یکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ - الأحد 23 ربيع ثاني 1443

(۱۳۹۶/۰۷/۰۸) سخنرانی شب نهم ماه محرم

مقدمه: در میان شیعیان اهل بیت(ع) مرسوم است که شب و روز تاسوعا را به بیان شهامت ،شجاعت ،ایثارگری و مصائب حضرت ابوالفضل اختصاص می دهند لذا ما نیز با پیروی از این سنت دیرینه مباحث خود را در محورهای زیر پی می گیریم الف:حوادث و اتفاقات تاسوعا ۱-محاصره کردن خیمه های اباعبدالله الحسین(ع)(۱) ۲-آمدن […]

IMG_1665.jpg

IMG_1665.jpg

مقدمه:

در میان شیعیان اهل بیت(ع) مرسوم است که شب و روز تاسوعا را به بیان شهامت ،شجاعت ،ایثارگری و مصائب حضرت ابوالفضل اختصاص می دهند لذا ما نیز با پیروی از این سنت دیرینه مباحث خود را در محورهای زیر پی می گیریم

الف:حوادث و اتفاقات تاسوعا

۱-محاصره کردن خیمه های اباعبدالله الحسین(ع)(۱)

۲-آمدن شمر به کربلا همراه با لشکری مجهز(۲)

۳-ارسال نامه عبیدا.. بن زیاد به امام حسین(ع)(۳)

۴-ارسال امان نامه از سوی عبیدالله بن زیاد به فرزندان ام البنین(۴)

۵-سخنرانی امام بر یاران خود در عصر روز تاسوعا(۵)

۶-گرفتن مهلت از دشمن برای عبادت شب عاشورا(۶)

۷-اعلان آمادگی اصحاب اباعبدالله برای شهادت(۷)

۸-قدردانی امام حسین(ع) از وفاداری اصحاب خویش(۸)

شخصی بنام عبدالملک می گوید: از امام صادق(ع) در مورد روزه ی تاسوعا و عاشورای ماه محرم پرسیدم.آن حضرت در پاسخ فرمود:

تَاسُوعَا یَوْمٌ حُوصِرَ فِیهِ الْحُسَیْنُ وَ أَصْحَابُهُ بِکَرْبَلَاءَوَ اجْتَمَعَ عَلَیْهِ خَیْلُ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَنَاخُوا عَـلَـیْهِ

تاسوعا روزى است که امام حسین(ع)و یارانش در کربلا محاصره شدند و اهل شام در اطراف آنان اجتماع نمودند

وَ فَرِحَ ابْنُ مَرْجَانَهَ وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ بِتَوَافُرِ الْـخَیْلِ وَ کَثْرَتِهَا وَ اسْتَضْعَفُوا فِیهِ الْحُسَیْنَ ع وَ أَصـْحَابَهُ

ابن مرجانه (همان عبیدالله بن زیاد ملعون)و ابن سعد از کثرت لشکر خود خوشحال شدند و امام حسین و یاران او را در آن روز ضعیف شمردند

وَ أَیْقَنُوا أَنَّهُ لَا یَأْتِی الْحُسَیْنَ نَاصِرٌ وَ لَا یُمِدُّهُ أَهْلُ الْعِرَاقِ بِأَبِی الْـمُسْـتَـضـْعَـفَ الْـغَـرِیـبَ(۹)

و یقین کردند که براى حسین ع یاورى نخواهد آمد و اهل عراق آن حضرت را کمک نخواهند کرد. پدرم به فداى آن حسینى که ضعیف شمرده شد و غریب بود

ب:جایگاه حضرت ابوالفضل العباس(ع)

مقدمه:

در ارتباط با عظمت شخصیت حضرت ابوالفضل العباس(ع) در کتب تاریخی و مقاتل موضوعات مهمی مطرح شده است از قبیل:

۱-مورخین ولادت آن حضرت را روز ۴ شعبان سال ۲۶ هجری بیان کرده و ادوار زندگی او را به ۳ قسمت زیر تقسیم کرده اند

¡حدود۱۴ سال در عصر پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان(ع) زندگی کردهحَضَرَ بَعْضَ الْـحُـروبِ فَـلَـمْ یَأْذَنْ لَـهُ اَبُـوهُ ِالنِّـزالِ(۱۰)در بعضی از جنگها حاضر می شد ولی پدرش به او اجـازه جنـگ نمی داد

۱۰ سال از عمر شریف ایشان در دوران امـامـت بـرادر بزرگوارشان حضرت امام حسن مجتبی(ع) سپری شد

۱۰ سـال پایـان عـمر آن حـضـرت در محضر اباعبدالله الحسین(ع) سپری شد

۲-نوع مورخان مطرح کرده اند کـه حضرت عـباس در کـربـلا به خاطر تعصبات قبیله ای و خانوادگی با دشمنان نمی جنگید

بَلْ کانَ یَعْرِفُ اَنَّ دینَ اللهِ قائِمٌ بِالْحُسَیْنِ وَ هُوَ عَمودُ الدّینِ مُجاهِدٌ عَنْ دینِ الله وَعَنْ شَریعَهِ الْمُصْطفی(ص)کـَما قالَ اِنّی اُحامی اَبَدَاً عَنْ دینی وَعَنْ اِمامٍ…(۱۱)

بلکه شناخت داشت که دین خداوند قائم بر امام حسین(ع) است و او ستون خیمه دین می باشد و در راه خدا و شریعت مصطفی می جنگید بطوریکه فرمود:من حمایت میکنم از دینم و از دین امام

۳-در ارتباط با نقش اساسی وی در حماسه عاشورا و شجاعت و شهامت وی مورخان نوشته اندلا یُـقاسُ بِشَـجاعَتِهِ اِلّا شـَجاعـَهُ اَبیـهِ وَ اَخـیهِ(۱۲) شجاعت عباس با شجاعت پدرش علی و برادرش امام حسین(ع) مقایسه می شود

باز صاحبان مقاتل نوشته اند:

لَـمّـا قُــتِـلَ الـْعـَـبّاسُ تَــدافَـــعـــهِالرِّجالُ عـَـلی اَصْـحـابِ الْـحُسَیْنِ(۱۳)

هنگامی که عباس کـشته شـد دشمـنان از هـر سو بر اصحاب امام حسین(ع) حمله ور شدند

۴-داشتن ایمان محکم

امام صادق(ع) فرمود:

کانَ عَـمّـُنا الْعَبّاسِ بْـنِ عَـلِـیٍّ(ع) نافِـذَالْبَصیـرَهِ وَ صُـلْـبَ الْایـمان(۱۴)

عموی ما عباس بن علی بصیرتی نافذو ایـمـانی محـکم و اسـتـوار داشـت

۵-ابوالفرج اصفهانی در کتاب مقاتل الطالبیین نقل می کند:

بَـیْـنَ عَیْـنَیْـهِ اَثَـرُ السُّـجـودِ(۱۵)

بین دو چشمانش اثر سجده بود

ج:روضه حضرت ابوالفضل(ع)

مقدمه:

مقتلی که می خوانم در نوع کتب تاریخی و مقاتل فریقین با کمی اختلاف در نقلها مطرح شده است از جمله شخصیت هایی که در قرون مختلف این مقتل را مطرح کرده اند عبارتند از:ابن شهر آشوب(۱۶)ابوالفرج اصفهانی(۱۷)احمد بن جابر بلاذری(۱۸)احمد بن داود دینوری(۱۹)احمد بن علی مقریزی(۲۰)شیخ صدوق(۲۱)،سید بن طاووس(۲۲)محمد بن جریر طبری(۲۳)اسماعیل بن کثیر(۲۴)

متن مقتل:

وقتی حضرت ابوالفضل العباس(ع) تنهایی برادرش اباعبدالله الحسین(ع) را مشاهده کرد اجازه رفتن به میدان خواست امام در پاسخ فرمود:

فَاطْلُبْ لِهُؤلاء الْاَطْفالِ قَلیلاً مِنَ الْماءِ

بـرادرم بـرو بـرای بـچه ها مـقـداری آب بـیاور

فَرَکِبَ فَرَسَهُ وَ اَخَذَ الْقِـرْبَهَ وَ قَـصـَدَ نـَحْـوَ الْـفـُراتِ

سوار بر اسب شد و مشک را برداشت و به سوی فرات به راه افتاد

فَأَحاطَ بِهِ خَمْسُ مِأَهِ فارِسٍ مِمَّنْ کانُوا مُوَکِّلینَ بِالْفُراتِ وَ رَمَوْهُ بِالنِّبالِ فَکَشَفَـهـُمْ وَ قـَتَـلَ مـِنْـهُمْ جـَمْعاً کَثیـراً

۵۰۰ سواره ای که بر فرات گمارده شده بودند او را دوره کرده و تیرباران کردند صفوف آنها را شکافت و تعداد زیادی را از پای درآورد

حَتّی دَخَلَ الْمَشْرَعَهَ وَ اَرادَ اَنْ یَشْرَبَ غُرْفَهَ مِنَ الْماءِ فَذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ فَصَبَّ الْماءَ مِنْ یَدِهِ وَلَمْ یَشْرَبْ وَ قالَ وَاللهِ لا اَذُوقُ الـْماءَ وَالـْحُـسِیْـنُ وَ اَطْفالُـهُ عِـطاشٌ

تا اینکه وارد شریعه شد خواست مشکی آب بنوشد که تشنگی امام حسین(ع) و اهل بیت او را به یاد آورد آب را فرو ریخت و ننوشید و فرمود به خدا سوگند هرگز آب نمینوشم در حالی که حسین و کودکانش تشنه هستند

فَحَمَلَ الْقِرْبَهَ عَلی کِتْفِهِ الْاَیْمَنِ وَ تَوَجَّهَ نَحْوَ الْخِیْمَهِ فَقَطَّعُوا عَلَیْهِ الطَّریقَ وَ اَحاطُوا بِهِ مِنْ کُلِّ جانِبٍ فَحَمَلُوا عَلَیْهِ وَ حَمَلَ هُوَ عَلَیْهِمْ

مشک را بر شانه راست انداخت و به سوی خیمه ها به حرکت آمد راه را بر او بستند و از هر طرف دورش را گرفتند و بر او حمله کردند و او نیز بر آنان حمله می برد

فَفَرَّقَهُمْ فَکَمَنَ لَهُ زِیْدُ بْنِ وَرْقاءَ مِنْ وَراءِ نَخْلَهٍ فَضَرَبَهُ عَلی یَمینِهِ فَاَخَذَ السِّیْفَ بِشِمالِهِ فَحَمَلَ الْقِرْبَهَ عَلی کِتْفِهِ الْاَیْسَرِ فَحَمَلَ عَلَیْهِمْ… فَقاتَلَ حَتّی ضَعُفَ

جمعیت را متفرق نمود زید بن ورقا پشت درخت نخلی کمین کرد ضربه ای بر دست راست او زد حضرت عباس شمشیر را به دست چپ کرد و مشک را بر دوش چپش قرار داد و بر آنها حمله کرد جنگید تا اینکه ضعف او را فراگرفت

فَکَمَنَ لَهُ اَلْـحَکیمُ بْنُ الطُّفَیْلِ مِنْ وَراءِ نـَخْلَهِ فَـضَرَبَهُ فَقَطَعَ یَدَهُ الْیُسْری مِنَ الزَّنْدِ فَحَـمِلَ الْقِـرْبَـهَ بِاَسْنَانِـهِ

حکیم بن طفیل پشت نخلی کمین کرد و ضربه ای بر دست چپش زد و دست او از ساعد قطع شد مشک را به دندان گرفت

فَجاءَ هُ سَهْمٌ فَاَصابَ الْقِرْبَهَ وَ اُریقَ مَاؤُها ثُمَّ جاءَهُ سَهْمٌ آخَرَ فَأَصابَ صَدْرَهُ فَضرَبَهُ اِبْنُ الطُّفَیْلِ بِعَمُودٍ مِنْ حَدیدٍ فَانْقَلِبَ عَنْ فَرَسِهِ وَ نادیَ بِأَعْلی صَوْتِهِ أَخاهُ الْحُسَیْنَ اَدْرِکْنی یا اَخی:

تیری به سوی او آمد و به مشک اصابت کرد و آب مشک را ریخت تیر دیگری آمد و به سینه اش اصابت کرد در این هنگام حکیم بن طفیل با عمود شمشیر بر او زد از اسب به زمین افتاد و با ندایی بلند برادرش حسین(ع) را صدا زد مرا دریاب ای برادرم

فَانْقَضَّ عَلَیْهِ اَبُوعَبْدِالله فَلَمّا اَتاهُ رَآهُ مَصْروعاً عَلی شَطِّ الْفُراتِ مَقْطوعَ الْیَمینِ وَالْیَسارِ مَرْضُوخَ الـْجَبیـنْ

امام حسین به سوی او آمد وقتی رسید دید که برادرش کنار شریعه فرات افتاده است در حالی که دست چپ و راست او قطع شده و پیشانی اش شکسته

فَوَقَفَ عَلَیْهِ مُنْحَنِیاً وَ جَلَسَ عِنْدَ رَأسِ یَبْکی… ثُمَّ قالَ الْانَ اِنْکَسَرَ ظَهْری وَ قَلَّتْ حیلَتی وَ شَمَتَتْ بی أَعْدابـی

با کمر خمیده کنار بدن عباس قرار گرفت و بر بالینش نشست سپس فرمود اکنون کمرم شکست و چاره ام از دست رفت و دشمنم از این حادثه خوشحال شد

پی نوشت:

(۱)فروع کافی/کلینی ج۴ ص ۱۷۴                           

(۲)اعلام الوری /طبری ج۱ ص۴۵۵

(۳)بحارالانوار/مجلسی ج۴۴ ص۳۶۱             

(۴)فیض العلام ص ۱۴۳

(۵)تاریخ طبری ج۴ ص ۳۱۵                         

(۶)فتوح/ابن اعثم کوفی ج۵ص۱۶۹

(۷)الارشاد/شیخ مفید ص ۴۴۲                                   

(۸)نفس المهموم ص ۲۱۹

(۹)فروع کافی ج ۴ ص ۴/۱۴۷                                  

(۱۰)سر سلسله علویه ص ۲۶

(۱۱)الوقایع والحوادث ج۲ ص ۳۰                           

(۱۲)معالی السبطین /مازندرانی ج۱ ص ۲۶۷

(۱۳)الذریعه/آغابزرگ ص ۱۲۴                                

(۱۴)تنقیح المقال /ممقانی ج۲ص۱۲۸

(۱۵)مقاتل الطالبیین /ابوالفرج اصفهانی ص۳۳                    

(۱۶)مناقب آل ابی طالب/ابن شهر آشوب ج۴ ص ۵۸-۱۰۸

(۱۷)مقاتل الطالبیین /ابوالفرج اصفهانی ص ۱۱۷     

(۱۸)انساب الاشراف/بلاذری ج۳ ص ۱۸۱

(۱۹)الاخبار الطوال/دینوری ص ۲۵۷                       

(۲۰)اِمتاع الاسماء/مقریزی ج۴ ص ۴۵

(۲۱)ثواب الاعمال /شیخ صدوق ص۲۱۸                  

(۲۲)اللهوف/سید بن طاووس ص ۱۱۷

(۲۳)تاریخ طبری/طبری ج۴ ص ۳۰۳                       

(۲۴)البدایه والنهایه/ابن کثیر ج۳ ص ۶۳