر نبرد خود امیرمؤمنان(ع) به این سوال در یکی از خطبه های نهج البلاغه چنین پاسخ می دهند

و در ضمن خطبه سوم نهج الـبلاغه که مـعروف بـه خـطبه شقشـقیه است پس از بـیان شرایط سیاسی حاکم بر جامعه اسلامی چنین میفرماید:

فَرَأَیْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَفِی الْعَیْـنِ قـَذًى وَفِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِی نَـهْباً(۵)

دیدم خویشتندارى در این امر عاقلانهتر است، پس صبر کردم در حالىکه گویى در دیدهام خاشاک بود،و غصه راه گلویم را بسته بود! مىدیدم کـه مـیـراثم بـه غـارت مـی رود

اما در نامه ۶۲ نهج البلاغه که خطاب به مردم مصر نوشته شده علل آن را بصورت مشروح تر چنین بـیان فرمـوده:

فَأَمْسَکْتُ یَدِی

پس دست خود بازکشیدم

حَتَّى رَأَیْتُ رَاجِعَهَ النَّاسِ

تا آنکه دیدم گروهی در دین خود نماندند

قَـدْ رَجَعَتْ عَنِ الْإِسْلَامِ

و از اسلام روی برگرداندند و مردم را

یَدْعُونَ إِلَى مـَحْقِ دَیْنِ مُـحَمَّدٍ(ص)

به نابود ساختن دین‏ محمد (ص) خواندند

فَخَشِیتُ إِنْ لَمْ أَنْصُرِ الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ       

پس ترسیدم که اگر اسلام و مسلمانان را یاری نکنم

أَنْ أَرَى فِیهِ ثَلْماً أَوْ هَدْماً        

رخنه‏ای در آن بینم یا ویرانیی

تَکُونُ الْـمُـصِـیبَهُ بِهِ عَلَـیَّ أَعْظَمَ مِـنْ فَـوْتِ وِلَایَتِـکُـمُ الَّتِی إِنَّـمَا هِیَ مَتَاعُ أَیَّامٍ قـَلَائِلَ(۶)

که مصیبت آن بر من سخت‏تر از محروم ماندن از خلافت شمااست خلافتی که آن متاع روزهایی چند است

پی نوشت:

(۱)توضیح المسائل ۱۰ مرجع م ۱۶۴۶                                                                                                (2)سوره مائده آیه ۶

(۳)نهج البلاغه حکمت ۲۲

(۴)شرح نهج البلاغه /مکارم ج۱۲ ص ۱۳۳-۱۳۴

(۵)نهج البلاغه خطبه ۳                    

(۶)نهج البلاغه نامه ۶۲