یکشنبه ۷ آذر ۱۴۰۰ - الأحد 23 ربيع ثاني 1443

(۱۳۹۶/۰۷/۱۱) سخنرانی شام غریبان(جایگاه حضرت زینب(س))

عن رسول الله(ص): مَـنْ بَکـی عَـلـی مُـصابِ هــذِهِ الْــبـِنْــتِ(زیـنـب) کانَ کَـمَنَ بَکی عَلـی اَخَوَیْها اَلْـحَسَنِ وَ الـْحُسَیْنِ(۱) هر کس بر مصیبـت ایـن دخـتر (حضـرت زیـنب) گـریه کنـد مانــنداین است که در مصیبت دو برادرش حـسنین (ع) گریـه کـرده اسـت الف:جایگاه حضرت زینب همه می دانیم که از عصر عاشورا مسئولیت بقایای کاروان اباعبدالله الحسین(ع) که […]

IMG_1668.jpg

IMG_1668.jpg

عن رسول الله(ص):

مَـنْ بَکـی عَـلـی مُـصابِ هــذِهِ الْــبـِنْــتِ(زیـنـب) کانَ کَـمَنَ بَکی عَلـی اَخَوَیْها اَلْـحَسَنِ وَ الـْحُسَیْنِ(۱)

هر کس بر مصیبـت ایـن دخـتر (حضـرت زیـنب) گـریه کنـد مانــنداین است که در مصیبت دو برادرش حـسنین (ع) گریـه کـرده اسـت

الف:جایگاه حضرت زینب

همه می دانیم که از عصر عاشورا مسئولیت بقایای کاروان اباعبدالله الحسین(ع) که متشکل از زنان ،کودکان و نوجوانان مصیبت دیده بود به عهده حضرت زینب قرار گرفت چون امام زین العابدین(ع) مریض بودند حتی پرستاری و محافظت از جان او نیز به عهده حضرت زینب بود

در این جلسه که شام غریبان است می خواهم مقداری در ارتباط با عظمت روحی آن بزرگوار بحثی داشته باشیم با استناد به مواضع ایشان در حوادث و اتفاقاتی که در دوران اسارت به وجود آمد

۱-دلداری امام معصوم در قتلگاه

امام زین العابدین(ع) می فرماید موقع عبور اسیران از قتلگاه حالتی به من پیش آمد که یک لحظه احساس کردم روح از بدنم جدا می شود در این لحظه عمه ام زینب خودش را به من رساند و چنین گفت:

مالـی اَراکَ تـَجُودُ بـِنَـفْسِکَ یا بَقِیَّهَ جَدِّی وَ أَبی وَ اِخْـوَتـی(۲)

ای بازمانده جد و پدر و برادرانم! چرا این گونه بیتابی! چرا جان خود را در معرض خطر قرار داده ای؟

۲-محاکمه مردم کوفه

حضرت زینب وقتی به صورت اسیر وارد کوفه شد یک سخنرانی غراء و کوبنده ای ایراد کرد بقدری این سخنرانی با عزت و شهامت ایراد گردید که بعضی ها فکر کرده بودند خود حضرت علی حرف می زند

در این سخنرانی حضرت زینب در واقع مردم کوفه را به محاکمه کشید و در بخشی از آن چنین فرمود:

أَ تَدْرُونَ وَیْلَکُمْ أَیَّ کَبِدٍ لِمُحَمَّدٍ ص فَرَثْتُـمْ

آیا می‌دانید چه جگری از رسول خدا(ص) دریده‌اید؟

وَأَیَّ عَهْدٍ نَکَثْتـُمْ وَأَیَّ کَـرِیـمـَهٍ لَهُ أَبْرَزْتـُمْ

و چه پیمانی را شکستید و چه حرمسرای ارزشمندی از رسولخدا را آشکار کردید

وَأَیَّ حـُرْمَــهٍ لَــهُ هــَتَـکـْتـُمْ وَأَیَّ دَمٍ لَـهُ سـَفَـکـْتــُمْ

و چه حرمتی از او شکسته‌اید؟و چه خونی را از او بر زمین ریختید

أَ فَعَجِبْتُمْ أَنْ تُمْطِرَ السَّمَاءُ دَماً وَلَعَذابُ الْآخِرَهِ أَخْزى‏(۳)

آیا از اینکه آسمان خون ببارد تعجب می کنید؟در حالی که عذاب آخرت بسیار خوار کننده است

۳-پاسخ کوبنده به استاندار یزید

وقتی اسیران را به کاخ عبید الله بن زیاد وارد ساختند او خطاب به حضرت زینب گفت:کَیْفَ رَأَیْتِ صُنْعَ اللهِ بِأَخیکَ وَ اَهْلِ بَیْتِکِکار خدا را نسبت به برادرت و خاندانت چگونه دیدی

حضرت زینب با صلابت و قاطعیت چنین پاسخ داد:

مَا رَأَیْتُ‏ إِلَّا جَمِیلًا هَؤُلَاءِ قَوْمٌ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَ سَیَجْمَعُ اللَّهُ بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَتُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ یَا ابْنَ مَرْجَانَهَ(۴)

من جز زیبایی و نیکی ندیدم آنها گروهی بودند که خداوند شهادت را بر ایشان مقرر کرد و آنان نیز با آرامگاه خویش شتافتند و به زودی خداوند تو و آنان را گرد خواهد آورد و میان شما داوری خواهد کرد در آن روز بنگر چه کسی پیروز خواهد بود ای پسر مرجانه مادرت به عزایت بنشیند

۴-رسوا ساختن یزید در کاخ خود

از جمله مواضع قاطع حضرت زینب که بنی امیه را رسوا ساخت و مردم غفلت زده شام را بیدار کرد سخنان کوبنده آن حضرت در مجلس یزید بود که در بخشی از آن چنین فرمود:

اَمِن العَدلِ یا ابنَ الطُلقاءِ! تَخْدیرُکَ حرائِرَکَ وَ اِمائَـکَ وَ سَـوقُـکَ بَـناتَ رَسُولِ‏اللَّهِ سَبایَا

ای پسر کفار آزاد شده آیا این از عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را پشت پرده ها بنشانی ولی دختران رسولخدا را اسیر کرده ای؟

قَدْ هَتَکْتَ سُتورَهُنَّ وَ اَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ تَحْدُوبِهِنَّ الأَعْداءُ مِنْ بـَلَدٍ اِلی بَلَدٍ وَ یَـسْـتَشْـرِفـُهُنَّ اَهْلُ الْـمناهِلِ وَ الـمـَناقِلِ

در حالیکه پرده حرمت آنان را دریده و چهره آنان را در معرض دید مردم قرار داده ای ؟آنها را توسط دشمنان در شهرهای مختلف بگردانی تا مردم هر کوی و برزن به تماشای آنان بنشیند

کَیْفَ تُرتجی‏ مُراقَبَهُ مَنْ لَفَظَ فُـوه اَکْبادَ الاَزکیاءِو نَبَـتَ لَحْمُهُ مِـن دِماءِ الشـُهـَداءِ؟(۵)

چگونه می توان به حمایت و مراقبت آن کس امید داشت که مادرش جگر پاکان را به دهان گرفته و گوشتش از خون شهیدان روییده

ب:مصائب اهل بیت اباعبدالله(ع) از دیدگاه امام زینالعابدین(ع)

در پایان اسارت اهل بیت(ع) امام زین العابدین(ع) در ورودی شهر مدینه گزارشی از مصائب عاشورا خطاب به مردم مدینه ارائه کردند که در بخشی از آن چنین فرمودند:

اَیُّها الْقَوْمُ قُتِلَ ابُو عَبْداللّهِ وَ عِتْرَتُهُ وَ سُبِیَ نِسائُهُ وَ صِبْیَتُهُ وَ دارُو بِرَأسِهِ فِی الْبُلْدانِ مِنْ فَوْقِ عامِلِ السِّنانِ وَ هذِهِ الرَّزیهُ الَّتی لا مِثْلُها رَزِیَهٌ ما سَمِعْنا بِهذا فی آبائِنا الْاَوَّلینَ

ای قوم…ابی عبدالله و عترت او کشته شد و زنان و کودکانش اسیر گشتند و سر مقدس او را بالای نیزه در شهرها گرداندند و این مصیبتی است که مانند آن در گذشتگان وجود ندارد

در بخش دیگر سخنان خود عمق ستمـگریها و جـنایات لشکریان بنی امیه را با سوز دل تمام چنـین بیان فرمود:

وَاللهِ لو اَنَّ النَّبِـیَ تَـقَدَّمَ اِلَیْـهِمْ فی قِتالِنا کَـما تَقَدَّمَ اِلَـیْـهِمْ فِـی الْوِصایَهِ بِنا لَـما زادُوا عَلی ما فَعـَلُوا بـِنا(۶)

به خدا سوگند اگر پیامبر در عوض سفارشهایی که در حق ما نمودنددستور جنگ با ما را صادر می نمود این قوم بیشتر از این جنایت نـمی توانستـند مرتکـب شـوند

روضه شام غریبان:

مصیبت اسارت اهل بیت اباعبدالله الحسین(ع) همه خاندان رسالت را تحت تأثیر قرار داده و هر کدام به تناسبی از آن یاد کرده اند

۱-امام صادق(ع) فرمود:

منصور دوانیقی خانه امام صادق(ع) را به آتش کشیدآن بزرگوار جریـان را چـنین تـوضیح مـی دهـند:

لَمّا أَخَذَتِ النّارُ ما فِی الدِّهْلیزِ نَظَرْتُ إلَى نِسائِی وَبَناتِی یَتَراکَضْنَ فِی صَحْنِ الدّارِ مِنْ حُجْرَه إلى حُجْرَه وَمِنْ مَکان إلى مَکان، هذا وَأَنا مَعَهُنَّ فی الدّارِ فَتَذَکَّرْتُ فِرارَ عِیالِ جَدِّیَ الْحُسَیْنِ(ع) یَوْمَ عاشُورا مِنْ خَیْمَه إلى خَیْمَه وَمِنْ خَباء إلى خَباء

وقتى آتش در دهلیزخانه زبانه کشید، زنان و دخترانم را دیدم که از این اطاق به آن اطاق و از این جا به آن جا پناه مى برند با آنکه [تنها نبودند و] من نزدشان حضور داشتم، با دیدن این صحنه به یاد بانوان جدّم حسین(علیه السلام) در روز عاشورا افتادم که از خیمه اى به خیمه دیگر و از پناهگاهى به پناهگاه دیگر فرار مى کردند)

۲-امام رضا(ع) فرمود:

اِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ … وَ هُتِکَ فیه حُرْمَتُناوَ سُبِیَ فیهِ ذَرارِیُّـنا وَ نِساؤُناوَ اُضْرِمَتِ النّیرانُ فـی مَضارِبِنا      

محرم ماهی است که و ما را در آن هتک حرمت کردند بچه ها و زنان ما را اسیر کردند خیمه های ما را آتش زدند

۳-امام زمان عج

فَلَمّا رَأَیْنَ النِّـسآءُ جَوادَک َ مَخْزِیّاً ، وَ نَظَرْنَ سَرْجَک َ عَلَیْهِ مَلْوِیّاً ، بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ ، ناشِراتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ

پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون بدیدند،و زینِ تورابراو واژگونه یافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خیمه) خارج شدند،درحالیکه گیسوان برگونه هاپراکنده نمودند

لاطِماتِ الْوُجُوهِ سافِرات ، وَ بِالْعَویلِ داعِیات ، وَ بَعْدَالْعِزِّ مُذَلَّلات، وَ إِلى مَصْرَعِک َ مُبادِرات،وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِکَ(۷)

، بر صورت ها طپانچه مى زدندو نقاب ازچهره هاافکنده بودند، وبصداى بلندشیون میزدند، و ازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند،وبه سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند، درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته،

پی نوشت:

  1. مجموعه وفیات الائمه، ص ۴۳۱         
  2. کامل الزیارات /ابن قولویه ص۲۷۴-۲۷۵
  3. طبرسی، الاحتجاج، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۰۴
  4. الارشاد /شیخ مفید ص ۴۷۲-۴۷۳-لهوف ص ۲۰۰
  5. بحار الانوار/مجلسی ج۴۵ ص ۱۳۲-۱۳۵
  6. لهوف / سید بن طاووس (مترجم)ص۲۷۲
  7. بحار الأنوار، ج‏۹۸، ص: ۲۴۰